تبليغاتX
...

درآمدی بر شناخت بازیگران نظام سلامت ایران

 جدال دو تفکر

 

 

مهدی عجم

ارشد مدیریت بهداشت و درمان 87

 

برخـــورداري از تاْميــن اجتماعــي از نظــر بازنشستگي، بيكاري، پيري، از كارافتادگي، بي سرپرستي، در راه ماندگي، حوادث و سوانح، نياز به خدمات بهداشتي و درماني و مراقبتهاي پزشكي به صورت بيمه و غيره، حقي است همگاني. دولت موظف است طبق قوانين از محل درآمدهاي عمومي و درآمدهاي حاصل از مشاركت مردم، خدمات و حمايتهاي مالي فوق را براي يك يك افراد كشور تاْمين كند.  (اصل 29 قانون اساسی)

از شكل‌گيري نظام سلامت با شكل كنوني آن حدود صد سال مي‌گذرد و افزايش تدريجي پيچيدگي آن موجب چالش هاي جدي در عرصه اجرايي كشور شده است. در حال حاضر در كشورهاي توسعه يافته و حتي فقير، احزاب و گروه هاي مختلف مجبورند در انتخابات و شعارهاي تبليغاتي‌شان به بحث خدمات اجتماعي، كه يكي از اصلي‌ترين جنبه‌هاي آن خدمات حوزه سلامت است بپردازند و مردم هم از دولت بعنوان نماينده خود در اين مقوله انتظارات بالايي دارند.

نظام سلامت در ایران در عصر فعلی با چالش های عدیده ای در حال دست و پنجه نرم کردن است. قصد سیاه نمایی نیست باید اذعان نمود در سی سال پس از انقلاب اسلامی تحولات شگرفی در این حوزه رخ داده است که بعضا تحسین برانگیز است اما مغرورر نباید شد و با دلخوشی به داشته ها از آرمانها و آنچه در خور این ملت و صد البته حق طبیعییشان است غافل شد.

مشکلات متعددی گریبان گیر نظام بهداشتی و درمانی در کشور ایران می باشد که اعم آن به شرح زیرخلاصه می شود :
۱- مشکل دسترسی اقتصادی برخی از اقشار مردم به خدمات درمانی و عدالت ضعیف افقی و عمودی
۲- کافی نبودن اطلاعات و تحقیقات کاربردی، به منظور سیاستگذاری و برنامه ریزی
۳- کافی نبودن مشارکت مردم در بعد تصمیم گیری در برنامه های بهداشتی و درمانی
۴- کافی نبودن هماهنگی بین بخشی
۵- ضعف مدیریت در برخی سطوح شبکه
۶- نقص نظام ارجاع
۷- عدم هماهنگی بخش خصوصی و بخش دولتی
۸- کافی نبودن نظام اطلاعات برای برنامه ریزی و نظارت
۹- نقص جامعه نگری و مهارتهای حرفه ای، در فارغ التحصیلان دانشگاههای علوم پزشکی
۱۰- مشکلات اقتصادی برای به کارگیری نیروهای آموزش دیده
۱۱- عدم توجه به اقتصاد سلامت و ارزیابی های اقتصادی


۱2- کافی نبودن نظارت در بخش خصوصی

13-پزشک محوری فزاینده،

14-چند پارگی و جزیره ای عمل نمودن سیاستگذاران و تصمیم سازان،

15- ضعف در سیاستگذاری ملی برای نظام سلامت

  16-کشمکش های جناحی بین سازمانها و نهادهای ذی نفذ با سلیقه های سیاسی مختلف مدیران ارشد آن

17-  بی عدالتی در بهره مندي از خدمات بيمه درمان پايه

18-  وضع نابسامان بیمه درمانی ،

19-کمبود عجیب اعتبارات و منابع مالی،

 بایستی برای این معضلات کلیدی و مسائلی از این دست، چاره سازی نمود و تفکر کرد

براستی توزیع قدرت در نظام سلامت ایران چگونه است؟ مردان سیاست در این عرصه تا چه میزان قدرتمند و تاثیر گذارند؟

نگاهی به سیر تاریخی وزرای بهداشت و درمان پس از انقلاب اسلامی و نحوه فکری ایشان، ما را به نکات مهمی رهنمون می سازد

وزیران بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشورمان به ترتیب:

            کاظم سامی (۱۳۵۷-۱۳۵۸) موسی زرگر (۱۳۵۸- ۱۳۵۹) هادی منافی (۱۳۵۹-۱۳۶۳) علیرضا مرندی (۱۳۶۳-۱۳۶۸) ایرج فاضل (۱۳۶۸-۱۳۶۹) رضا ملک‌زاده (۱۳۶۹-۱۳۷۲) علیرضا مرندی (۱۳۷۲-۱۳۷۶) محمد فرهادی (۱۳۷۶-۱۳۸۰) مسعود پزشکیان (۱۳۸۰-۱۳۸۴) کامران باقری لنکرانی (۱۳۸۴-۱۳۸۸) مرضیه وحید دستجردی (۱۳۸۸-        )تاکنون می باشند. باید دانست از بین این لیست 2 نام بیشتر حائز اهمیت و برجستگی خاصی است چرا که این دو با وجود آنکه یکی یکسال و دیگری 9 سال وزیر بوده اند اما سایه سنگین مکتب فکری ایشان بر دیگران سنگینی می نموده است و قدرت نفوذ و اعتبار ایشان همواره در نظام سلامت ما دارای اهمیت ویژه ای بوده است. اولی دکتر ایرج فاضل  جراح و رئیس جامعه جراحان ایران که در کارنامه خویش ، وزيری علوم میرحسین موسوی  و،ریاست فرهنگستان علوم پزشکی کشور را نیز دارد

و دومی دکتر علیرضا مرندی فوق تخصص نوزادان که سالها در ستاد انقلاب فرهنگی و وزارت بهداشت از ابتدای انقلاب مسئولیت های متعددی را بر عهده داشته و در حال حاضر هم عضو کمیسیون بهداشت درمان مجلس و ریاست فرهنگستان علوم پزشکی کشور است.

دکتر فاضل که در انتخابات ریاست جمهوریسال 84 تمام قد به دفاع از هاشمی رفسنجانی و حتی تخریب رقیبش محمود احمدی نژاد وارد میدان شد  نحله ای را در بین سیاستگذران سلامت نمایندگی می کند که در غرب بدان لیبرالهای طرفدار حقوق فردی

 می گویند(libertarians)

 فاضل  و طرفداران او معتقدند تنها حقوق منفی افراد ، شایسته محافظت هستند تا افراد بتوانند آنچه را که خود می‌خواهند بدون تعدی دولت و با انتخاب‌های فردی خود انجام دهند. آنان خواستار آن هستند که دولت نقش محدودی در محافظت از حقوق مالکیت فردی و آزادی های فردي داشته باشد و با این استدلال با محدودیت استفاده از داروها یا تجهیزات پرهزینه مخالف هستند، زیرا این اقدامات آزادی‌های فرد را برای انتخاب محدود می کند. پی آمد این اندیشه، آزاد گذاشتن دست واحدهای ارایه کننده خدمت برای اقدامات پرهزینه بوده است. لیبرترین ها اعتقاد راسخی به بازار آزاد در نظام سلامت با حداقل دخالت دولت هستند و بر این باورند بازار آزاد تضمین کننده کیفیت است نمونه این نحله در نظام سلامت امریکا کانادا و لبنان قابل مشاهده است.

از دیگر سو دکتر مرندی و همفکرانش اعتقاد راسخی به حضور حداکثری دولت در نظام سلامت دارند و برای بخش خصوصی جایگاهی قائل نیستند ، مساوات طلبان یا عدالتخواهان معتقد به تساوی عادلانه خدمات سلامتی به آحاد مردم با دخالت کامل دولت دارند که به ایشان اگالترین نیز می گویند.

egaltarians

 البته این دیدگاه دکتر مرندی در سالهای اخیر تا حدی تعدیل شده است اما تمرکز دولتی نظام سلامت به شکل صددرصد ویژگی بارز این نحله است.

باید دانست هر مدام از این نحله ها با پارادیم حاکم بر دستگاه فکری خویش تاثیرات مشخصی را بر جنبه های گوناگون نظام سلامت و بویژه مسایل مالی و اقتصاد سلامت بر جای میگذارند.

در حال حاضر نیز باید اشاره کنیم که دکتر شهاب الدین صدر ریاست کمیسیون بهداشت و درمان مجلس و رییس با نفوذ سازمان نظام پزشکی تمایل به نحله فاضل نشان می دهد البته با سیاست ورزی خاص خویش و حرکت آرام و از دیگر سو باقر لاریجانی آملی رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران و رییس شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت دولت دوم محمود احمدی نژاد نیز وجود دارد که برخی تحلیگران از وی به عنوان وزیر در سایه نام می برند که تمایل و گرایش اش به سمت مرندی تا حدی بارز است.

به هرحال قصد مقال فوق معرفی مهمترین بازیگران سیاسی نظام سلامت ایران بود. با معرفی اجمالی دو نحله فکری پرقدرت آن، هر چند که به اعتقاد برخی صاحب نظران توزیع قدرت در نظام سلامت اقتصادی است نه سیاسی و این شرکت های بزرگ داروسازی و وارد کنندگان غول پیکر تجهیزات پزشکی گرانقیمت هستند که مافیا وار به اعمال قدرت در نظام سلامت ایران، البته به شکل پنهان می پردازند.


 

 

 

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 و ساعت 14:6 |

به بهانه تجلیل از برخی در جشنواره فیلم فجر

افسوس و صد افسوس!

حسن هنرور

ارشد مدیریت فرهنگی86

براستی دل آدم می گیرد بدجوری هم می گیرد و گاه که محرمی نیست برای دردل چاره ای نمی یابد که با قلم دردل کند و قلم بازگویه های درد آلود دل را بر سینه سپید کاغذ نقش بزند.

امسال به مناسبت ایام ا... دهه فجر به روال سالیان دور جشنواره بین المللی فیلم فجر به عنوان یکی از مهمترین و موثرترین رویدادهای فرهنگی کشور برگزار شد و سیمرغ های بلورین  جشنواره به پرواز در آمده و بر دستان هنرمندان جا خوش کردند.

امسال در دولت اصولگرا و مکتبی جناب رییس جمهور محترم که اتفاقا وزیر ارشاد آن جناب دکتر حسینی خود از اهالی اردوگاه انقلاب و از بچه های دانشگاه امام صادق هست و دوره معاونت سینمایی برادر حزب اللهی جواد شمقدری واقعه ای شگفت در افتتاحیه جشنواره رخ داد که نمی توان از کنار آن بی تفاوت عبور کرد.

برخي از شواهد و قرائن اين ترديد را پيش مي آورد كه گويي شبكه اطلاعاتي ـ فرهنگي سازمان جاسوسي CIA كه شاخه اي از آن توسط «سيامك پورزند» در ايران اداره مي شد و با بازداشت و محكوميت وي در سال ۱۳۸۰ منهدم گشت، مجددا به فعاليت در عرصه هنر و سينما روي آورده است.
اهداء شد! در افتتاحيه بيست و نهمين «جشنواره فيلم فجر» مراسم «بزرگداشت» «مسعود كيميايي» (فيلم فارسي ساز مبتذل و همسر سابق گوگوش كه سال
۱۳۸۰ همراه وي از ايران به كانادا گريخت و وي را علنا در كنسرت هاي خارجي اش همراهي مي كرد)  و پوران درخشنده توسط معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزار شد!
اين سلسله اتفاقات تكان دهنده و تجليل از عناصر تابلودار «حزب رستاخيز»، شبكه اطلاعاتي «پورزند» و هنرمندان مبتذل كه اكنون در جشن هاي به اصطلاح فرهنگي و هنري ـ آن هم در ايام الله دهه فجر ـ در حال تكرار است، روند نگران كننده اي را تداعي مي كند.
كيميايي پس از حضور به روي صحنه، ناگهان رو به حضار و در همراهي و هماهنگي با دشمنان خارجي نظام به تعريف و تمجيد از جعفر پناهي ـ فيلمساز مجرم ـ پرداخت. اين فيلمساز همان كسي است كه سال گذشته به عنوان مدافع ضدانقلاب و عوامل فتنه، پاي در ميدان گذاشت و تصاويري از پياده نظام كودتاي مخملين را در پايان بندي فيلم خود گنجانيد.
يادآور مي شود جعفر پناهي، هنگامي به دست عناصر امنيتي دستگير شد كه به سفارش مديران بيروني فتنه در زيرزمين خانه اش مشغول مستندنمايي ادعاهاي پوچ مهدي كروبي درباره شكنجه عوامل ميداني فتنه
۸۸ بود.
پناهي در خارج از كشور به همراه چند سينماگر صهيونيست و در مصاحبه با رسانه هاي بيگانه عليه مردم ايران به عقده گشايي پرداخت.
هنوز معلوم نيست گردانندگان جشنواره بين المللي فيلم فجر، چه تناسبي ميان كيميايي و انقلاب و سينماي ناب ايران ديده اند كه در بزرگترين رويداد سينمايي كشور، به تجليل از وي روي آورده اند؟!

جناب پوران درخشنده نیز در فتنه سبز 88 از فعالین صحنه بود و اقدامات سبزپوشانه ایشان در داخل و خارج کشور و حمایت از کشته شدگان و شهدای خیالی جنبش سبز و همدردی با مادران ایشان را هنوز از یاد نبرده ایم

بهر حال جای سوال این است که چه نیازی بدین اقدامات بود؟نسبت امثال مسعود کیمیایی با انقلاب اسلامی و آرمانهای مقدس آن چیست؟و جالب تر اینکه کارنامه هنری کیمیایی در وادی سینمای انقلاب و دفاع مقدس که پیشکش در وادی سینمای معنا گرا و متعهد کجاست؟ یک فیلم با معیارهای ارزشی شما از مسعود کمیمیایی مثال بزنید که در دایره هنر متعهد می گنجد حرفم را پس گرفته از ایشان عذرخواهی می کنم   واقعا برایم عجیب است که جناب شمقدری عزیز با کدام استدلال این امر را مرتکب شده اند؟

و باز از پررویی مسعود کیمیایی بگویم که در برنامه هفت تلویزیون صراحتا ابراز میدارد این جایزه و بزرگداشت برایش دیر است!!!

مسعود کیمیایی که منظومه فکری اش در سینمای ایران حول قتل و جنایت و آدمکشی و خیانت می گذرد باید در جشنواره فیلم فجر انقلاب تجلیل شود افسوس و صد افسوس......................................

 

 

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 و ساعت 14:3 |

 یادداشتی  پیرامون لزوم فراهم کردن مقدمات ظهور

ظهور جهادگر می خواهد

 

 

 

 

مهدی تدبیری

دانش آموخته رادیولژی 83

اصولا در دنیا هر چیزی را مقدمه ای است مقدمه نماز، نیت است و مقدمه حیات یک نوزاد، ازدواج است یا مقدمه انجام هر کاری؛ تصمیم به انجام آن کار است. حال چگونه می توان گفت امر بزرگی مانند ظهور امام مهدی(عج) مقدمه ای ندارد؟! انقلاب حضرت مهدي (عج) همچون دیگر انقلاب ها بدون مقدمه و زمینه سازی به وجود نمی آید؛ بلکه در آستانه ظهور حرکت هایی پا میگیرد و زمینه را برای ظهور آن حضرت فراهم می آورد. این سلسله قیام ها و انقلاب ها که از سوی حق پویان صورت می گیرد- براساس آنچه در روایات آمده، زمینه را برای حرکت جهانی امام مهدی(عج)  فراهم می سازد.پیامبر اعظم(ص) میفرماید:«گروهی از ناحیه مشرق قد می افرازند و زمینه حکومت مهدی(عج) را فراهم می سازند.» (کنزالعمال ج14 ص263؛المعجم الاوسط،الطبرانی،ج1 ص94) در روایت دیگر می فرماید :«افرادی با بیرق های سیاه از ناحیه مشرق می آیند که دلهای آنها مانند قطعه های فولاد محکم است. پس هر کس قیام آنها را شنید برای بیعت به سوی آنان بشتابد؛ هر چند لازم باشد با سینه بر روی برف برود.» (کشف الغمه ج2 ص473؛بحارالانوار ج51 ص84) .امام باقر (ع) می فرماید:«گویی قومی را می بینم که از شرق در طلب حق قیام کرده اند و به آنها نمی دهند. پس چون چنین می بینند ، شمشیر های خود را به دوش می گیرند. در آن هنگام آنچه را که می خواهند به آنان میدهند؛ولی نمی پذیرند تا پیروز می شوند و آن را جز به صاحب الامر(عج) تسلیم نمی کنند. کشتگان آنها شهیدند . اگر من آنان را درک کنم ، جانم را برای صاحب الامر(عج) می گذارم »(الغیبة ،ص 273؛ح 50 )

پس از دو حدیث بالا متوجه می شویم که:

·         ظهور بی مقدمه امکان پذیر نیست .

·         تاکید پیامبر مکرم اسلام بر قیام برای فراهم کردن مقدمات ظهور منجی کل حتی اگر مجبور باشند با سینه بر روی برف بروند.

·         پیش از ظهور حضرت مهدی(عج) ، حکومتی به رهبری یکی از صالحان – که گمان می رود از فرزندان پیامبر هم باشد – در ناحیه مشرق تشکیل می گردد و زمینه ظهور را مهیا می سازد این حکومت تا ظاهر شدن حضرت مهدی (عج) و تسلیم آن به حضرت ایشان ادامه می یابد.

خداوند برای هدایت بشریت دوازده چراغ برافروخت، اما بشر به علت عدم رشد و کمال فکری هر کدام را یا با شمشیر و یا با زهر خاموش نمود و خود را از نور هدایتشان محروم ساخت اما خدای متعال دوازدهمین چراغ را در پس پرده غیبت نگهداشت تا مردم خودشان را برای پذیرش آن امام همام تربیت کنند. اما چگونه؟ اما چگونه مردم خودشان را برای امام زمانشان آماده کنند؟ ظهور امام عصر(عج) سه مرحله دارد: ظهور حضرت (عج)،جهاد حضرت (عج) و حکومت حضرت مهدی(عج) ؛ ظهور حضرت پذیرنده می خواهد همان طوری که انقلاب اسلامی ایران با لبیک مردم به دعوت امام خمینی،(ره) به پیروزی نائل گردید.

اما نکاتی هست که نباید ناگفته بماند. یک تفاوت اساسی میان امام مهدی(عج) و سایر امامان وجود دارد آن هم در نگاه به ما؛ امام مهدی(عج) برخلاف سایر امامان به باطن ما نظر می کنند و جواب می دهند مثلا مردم کوفه به امام حسین(ع) گفتند آقا بیائید تا بساط ظلم را برچینیم و شما را برای رسیدن به حکومت یاری دهیم. امام حسین (ع) با اینکه از باطن سست اهل کوفه خبر داشت اما برحسب ظاهر دعوتشان را پذیرفت و نهایت آن شد که شد، و همه می دانیم . اما الان به نظر شما چند هزار نفر دعای فرج آقا امام زمان (عج) را می خوانند و از این چندین هزار نفر چند نفر واقعا آماده پذیرش مولایشان هستند؟! آیا واقعا پای شعار «ما اهل کوفه نیستیم            علی تنها بماند» هستند؟! امام زمانمان به باطن من و شما نگاه می کند پس بیایم خودمان را برای پذیرش امام مهدی(عج) آماده کنیم.

قابل توجه دوستان حزب اللهی که دوست دارند خودشان را برای ظهور آماده کنند باید گفت که به ریسمان تزکیه و علم چنگ بزنیم . علم به معنای علوم تجربی تنها در بدست آوردن قدرت می تواند مفید باشد که البته این نیز در استحکام دولت اسلامی مفید است اما علمی که منظور نظر ماست علوم انسانی ای است که تمدن ساز است. متاسفانه این غرب است که با استفاده از ابزارهای جدید مانند سینمای هالیود و نفوذ خود در کالبد و ساخت بازی های هدف دار سعی در القای تفکرات و اعتقاداتش در اذهان عمومی جهان سوم توانسته است تا اینجای کار پیشرو باشد . به عنوان مثال به نقش فیلمهای نابودگر1،2،3و4 در القای تصویر تاریک از آینده جهان دقت کنید.

ظهور حضرت جهاد دارد و جهادگر می خواهد، اما چند نفر از ما حاضر به جهادی هستیم که شاید چندین ماه به طول بینجامد. تجربه دفاع مقدس عرصه خوبی برای این آزمون بود و بسیاری از شهدا در این آزمون موفق شدند.

و سومین و اصلی ترین مرحله حکومت امام زمان(عج) است که نیازمند مدیرانی مومن، متدین، متخصص، کاردان و شجاع است که بتوانند در اداره حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) را یاری نمایند که حدودا می توان عدد شش میلیون را برای تعداد مدیران حکومت جهانی تخمین زد . البته ناگفته نماند فقط درصد کمی از پذیرندگان می توانند مدیران خوبی برای حکومت جهانی امام مهدی(عج) باشند .البته انقلاب اسلامی قدم بزرگی در تربیت این گونه مدیران بود که آن هم متاسفانه در دوره سازندگی و اصلاحات از مسیر ترسیم شده توسط امام خمینی (ره) منحرف شد و به سمت تصورات و نظریه هایی ماکیاولیسمی و امپریالیسمی پیش رفت که این گفته را به وضوح می توان در گفتار و رفتار مدیران اسبق دولت های قبل که اکنون مانند مهاجرانی و ... در کشورهای غربی علیه نظام در شبکه های BBC و ... به عنوان مشاور فعالیت می کنند دید. اما خوشبختانه با هدایت و تدابیر مقام معظم رهبری در دو دولت اخیر به مسیر اصلی انقلاب بازگشت که این همان حرکت در جهت زمینه سازی برای ظهور امام مهدی(عج) است. این را می توانیم به وضوح در دعای مطلع سخنرانی های رئیس جمهور محبوبمان ببینیم. بسیار متاسفم برای دوستانی که با دیدی به ظاهر روشنفکرانه و با دیدن مشکلات کوچکی در این دولت با دیدی ساده لوحانه دوران اصلاحات منافقانه را بهتر از دوران حال می دانند. زیاد از بحث اصلی مان دور نشویم. از مدیران حکومت جهانی می گفتیم که شاید چند میلیون نفر باشند و چه ویژگی هایی باید داشته باشند که تنها درصد کمی از یاران امام مهدی(عج) را تشکیل می دهند .

شاید این سوال برایتان پیش بیاید که پس 313 نفر یاران امام زمان که در روایات از آنان یاد شده چه می شود؟! جواب حضرت آیت الله بهاالدینی در این رابطه بهترین پاسخ است . ایشان فرمودند : امام زمان 313 امام خمینی (ره) می خواهد که هر کدام را برای اداره یک کشور مامور کند. در این رابطه آیت الله دکتر مهدی هادوی تهرانی رئیس مؤسسه رواق حکمت تعریف زیبایی از انتظار و آماده سازی بررای ظهور دارند که قسمتی از صحبت های ایشان را در اینجا در اختیار شما قرار می دهیم: «انتظار به معنای آمادگی شخصی ، اجتماعی، سخت افزاری و ساختار اجتماعی است. به تعبیر برخی بزرگان انقلاب اسلامی صبحی است که قبل صبح صادق طلوع کرده است. این انقلاب در صورت داشتن صلاحیتها، حفظ و شناخت ارزشهای انقلاب اسلامی و شخصیتهای آن، حفاظت از این میراث گرانقدر می تواند به ظهور حضرت مهدی متصل شود. اگر از مسیر منحرف شویم، جریانهای انحرافی در لایه های نظام رسوخ کند، افراد فاسد به اسم مصلح به میدان آیند و اگر منافقین قدرت را به دست بگیرند نمی توان چنین امیدی داشت. امر زمینه سازی برای ظهور حضرت مهدی در برگیرنده چند مقدمه است که یکی از آنها توسعه دانش است.

* اصلاح تفکر دینی ضرورتی برای زمینه سازی ظهور است
 
هادوی تهرانی افزود: فهم درست از دین از دیگر مقدمات این بحث است. در حقیقت اصلاح تفکر دینی و استفاده از اندیشمندانی است که  به حقیقت، اسلام را بشناسند، نیز از مقدمات  توسعه تفکر انتظار است. توسعه انتظار مستلزم توسعه عمل و باور دینی در جامعه است، در غیر این صورت ما در توسعه فرهنگ انتظار با مشکل مواجه هستیم. اگر انسانهای عالم و عامل به ارزشهای دینی و معتقد به آنچه که در دین آمده حضور داشته باشند به طور قطع زمینه ساختارهای اجتماعی فراهم شده و با اصلاح این ساختارها تفکر انتظار نیز توسعه می یابد.
 
دکتر مهدی هادوی تهرانی همچنین در رابطه با میزان موفقیتهای ما در رابطه با توسعه فرهنگ انتظار گفت: امام (ره) خورشیدی بود که در ظلمتی طلوع و افقهای اندیشه اسلامی را روشن کرده و در پرتو آن جمع زیادی را هدایت کرد و جریان هدایت آن همچنان در جهان وجود دارد.  معنای انتظار و تفکری که امام مطرح کرد این نیست که بدون درایت، خردمندی و استناد به دانش کاری انجام دهیم. امام همیشه به استناد عقل، خرد و درایت عمل می کرد، چرا که این امر سنت انبیا و ائمه بوده است.
 
* عرضه حقایق دین نیازمند خردمندی است
 
وی گفت: اگر می خواهیم فرهنگ انتظار را توسعه دهیم باید حقایق دین را بشناسیم و این حقایق را به شیوه ای خردمندانه عرصه کنیم. اگر این تفکرات طوری مطرح شوند که خرافه ، اوهام و اباطیل در آن راه یابد فرهنگ انتظار توسعه نمی یابد. اگر این تفکرات طوری مطرح شود که چهره غیر معقول از امام زمان، زمان ظهور آن حضرت یا انقلاب اسلامی در ذهنیتها ایجاد شود ضد توسعه فرهنگ انتظار خواهد بود.
 
آیت الله هادوی تهرانی اظهار داشت: دوران حکومت حضرت مهدی دوران ایده آل، آرامش، عدل و رفاه انسانها است . این تصورات باید با توجه به اطلاعات دقیق توضیح داده شود تا خرافات و اوهام از آن دور بماند. اگر در زمان امام زمان طبق برخی روایات جنگها و درگیریهایی است ، این درگیریهایی است که ظالمان تحمیل می کنند و آرمان حکومت امام زمان نیست.»

به نظر نویسنده حقیر خداوند از ما دو نوع تضمین می خواهد : یکی تضمین صبر و پایداری و جهاد و دیگر تضمین بصیرت و پایداری.

ما تا نتوانیم تضمین کنیم که در راه ولی عصرمان صبر و پایداری داریم و عاشورایی وار در راه او جهاد میکنیم و نمی گذاریم اتفاقی که در کربلا بر سر جگرگوشه زهرا مرضیه افتاد دوباره اتفاق بیفتد؛ خداوند امر به ظهور امام زمانمان نمی فرماید.

 

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 و ساعت 13:59 |

دل نوشته ای برای سفرهای جهادی

تعطیلات یادش به خیر!

 

سید امین درخشان

ارشد مدیریت فرهنگی 85

ایام تعطیلات که میرسه ، هرکسی به فکر اینه که چگونه به بهترین وجه ممکن از تعطیلات ( چه عید نوروز ، چه تابستون استفاده کنه ) مسافرت ، ، تفریح ، استراحت و ......

اما با محاسبات عقل بشری و در قرن بیست و یکم که بسیاری از افراد حساب دو دو تا چهارتای زندگی رو سعی می کنن دقیق اجرا کنن ، برخورد با یک عده جوون که برای تعطیلات برنامه ریزی کردن ، تا برن به روستا ها و آستین خدمت رو بالا زده و کار کنن حتما دور از انتظاره !

چرا؟! آخه کدوم آدم عاقلی تعطیلات دو هفته ای ، یا دو سه ماهه رو بیخودی حراج می کنه؟ جوابی که میشه داد از دو حال خارج نیست . یا این جوونا عقل از سرشون پریده و دیوونه شدن ، یا اینکه به طمع چیزی و یا وعده ای این کار رو می کنن.

اما اگر کمی در مورد کارشون توضیح بدم شاید بتونید جواب قانع کننده ای پیدا کنین.

خرمشهر، ایام نوروز ، روستای عریض ، نقطه صفر مرزی ، گردوغبار و آفتاب نیمه سوزان ، 15 روز دوری از خانواده ، پوشیدن لباس کار بجای لباس شیک و نو ، انجام کارهای ساختمانی ، برگزاری کلاسهای آموزشی برای کودکان روستایی و خانواده ها ، همبازی شدن با بچه های روستا ، حضور در یکی از مناطق اصلی دفاع مقدس و ...

همه شاخص هایی رو که گفتم و خیلی از آنها رو که نگفتم ، به نظر نمیاد ارزش این رو داشته باشه که به خاطر به دست آوردن بهایی مادی این همه راه رو بکوبی و بری و ایام تعطیلات نوروز را اینگونه خرج کنی.پس برای چه ؟ یعنی جواب دیگر مطرح است ؟ اینها دیوونه ان ؟

آره دیوونه ان ، دیوونه ای برتر از هزاران عاقل ، البته اگر چیزی به اسم عشق رو قبول داشته باشی ، اگر در مدامت حس نوع دوستی ، غیرت ، مردانگی ، تواضع ، از من گذشتن و ما شدن و ... جایگاهی داشته باشه . ولی در دنیای امروزی اینا رو چیزی شبیه رویا بدونی ،  اینجا همه اینها رنگ واقعیت به خود می گیرن.

وقتی دست پینه بسته پیرمرد آفتاب سوخته و معصوم خرمشهری را می فشاری .

وقتی دستان خالی و چهره شرمنده پدران خانواده را با چشمان خودت می بینی.

وقتی حسرت لباس نو ، حداقل غذای مناسب ، تحصیل بدون دغدغه و تفریح معمولی بچه های دبستانی و راهنمایی رو تو چشاشون می بینی.

وقتی امید نا امید دخترایی که آرزوی رفتن به مقاطع راهنمایی و بالاتر روبه نظاره می شینی.

وقتی آینده نگران جوانان روستا رو اندیشه می کنی.

و وقتی هزاران درد رو هم تلمبار شده و پشت گوش انداخته مردم خرمشهر و به ویژه این روستا رو متوجه شوی و در میان این همه مشکلات باز هم آغوش باز و معرفت بالای اونا را می بینی باید دلت از سنگ باشه ، که فقط بایستی و نظاره کنی ، آیا باز هم می تونی بی تفاوت باشی؟ میتونی عزم سفر رو جزم نکنی؟

اگر به حجم کارا نگاه کنی شاید دیده بلند پروازانه ات و پر نکنه و شاید هم بگی این کارایی که می کنین چه فایده ای داره ! شاید هم بگی " با یک گل بهار نمی شه " شاید هم ... اما خواهران و برادران جهادگری که در این مسیر قدم گذاشته اند خود رو مکلف به انجام تکلیف می دونن و نتیجه را به خدای متعال می سپارند و این بیت رو زمزمه می کنن:

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل                            که گرمداد نیابم به قدر و سعی بکوشم

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 و ساعت 13:53 |

نکته ای پیرامون مجلس شورای اسلامی و نمایندگان

چشم ها را باید شست

محمود سهیل نژاد

دانش آموخته فوریت های پزشکی 86

امروزه بارها و بارها از لابی نمایندگان مجلس و استقلال قوه مقننه سخن گفته شده وخواهد شد اما حال باید جدا ازدعواهای سیاسی به رفتار سیاسی جامعه به عنوان اساس جمهوریت نظام نیز بنگریم جامعه ای که قوام بخش همین مجلس بوده وخواهند بود به راستی ما به عنوان جامعه ایرانی چه انتظاری از وکلای خود داشته و داریم که بخواهیم بر مبنای آن لابی گری را نهی کنیم یا مذموم شماریم. روزی که خواستیم وکیل مجلس برای خودمان انتخاب کنیم (جزء منتظران) چقدر از برنامه های او در تدوین قوانین پرسیدیم وچقدر از لزوم اصلاح فلان قانون مطا لبه داشتیم ؟ درهر جمعی که بودیم اول سنجیدیم که این آقا اگر وکیل مجلس شد چه کار برای ما میکند بعد به او رای می دادیم، اول قول آسفالت کردن روستایمان را گرفتیم، بعد به او رای دادیم. هر کس شعارها و قول های عمرانی اش بهتر بود رای بیشتری گرفت. یکی قول سر کار رفتن پسر همسایه اش را از نامزد مجلس طلب کرد یکی سفارش پسرش که انتقالی دانشگاه می خواست. چقدر از نامزدهای مجلس سوال کردیم که برای قانون خاک خورده کار چه برنامه ای دارد ؟ یا کی یقه وکیل مجلسیان را گرفتیم که قانون مجازات اسلامی چه شد ؟ میزان سنجش عملکرد نماینده مجلس شهرمان جزء متراژ آسفالت روستاها یا لوله کشی آب فلان محل بوده؟ آیا بهتر نبود به جای قوه قانون گذاری، قوه پیگیری امور شهرستان ها نام این قوه می شد؟ اگر نماینده مجلس ما به جای مشغول بودن در کتابخانه عظیم مجلس برای طرح و قانون نویسی، باید او را در حال دویدن در راهروهای وزارتخانه ها و اتاق وزراء بیابیم، این جزء نتیجه انتظارات عموم جامعه ماست؟ وکیل مجلس خوب میداند اگر با لابی و ارتباط برای شهرستانش بودجه فلان کارخانه را بیاورد، مردم باز هم وکیلش می کنند واگرنتوانست خوب می داند هزار قانون تاثیر گذار و مفید جواب مردم چشم انتظار شهر را نمی دهد. البته این خود ناشی ازدرد دیگری به دلیل عدم نظارت موثر نهادهای دیگری همانند شوراهای استانی و شهری است که بحث مفصلی طلب میکند. البته نگارنده وظیفه نظارتی مجلسیان را فراموش نکرده ولی سوال این است این نظارت است یا چانه زنی ولابی؟ همین رویه است که نگاه میکنی استانی با حداقل پتانسیل ها از امکانات لبریز است واستانی دیگر منابعش فرصت بهره برداری نمی یابد . در استانی با حداقل وجود منابع زغال سنگ کارخانه ذوب آهن احداث میشود ودرجایی صحنه صادرات مواد خام، در استان ظرفیت جذب نیروی کار مازاد و در دیگر استان نرخ بیکاری!

وهمین می شود که کسی بدون یک ماه فعالیت اجرایی از استان دیگر می شود بالاترین مقام اجرایی استان ونمایندگا نش هم هیچ سخن به اعتراض بلند نمی کنند. به عبارتی هر استان که نما یندگا نش زور لابی شان بیشتر باشد ابادتر .

جامعه سیاسی ما که امروز از لابی نمایندگان خود آسیب ها برداشته بهتر است به رفتار سیاسی خود بیشتر بنگرد باید جامعه ما نگاهش را به وکیل مجلس به عنوان یک پیگیرامور عمرانی عوض کند و از او اصلاح این همه قوانین دست وپا گیر را طلب کند.

جامعه سیاسی ما باید به این فهم برسد که وقتی هر روز دهها درخواست انتقالی دانشگاه ازاد به دفاتر نمایندگان می رسد . قضیه چیست و از کجا آب می خورد.

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 و ساعت 8:7 |

گزارشی از واقعه ای جدید در انقلاب اسلامی

شلیک به علم!

 

سید کریم حسینی

پرستاری 86

مقدمه

پس از به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی که گفتمان جدیدی در عرصه بین الملل وارد کرد و متفاوت از گفتمان‌های لیبرالیسم و کمونیسم بود، قدرت‌های بلوک غرب و شرق را برای مقابله با این گفتمان به تکاپو واداشت.

تلاش‌های کشورهایی مانند آمریکا در ابتدا برای حفظ رژیم منحوس پهلوی بود. اما در ادامه با سرنگونی نظام ستم شاهی و به ثمر نشستن جمهوری اسلامی، مستکبران آن زمان به علت به خطر افتادن منافعشان در کشورهای مستضعف و محروم به مقابله با انقلاب اسلامی و گفتمان آن که همان عدالت و رسیدگی به محرومان و مبارزه با استبداد و استکبار بود، پرداختند ..

به علت ضعف تئوریک و ناتوانی در مبارزه ایدئولوژیک گفتمان‌های غالب آن دوران در مقابله با گفتمان امام خمینی ، و از سر استیصال و ناتوانی به ترورهای شخصیت‌های برجسته و متفکرانی چون شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید مفتح، شهید رجایی و باهنر و ترور آیت الله خامنه‌ای روی آوردند تا انقلاب ایران را از سر راه خود بردارند اما با این ترورها هم راه به جایی نبردند ..

پس از ناکام ماندن ترورهای دهه 60 که همه از شخصیت‌های سیاسی، نظامی و متفکرین اسلامی بودند، و به نتیجه نرسیدن اهداف دشمنان، آنها با تغییر استراتژی و استفاده از تمام ظرفیت‌هایی که داشتند نظیر قطعنامه‌، تحریم ، به فشارهای سیاسی، اقتصادی روی آورده و سعی داشتند تا عرصه بین المللی را روز به روز برای ایران تنگ تر کنند اما با پیشرفت‌های روز افزون ایران در عرصه های مختلف سیاسی ، علمی و ایستادگی ملت ایران این استراتژی نیز با بن بست مواجه شد

امروزه  مستکبران در عرصه دیپلماتیک چنان دچار استیصال شده‌اند که به ترورهای دانشمندان و نخبگان علمی ایران زمین روی آوردند

  شایان ذکر است که در حدود یک ماه پیش جان ساورز رئيس سازمان اطلاعاتي ام آی 6 شاخه اطلاعات و جاسوسي خارجي در اينتلجنت سرويس انگليس در یک سخنرانی علنی صحبت از کارآمد نبودن روش‌های دیپلماتیک برای متوقف کردن برنامه‌‌های هسته‌ای ایران و لزوم بکارگیری روش‌های جاسوسی و عملیاتی کرده بود .

 

همچنین اوایل خرداد ماه سند محرمانه‌ای منتشر شد که در آن ژنرال پترائوس فرمانده نيرو‌هاي نظامي امريكا در خاورميانه به گروهی از نیروهای ویژه آمریکا دستور داده بود تا با نفوذ به ایران و با همکاری گروه‌های مخالف حکومت ایران اهداف مورد نظر را شناسایی کنند .

ترورهای اوایل انقلاب دشمنان شاید به علت نوپا بودن آن از موضع قدرت برای از بین بردن انقلاب اسلامی بود اما امروزه مطمئنا فقط و فقط به علت عجز از موضع ضعف و ناتوانی است .

بررسی سوابق اساتیدی که امروز مورد سوءقصد عوامل بیگانه قرار گرفتند، مشخص می سازد این افراد از مدت ها قبل مورد بررسی دستگاه های اطلاعاتی بیگانه بوده اند .

نام دکتر فریدون عباسی در قطعنامه 1747 شورای امنیت سازمان ملل نیز به عنوان یکی از افراد مرتبط با فعالیتهای هسته‌ای ایران ذکر شده و مشخص است که از مدتها قبل، برای حذف فیزیکی وی برنامه‌ریزی شده است .

به نظر می رسد این افراد مورد شناسایی دستگاه های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا بوده که تلاش داشته اند به هر نحو مانع فعالیت این اساتید شوند .

تشابه ترورها

آنچه در ترورهای آذر تهران در مرحله اول مورد دقت رسانه‌ای قرار نگرفت جزئیاتی بود که با یک تحلیل و بررسی کارشناسی می‌تواند کمک شایانی به رمز گشایی از عوامل پشت صحنه و دست‌اندرکاران اصلی اینگونه اقدامات ترور‌یستی بکند .

در واقع می‌توان گفت در ترورهایی از این نوع که دست پنهان سرویس‌های امنیتی متخاصم در آن دخیل می‌باشد، همین جزئیاتی هستند که به راحتی می‌توانند برای حل مسئله راهگشا باشند .

تشابهاتی که مابین نوع ماده انفجاری به کار رفته در ترور‌های دیروز با ترور عماد مغنیه در دمشق تا ترور دکتر علیمحمدی در خلال فتنه سال گذشته وجود دارد و حال این ترورها همه پیام‌های مهمی را برای ما مخابره می‌کند .

نکته بسیار مهم دیگر که در خبرهای اولیه به آن اشاره نشد در خصوص ترور دکتر عباسی بود. تیم ترور وقتی در اقدام اولیه خود موفق به شهادت وی نمی‌شوند به تعقیب مجدد او و تیراندازی به سوی دکتر عباسی اقدام می‌کنند که با توجه به انفجار انجام شده و تجمع مردم در انجام این عمل ضد انسانی خود ناکام می‌مانند .

شاید برای اولین بار قتل عبد الرسول دانشمند هسته‌ای مصری تبار در مهد دموکراسی اروپا (پاریس) توسط جوخه‌های مرگ موساد با همکاری سرویس اطلاعاتی فرانسوی را بتوان نقطه آغاز یکسری عملیات‌هایی برشمرد که سرویس جاسوسی اسرائیل برای ضربه زدن به برنامه هسته‌ای کشورهای مسلمان- که به‌عنوان رقیب در منطقه هستند- از آن بهره می‌گیرند .

با بررسی و کنکاش در خصوص جزئیات خبر و اعمالی که تیم ترور انجام داده به سادگی می‌توان رد پای سرویس جاسوسی اسرائیل را در داستان ترورهای تهران مشاهده کرد. ‌ تعدادی از این تشابهات به شرح ذیل است :

. استفاده از بمب‌های ساچمه‌ای و تشابه نوع بمب‌ها در ترور عماد مغنیه و دکتر علیمحمدی و اینک نیز در ترور این دو دانشمند هسته‌ای کشور

یکی از قوانین جوخه‌های مرگ موساد حذف به هر قیمت ممکن است. در قضیه ترور دکتر عباسی در میدان ولنجک مشاهده می‌شود وقتی تیم ترور در حذف دکتر با عملیات بمب‌گذاری موفق نمی‌شوند در ادامه ‌به تعقیب و تیراندازی به سمت ایشان می‌پردازند که با عنایات الهی و تجمع مردم در هدف خود ناکام می‌مانند .

 از سوی دیگر انجام ترورهای متعدد در یک روز در راستای تضعیف سیستم امنیتی است که در عرف مسائل امنیتی از آن به « ترورهای سرویس به سرویس» یاد می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد که در قضیه ترورهای دیروز تهران نیز دست‌های پنهان و کثیف موساد به راحتی قابل مشاهده است.

اهداف ترورها

، ذکر چند نکته و در نهایت طرح چند سوال، شاید بتواند تا حدود زیادی فضا را روشن کرده و نقشه راهی باشد برای همه ـ اعم از مردم و مسئولین ـ برای پاسداری از سرمایه های ملی، انسانی و اجتماعی این کشور.

 اولین نکته ای که در این مسئله نباید فراموش شود اینکه، باید عمق فاجعه ـ از دست دادن چنین سرمایه هایی ـ برای مردم و البته مسئولین مربوطه به درستی تبیین گردد تا بلکه از آن عبرت گرفته و با هوشیاری و وجدان کاری بیشتر، راه بر تکرارش ببندیم .

در واقع دانستن و فهم این نکته بسیار اهمیت دارد که از یک سو بدانیم وزن علمی و اجرایی این سه استاد نابغه چقدر بوده تا با یک حساب ساده مشخص شود که چنین ضایعه هایی به این سادگی ها که برخی فکر می کنند قابل جبران نخواهد بود و از سوی دیگر، بدانیم که دشمنان این ملت تا چه حد آگاهانه، حساب شده و دقیق، می دانسته اند که چه کسانی را باید حذف کنند .

به بیان بهتر باید بدانیم که استاد علی محمدی به صرف استاد فیزیک کوانتوم دانشگاه تهران بودن ترور نشد بلکه به دلیل فعالیت های دیگری که به درستی هیچ کس نباید از آن اطلاع می یافت خون پاکش بر زمین ریخت، یا استاد شهریاری به صرف تدریس مهندسی هسته ای در دانشگاه شهید بهشتی هدف ترور قرار نگرفت، بلکه... و صد وای بر ما که همانکه نباید این اطلاعات را می دانست، البته دانست و کارش را به درستی انجام داد .

در این باره لازم به ذکر است که شهید دکتر شهریاری با لیسانس دانشگاه امیرکبیر، فوق لیسانس دانشگاه شریف و دکترای دانشگاه امیرکبیر، به همراه دکتر عباسی با لیسانس دانشگاه شیراز، فوق لیسانس دانشگاه فردوسی مشهد و دکترای دانشگاه امیرکبیر اولین کسانی بودند که با رفتن به دانشگاه شهید بهشتی، این دانشگاه را به قطب دانش هسته ای کشور تبدیل کرده و با تخصص پرتو پزشکی، برای اولین بار در کشور و از صفر اقدام به تأسیس رشته، دوره و دانشکده «کاربرد پرتوها» نموده و با تأمین تجهیزات آزمایشگاهی لازم آن را به دانشکده ای ایده آل و درجه یک تبدیل کردند .

البته شاید اصطلاح تاسیس رشته و تشکیل دوره برای مخاطب غیر دانشگاهی زیاد مفهوم نباشد ولی مخاطب دانشگاهی به درستی می تواند این منظور را درک کرده و ارزش فوق العاده بالای آن را دریابد .

همه آنچه گفته شد البته تنها ویژگی های علمی این اساتید مبرز بود، در حالی که به شهادت تمام کسانی که کوچکترین مراوده ای با آنها داشته اند، دیانت، اخلاص، تواضع و فروتنی، خوش اخلاقی، کلان نگری، فوق العاده تلاشگر و جدی در انجام وظیفه و... از خصیصه های این عزیزان بوده است .

 نکته بعدی اینکه با بررسی و تطبیق شیوه و طرز انجام این سه عملیات تروریستی می توان به راحتی به واحد بودن مرکز فرماندهی آن پی برد و اینکه علاوه بر کارشکنی در روند تعالی علمی ایران اسلامی، بیشترین بهره برداری روانی و رسانه ای نیز از اهداف آن بوده است .

در واقع سرویس های اطلاعاتی سیا، موساد و اینتلیجنت سرویس که با توجه به قرائن و شواهد بسیار، با همکاری یکدیگر و با مباشرت منافقین وطن فروش، در راستای اهداف پلید خود چنین اقداماتی را طراحی و اجرا می کنند در پی رسیدن به چند هدف هستند :

الف) اینکه به ریزترین اطلاعات ما دسترسی داشته و آگاهانه دست به ترور می زنند

ب) القاء ناکارآمدی سیستم اطلاعاتی ـ امنیتی کشورمان به مردم و اثبات هژمونی اطلاعاتی خود

ج) دندان نشان دادن با هدف ارعاب دولت و مردم برای پا پس کشیدن از حقوق مسلم خود

در همین راستا باید توجه داشت که بدون شک علاوه بر استفاده از پیشرفته ترین امکانات روز دنیا برای تضمین پیروزی در انجام ترورها مانند ماهواره های جاسوسی برای ردیابی مسیر حرکت افراد ـ سرویس های اطلاعاتی مذکور، قطعا توسط عوامل و جاسوسانی آمار و اطلاعات سری و فوق سری از داخل این مجموعه ها داشته اند که با این ظرافت و دقت توانسته اند آنانکه باید را بزنند

چند سوال مهم

پس بر اساس آنچه گفته شد چند سوال مهم پیش می آید که باید برای آنها پاسخی درخور یافت :

ـ چرا با وجود حساسیت های بالای چنین پرونده هایی، پس از گذشت یک سال، همچنان پرونده ترور منجر به شهادت استاد علی محمدی به نتیجه نرسیده است، یا اگر رسیده حداقل در حد کلیات به مردم اعلام نمی شود .

ـ چرا اقدامات لازم برای حفاظت کامل از جان و خانواده همکاران آن استاد عزیز ـ که بنابر هر عقل سلیمی گزینه های بعدی برای حذف فیزیکی بوده اند ـ به عمل نیامده است، یا اگر آمده، پیگیری شود که چرا کافی و کارآمد نبوده است، تا دیگر شاهد تکرار آن نباشیم؟

ـ آیا در رابطه با شناسایی جاسوسانی که به طور قطع از داخل این مجموعه ریزترین اطلاعات را به این سرویس ها داده اند، اقدامی شده است؟

ـ با توجه به آنچه گفته شد چه تدابیر اطلاعاتی ـ امنیتی، انتظامی و قضایی برای جلوگیری از این فجایع در نظر گرفته شده است؟

در پایان لازم به ذکر است که بدون شک ملت سرفراز ایران اسلامی فریب داستان پردازی های عناصر معاند و ضد نظام را نخواهد خورد و با توجه به سابقه سیاه دشمنان خود، عامل اصلی را به خوبی می شناسد، اما این انتظار که تمام دستگاه های مسئول نباید دشمن را دست کم گرفته بلکه باید تمام سعی و تلاش خود را همچون همیشه برای جلوگیری از تکرار این اتفاقات به کار برند، نیز خواسته به حقی است که باید به آن برسند .

سوابق دو استاد :

دکتر مجید شهریاری عضو هیات علمی دانشکده مهندسی هسته‌ای دانشگاه شهید بهشتی همراه با دکتر مسعود علیمحمدی، دکترای فیزیک ذرات بنیادی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، از مشاوران ایران در پروژه مهم سزامی بودند .

برگزاری دوره‌هایی چون "کارگاه آموزشی آشنائی با کدهای محاسباتی راکتورهای هسته ای" از جمله سوابق دکتر شهریاری بوده است .

طرح سزامی (مرکز تابش سینکروترون برای تحقیقات و علوم کاربردی در خاورمیانه) مربوط به بهره‌برداری از یک دستگاه سینکروترون در منطقه است. سینکروترون دستگاهی است که دارای کاربردهای مختلفی در تحقیقات علوم بنیادی، فن‌آوری نانو، زیست‌فن‌آوری، باستان‌شناسی، علم ساختارشناسی، مهندسی مواد، محیط زیست، تهیه داروهای نوین و پزشکی است .

یکی از طرح های مهم دکتر شهریاری، طراحی‌های تئوریک مربوط به ساخت نسل جدید راکتورهای هسته‌ای است که بازتاب زیادی نیز در مراکز علمی جهان داشت .

دکتر فریدون عباسی دوانی 52 ساله از متخصصین لیزری از ابتدای انقلاب عضو سپاه پاسداران بوده و سه دور در جبهه جنگ عراق بر علیه ایران حضور داشته است وی بعد از جنگ دکترای فیزیک هسته ای گرفته است .

وی روز دهم اردیبهشت ماه 1386 توسط احمدی نژاد، رئیس جمهور به علت خدمات علمی به کشور، به عنوان استاد نمونه کشوری و 27 مهرماه امسال نیز در مراسمی در دانشگاه شهید بهشتی که با حضور پرویز داوودی و غلامعلی حدادعادل برگزار شد، مورد تقدیر قرار گرفت .

فریدون عباسی دوانی از سال 72 عضو هیئت علمی دانشکده فیزیک دانشگاه امام حسین سپاه شده و در ادامه به ریاست دانشکده فیزیک این دانشگاه رسیده است .

هر دو استاد ترور شده امروز، عضو شورای مرکزی انجمن هسته‌ای ایران بوده اند که دکتر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان نیز سابقه عضویت در این انجمن را دارد و مقر آن نیز پژوهشکده کاربرد پرتو سازمان انرژی اتمی است .

سخن آخر

باید پرسید چند ترور دیگر برای به فکر اقتادن در این زمینه کافی است؟

هفته‌نامه ساندي تلگراف به افشاي جزييات نقش سرويس جاسوسي موساد در ترور دانشمندان هسته‌اي ايران پرداخت.

به گزارش رجانيوز، در اين گزارش كه به قلم "گوردون توماس" نویسنده کتاب جاسوسان كيدون، روایتی داخلی از سرویس مخفی افسانه‌ای اسراییل موساد است (انتشارات جی‌آر بوکز)، به جلسه محرمانه مئير داگان رئيس سابق سرويس موساد با گروه كيدون اشاره شده و از اين عمليات تروريستي به‌عنوان "آخرين ضربه رئيس سابق موساد" ياد شده است.

ساندي تلگراف با يادآوري تغييرات در سرويس جاسوسي موساد مي‌نويسد: «در داخل ساختمان ضد بمبی که در حومه شهر تل آویو قرار دارد و حتی برنامه اینترنتی نقشه گوگل هم آن را از دیدها مخفی نگهداشته است، برخی کارکنان درجه بالای ساکن در این ساختمان هفته گذشته تغییر کردند. بنا بر گزارش منابع داخلی، برخی از آنها چنین پیغامی را به دیگران فرستادند: "این آخرین ضربه رییس بود".

اینجا رییس کسی نبود جز مئیر داگان رییس برکنار شده موساد که در روز اول کار خود در هشت سال پیش بر روی میز رستوران کارکنان خود ایستاد و از پشتیبانی خود از هر گونه عملیات علیه دشمنان اسراییل خبر داد که معنای آن این بود که حال اين عمليات‌ها چه قانونی باشد و چه غیر قانونی.

او به ماموران تحت امر خود اجازه تزریق سم‌های عصبی، گلوله‌های انفجاری و روش‌های کشتاری را داد که حتی ماموران مخفی چینی و یا روسی از آنها استفاده نکرده بودند.

وي اعلام کرده بود که ما مانند مأمور اعدام و یا دکتری هستیم که وظیفه اجرای حکم مرگ به صورت تزریق را دارد. او با اعتبار خود این سخنان را اعلام داشته و ماموران او نیز شنیده و شیفته سخنان او شده بودند.

او همچنین اعلام کرده بود که تمامی عملیات‌های ما توسط اسراییل تایید می‌شود. ما وقتی می کُشیم، قانونی را زیر پا نمی‌گذاریم. ما حکمی را به اجرا می‌گذاریم که توسط نخست‌وزیر وقت تصویب شده است.»

در ادامه اين گزارش، از جلسه‌اي خبر داده شده كه در اوایل ماه جاری میلادی بين رییس موساد و تیمی از متخصصان تحت امر او شامل تحلیل‌گران، کارشناسان اسلحه و روانشناسان در اتاق کنفرانس او گرد هم آمدند که به همراه آنها یک تیمسار به عنوان فرمانده گروه موسوم به "کیدون" حضور داشت. کیدون به زبان عبری به معنای "سرنیزه" است. کیدون متشکل از 38 واحد کشتار است که پنج زن را نیز در اختیار دارند.

نويسنده گزارش ساندي تلگراف سپس به معرفي اين گروه كه يكي از شاخه‌هاي عمليات‌هاي تروريستي مخفي رژيم صهيونيستي است، مي‌پردازد و مي‌نويسد: «این گروه که در خارج از یک پایگاه نظامی در صحرای "نقب" در جنوب سرزمین‌های اشغالی آموزش دیده‌اند، همگی حول و حوش 20 سال سن دارند و به عنوان کارشناسان ترور و همچنین زبان‌های مختلف آموزش دیده‌اند که یکی از زبان‌هایی که به طور سلیس سخن می گویند، فارسی است. دوشنبه هفته گذشته در تهران پایتخت ایران، گروه کیدون مهارت خود را در کشتن یکی از دانشمندان برتر هسته‌ای ایران و مجروح ساختن یکی دیگر از آنها در اوج ساعت ترافیک به نمایش گذاشت.

هر دوی این دانشمندان در برنامه هسته‌ای ایران کارشناسان کلیدی به حساب می‌آمدند که موساد مدت‌ها روي آن‌ها كار كرده بود.

در یکی از ماشین‌ها، مجید شهریاری 45 ساله حضور داشت که کارشناس ارشد هسته‌اي ایران در طراحی سوئچ‌های هسته‌ای بود. صالحی مقام رسمی هسته‌‌ای ایران از شهریاری به عنوان اداره‌کننده پروژه‌های بزرگ یاد کرده بود.

یک هفته قبل از این ترور، این دانشمند هسته‌ای از سفر کره‌شمالی بازگشته بود که مقامات امنیتی در سئول بر این گمان هستند که او برای بحث در خصوص همکاری های مشترک در خصوص سانتریفیوژهای هسته‌ای به پیونگ‌یانگ سفر کرده بود.»

گزارش‌نويس ساندي تلگراف همچنين مدعي شد كه "برخی اظهارات نیز حاکی از آن است که وی در راه برگشت به ایران مسیر سوریه را طی کرده است که مامور نفوذی موساد او را در فرودگاه بین‌المللی دمشق در مدت زمانی که انتظار پرواز به سمت تهران را کشیده، تحت نظر داشته است."
 
اين هفته‌نامه ادامه مي‌دهد: «در قسمت دیگری از تهران، دانشمند ارشد هسته‌ای فریدون عباسی دوانی کارشناس جهانی در جداسازی ایزوتروپ‌ها در راه رفتن به محل کار خود در آزمایشگاه دانشگاه شهید بهشتی بود.

در توطئه صورت گرفته در این حمله، ماموران نفوذی فارسی زبان موساد که سال‌ها بود در ایران بودند، حضور داشتند و این موضوع که چگونه به فرد نهایی و مهاجم در حمله و خروج او از ایران کمک کرده‌اند هنوز به صورت یک معما باقی مانده است.

اما سرنخی که حسین ساجدنیا رییس پلیس تهران از روش آنها روشن کرده است این است که دو موتورسوار به ماشین این دو دانشمند ایرانی نزدیک شده‌ و بمبی را به ماشین آنها متصل کرده‌اند که یکی از آنها منفجر شده است.
اینجا گزارش‌هاي تایید نشده‌ای در مورد بمب‌هایی با صفحه چسبنده که به مهاجمان اجازه می‌داده آنها را به شیشه جلويی هر ماشین بچسبانند، وجود دارد. در همان ساعات ساجدنیا موساد را به این جنایات متهم کرد.

وقتی اخبار این دو ترور به مقامات ارشد موساد رسید، همان مقامات ارشد پنج ستاره که پیش از این گفتیم به این موضوع رسیدند که این حمله پیغامی را با خود داشته که رییس با این حمله رسما استعفای خود را اعلام داشته است.

با وجود تحسین و وفاداری ماموران او، فرماندهی آقای داگان در موساد در موثر بودن اقدامات او بحث‌هایی را مطرح کرده اند.

در یکی از این گونه حملات در فوریه گذشته او یک گروه ترور را با گذرنامه‌های جعلی بریتانیایی برای ترور محمود المبحوح فرمانده ارشد حماس به دوبی فرستاد.

آن عملیات موفقیت‌آمیز بود اما استفاده از گذرنامه‌های جعلی باعث تنش‌های دیپلماتیک با بریتانیا و اخراج رییس اداره موساد در لندن شد.

 پس از آن، در ماه می ماموران موساد در ترکیه در مورد هشدار در مورد اینکه ناوگان آزادی غزه حاوی مواد غذایی و دارویی بوده و هیچ سلاحی در آن نیست، شکست خوردند که اسراییل به خاطر همین موضوع با حمله به این ناوگان 9 امدادگر و صلح‌طلب ترکیه‌ای را کشت.

داگان پس از آن، پیشنهاد استعفای خود را تقدیم کرد که با این جواب نتانیاهو روبرو شد که در پست خود باقی بماند و در تدوین برنامه‌ای برای توقف برنامه ساخت برنامه اتمی ایران کمک کند.

در روزهایی که داگان در سایه در حال اداره عملیات تهران بود، از سوی نتانیاهو به تامیر پاردو معاون وی اعلام شده بود که او به زودی جای داگان را خواهد گرفت.

در هفته گذشته و زمانی که عملیات تهران آغاز شد، پاردو در اداره خود در کنار داگان جايی که بر روی دیوار آن تصویری که روش داگان رییس پیشین این اداره در هشت سال گذشته را تعیین کرده بود به چشم می‌خورد، حضور داشت.

در این تصویر یک افسر اس‌اس نازی دیده می‌شد که اسلحه دستی خود را به سوی پیرمردی هدف گرفته است. داگان یک بار توضیح داده بود که این تصویر چه چیزی می‌گوید. "آن پیرمرد یهودی پدربزرگ من بود. او فلسفه دفاع از خود و رهایی یهود را به من نشان می‌دهد، که ما باید قوی باشیم از مغز خود استفاده کنیم و از خودمان دفاع کنیم."

یک منبع در موساد هفته گذشته اعلام کرد که پاردو دوباره به لحظات همان تصویر استناد کرد تا استفاده از تمامی چیزهای در دسترس برای دفاع از اسراییل در برابر ایران ادامه پیدا کند.

پاردو اکنون 57 ساله است که در عملیات 1976 برای نجات گروگان‌های یهود در هواپیمای ایرفرانس در اوگاندا حضور داشته است.»

 

منابع:

خبرنامه دانشجویان ایران

پایگاه اینترنتی مشرق

پایگاه اینترنتی تابناک

پایگاه اینترنتی فارس

 

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 و ساعت 8:4 |

 

ما و سیل پاکستان

با ز هم خیلی زود دیر شد وما...

 

سید امین درخشان

ارشد مدیریت فرهنگی 86

زمانی وقتی این جمله را می شنیدم که (( انقلاب خود را صادر می کنیم )) ویا (( صدور انقلاب صدور ارزشهاست )) با خودم می گفتم مگر می شود انقلابی که در ایران وبا شرایط فرهنگی و اجتماعی این مرز وبوم ایجاد شده است را صادر کرد ؟ مگر انقلاب کالاست که صادر شود ؟ ! ان زمانها هم کوچک بودم وهم ذهنم کوچک بود وبه قول معروف عقلم نمی رسید ، اما بعد ها که کمی بزرگتر شدم وکمی از اوضاع و احوال اجتماعی و فرهنگی سر در آوردم ، متوجه شدم که این کار شدنی است . می شود بسیاری از عادات ، بوم ، فرهنگ ها و ارزشها را مانند بسیاری از کالا ها صادر کرد . می شود بر روی افراد ، افکار و فرهنگ های دیگر تاثیر مثبت و منفی گذاشت . مگر غرب و همه ایادی ان این کار را در فرهنگ ملل و کشور های دیگر انجام نمی دهند ؟ مگر ((شبیخون فرهنگی )) را به بهانه های مختلف ارتباط فرهنگی وگسترش دموکراسی و حقوق بشر انجام نمی دهند ؟ صدور ارزش ها و فرهنگ ها کاری بسیار ظریف وسخت است. حالا که چه جنبه مثبت داشته باشد و چه جنبه منفی اما مهم این است که پایه واساس کار مشترک است . به این گونه که ابتدا باید بازار عرضه را پیدا کرد وجنس خود را که همان کا لای فرهنگی است ارائه داد . باید تقاضا و شرایط متقاضی و منطقه هدف فراهم باشد . ان موقع کار راحت می شود . اما افسوس از زمانی که بازار هست ، شرایط فراهم است ، تقاضا موج می زند اما یا به دلایلی کسی به فکر این کار نیست ویا اصلا در این فضا حضور ندارد . شاید یک مثال عینی و نزدیک از لحاظ زمان وقوع مساله را روشن می کند. در کشور مسلمان و همسایه ایران ، پاکستان ، سیل خانمان برانداز فاجعه می افریند . تقاضای امداد رسانی از جامعه جهانی اعلام شده است . این کشور دارای مرز مشترک طولانی با ایران در جنوب شرقی کشور است . پس بازار حضور ایران در عرصه های مختلف اعم از بهداشتی ، درمانی ، فرهنگی ، تبلیغی و .........ایجاد شده است . وقطعا ایران سریعتر می تواند خود را به این منطقه برساند .

اکثر قریب به اتفاق مردم این کشور مسلمان و بسیاری نیز شیعه هستند . ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت ا... العضمی خامنه ای نیز همه مسلمانان ، مسئو لین دردمند ومدعی و همه وهمه را به حضوری پرشکوه در این امداد رسانی فرا می خواند وحتی با احساساتی که جریحه دار شده است ، در روز عید فطر از همه می خواهند که به کمک سیل زدگان بشتابند .

مردم فهیم ، ولایت مدار وهمیشه در صحنه ایران اسلامی با همه وجود خود اماده کمک رسانی و امداد رسانی می شوند. انچنان کمک های نقدی وغیره نقدی خود را به پایگاه های جمع آوری کمک ها در مساجد و میادین شهر تحویل می دهند که دستگاههای سنتی این امر یعنی هلال احمر و کمیته امداد از این همه حضور وفهم وشعور مردم ، انگشت به دهان می مانند و آن را در چند سال گذشته بی نظیر می دانند .

بسیاری از پزشکان ، پیرا پزشکان و امداد گران داوطلب و بسیجی آمادگی خود را برای اعزام به این کشور اعلام می کنند وهر روز منتظر اعزام به پاکستان هستند .

این هم از فراهم بودن شرایط و........

اما افسوس از جماعت مسئولین خواب یا بیمار ویا مسا له دار که قطعا از یکی از این سه دسته خارج نیستند ، چون با این اوصافی که گفته شد وشرایطی که خیلی از شما خوانندگان از زمان سیل پاکستان از آن خبر دارید ،

خواجه حافظ شیرازی هم فهمید که باید وارد میدان شد اما بسیاری از مسئولین امر نفهمیدند چرا ؟

دلیل ادعای فوق

وقتی حضور پرشکوه مردم واهدای کمک های نقدی و غیره نقدی تمام شد حالا وقت جمع بندی و ارسال کمک های مردم به سیل زدگان بود . اینکه چند وقت کمک های نقدی در مساجد و پایگاههای مقاومت بسیج ماند و هرچه از مراجع زیربط (یعنی هلال احمر ) خواسته می شد که تکلیف این موضوع را روشن کنند و آنها از این موضوع شانه خالی می کردند نشانه چیست ؟

1-یا توان مدیریت این همه حضور و اهدا ء کمک ها را نداشتند که هیچ عیبی نداشت اگر از نیروی عظیم بسیج که در برپایی پایگاههای جمع آوری کمک ها وارد میدان شده بود و حماسه آفرید، کمک می خواستند که بدون شک و بی هیچ منتی این نیروی الهی در ساماندهی این امر ورساندن کمک ها در اسرع وقت به دست سیل زدگان کمک می نمود .

2-یا خدای ناکرده خواسته بودند از موقعیت سوء استفاده کنند واز این جمع اوری کمک ها ی مردمی استفاده تبلیغاتی خود را ببرند و به بعدش کاری نداشته باشند .

وقتی در فاز اول ودر عرض 2روز اطلاع رسانی تعداد 200 نفر پزشک متخصص ، عمومی ، پیرا پزشک و امدادگر داوطلب بسیجی از سراسر کشور آمادگی خود را برای حضور در کشور پاکستان و ارائه خدمات تخصصی اعلام نمودند و تنها بعد از رایزنی های متعدد با مراکز مسئول و تصمیم گیر اعم از وزارت بهداشت و هلال احمر فقط حدود 10 نفر اعزام شدند نشان از چیست ؟

1-یا مسئولین محترم مربوطه آنقدر نیروی اماده در اختیار داشته اند که نیازی به حضور این نیروهای داوطلب و تخصصی نبوده است .

2-ویا خدایی ناکرده استفاده از نیروی داوطلب بسیجی در این امر را به صلاح نمی دانستند . نکته ای که در اینجا حائز اهمیت است مبالغ نا قابلی است که هریک از عزیزان زحمت کش هلال احمر در این ماموریت 20

  ا لی 30 روزه دریافت نمود ه اند ( روزا نه چیزی حدود 100 ا لی120 دلار  )

ایران فقط چهار ایستگاه ارائه خدمات درمانی و بهداشتی در چهار منطقه پاکستان و مکانهایی که دولت پاکستان

امر فرموده بودند بر پا کرده بود که هر یک از این ایستگاهها دارای چهار چادر شامل: چادر پزشک عمومی ، چادر تزریقات ، چادر داروخانه و چادر انبار دارویی بود و نیروهای این دستگاهها (هدایتگاه نیرو ) اعم از پزشک و پرستار و پیرا پزشک چیزی حدود 17 روز را که در منطقه حضور داشته اند بعد از طی مسافتی حدود 2 ساعت که به ایستگاهها می رسیدند تا شب حدود 7 غروب حضور داشته اند و 2 ساعت دوباره مسافت مربوط را بر می گشته ا ند . و این کار 17 روز پشت سر هم ادامه داشته است .

1-ایا بر پایی ایستگاههایی با این کیفیت و کمیت و با توجه به وسعت زیاد فاجعه در شان جمهوری اسلامی است ؟

2- ایا با توجه به نزدیک بودن ایران و پاکستان نمی شد یک الی دو بیمارستان صحرایی را در این کشور برپا کرد؟ چرامسئولین وزارت بهداشت وعده بر پایی یک بیمارستان صحرایی ظرف 72 ساعت را دادند و بعد عمل نشد ؟

3-ایا نیروی داوطلب کم داشتیم که نیروهای اعزامی باید با این حجم از کار وخستگی زیاد که عملا منجر به کاهش کارآیی می شد رو برو شوند ؟

به گفته دوستانی که در این امداد رسانی شرکت داشتند ، مناطقی که تحت پوشش امداد رسانی قرار گرفته بودند حتی از سوی جمهوری اسلامی مناطقی بود که دولت پاکستان می خواست امداد رسانی شود و بسیاری از مناطق که شیعیان بودند حتی بعد از گذشت بیست وچند روز حتی مسئولین آن کشور به آنجا سری نزده بودند و گروهی که از ایران فقط به منظور بازدید رفته بودند  ابراز داشتند، در بسیاری از خانه ها و کوچه ها شیعیان عکس مقام معظم رهبری نصب شده بود که نشان از ارادت آنها به آقا و  مظلومیت و غریبی آنها دارد .

کشورهای عربستان ، ژاپن ، آ لمان ، و بلژیک نیز همانند هلال احمر ما ایستگاههایی را برپا کرده بودند ، اما حداقل یک پله از ما جلوتر بودند وآنهم این بود که پولی به شبکه های تلویزیونی خصوصی می دادند و کار خود را رسانه ای می کردند وشاید افکار عمومی پاکستان را به سوی خود جلب می کردند . آیا ما با این همه ادعا باید در حد این کشورها باشیم ؟در پایان ، اما هرچه بود گذشت ، مثل همیشه و مثل همیشه چقدر زود دیر شد و ما دوباره انگشت به دهان ماندیم که چرا آنجور که باید عمل نکردیم .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 و ساعت 7:58 |

شبکه های ماهواره ای شیعه

شیعه روی آنتن جهانی

امین سهرابی

پزشکی ۸۳

چندی پیش در مطبوعات و سایت ها خبری درج شد که مایه دلگرمی برای شیعیان و دوستداران اهل بیت بود:

((آغاز به کار شبکه ماهواره ای ولایت زیر نظر مراجع عظام تقلید و علمای حوزه علمیه قم))

که این مطلب جرقه ای بود که باعث شد پرونده ای را در 2 شماره در زمینه شبکه های ماهواره ای شیعیان بررسی کنیم :

ابتدا به این خبر توجه کنید:

خبرگزاری فارس:(( آیت‌الله مکارم شیرازی در مراسم آغاز بکار شبکه جهانی ولایت که به صورت مستقیم از این شبکه پخش می‌شد با تبریک ولادت امیرمومنان علی (ع) اظهار داشت: لحظه بسیار خوشحال کننده‌ای برای من است که می‌بینم شبکه جهانی ولایت کار خود را آغاز می‌کند و خوشبختانه فضلای بسیار قوی از حوزه علمیه در این شبکه فعالیت می‌کنند که کار بسیار ارزشمند و قابل تقدیری است.

مرجع تقلید جهان تشیع با بیان اینکه شبکه جهانی ولایت دارای بخشهای مختلفی است، اظهار داشت: امیدورایم در آینده نزدیک در این شبکه جهانی بخشهایی همچون اخلاق اسلامی، اخلاق در مکتب اهل بیت(ع)، نهج‌البلاغه، معرفی علمای اسلام، معرفی کتاب‌های بسیار گرانقدر و ارزشمند، پاسخ به سئوالات و شبهات فعال شود.

وی تاکید کرد: امروز عصر رسانه‌هاست و رسانه‌ها در جهان امروز حرف اول را می‌زنند، ما نمی‌توانیم از این میدان بیرون رویم و فرصت را از دست دهیم؛ در چنین موقعیتی باید تمام تلاش خود را به کار بسته تا به نحو شایسته‌ای از مکتب اهل بیت(ع) دفاع کرد.

آیت‌الله مکارم شیرازی اظهار داشت: ما معتقدیم گوشهای شنوای فراوانی در جهان برای شنیدن مکتب اهل بیت(ع) وجود دارد و ما بر همین اساس از این فرصت استفاده می‌کنیم و آنچه از مکتب اهل بیت(ع) و معارف اسلامی آموخته‌ایم را برای همه بییندگان در سراسر جهان ارائه خواهیم کرد. ))

در جهان امروز شبكه هاى تلويزيونى در كنار ديگر رسانه ها تأثيرى بسزا بر هدايت افكار عمومى و نقش قابل ملاحظه اى در شكل گيرى افكار وعقايد مردم دارند.
اما با كمال تأسف امروزه اين ابزارهاى تبليغاتى مهم در دست دشمنان ارزش ها واخلاق وانسانيت قرار گرفته است. آنان از اين ابزارها براى تحقق اهداف شوم واهريمنى خود استفاده مى كنند وامواج مخرب ودين ستيزانه خود را در جهان مى پراكنند واين ابزار به جاى آن كه در خدمت فضيلت واخلاق وارزش ها باشد، به سلاحى ويرانگر عليه معنويت ودين بدل شده است؛ چراكه صاحبان عقايد پاك وافراد دلسوز و بافضيلت در كنترل اين رسانه ها نقش ندارند. اگر به آمار شبكه هاى ماهواره اى موجود در دنيا ـ كه به شكل فراگير مشغول فعاليت مى باشند ـ نگاهى گذرا بيفكنيم اين واقعيت را در مى يابيم كه پيروان اسلام حقيقى وآيين ناب اهل بيت عليهم السلام از اين امتياز سهم بسيار اندكى دارند.

امروزه  در ماهواره حدود بیش از 1700کانال ماهواره ای وجود دارد که 3000 تای آن در ایران قابل دریافت است که از میان کانال های دریافتی درایران حدود 380 شبکه مربوط به موسیقی, 74 شبکه مربوط به تبلیغات مدل لباس و لوازم آرایشی, 235 شبکه مربوط به برنامه های مبتذل و273 شبکه مربوط به تبلیغ ادیان می باشد.

 حدود 300 شبکه در جهان برعلیه اهل بیت (ع) برنامه سازی می کنند و ما بسیار کمتر از اینها  شبکه ی ماهواره ای داریم که تبلیغ جهانی برای تشیع کند و در یک فقر تبلیغاتی بسر می بریم و همچنین شبکه های وهابی حدود50 شبکه است که فقط برای وهابیت کار می کنند و دشمنان اصلی اهل بیت به نظر این وهابی ها هستند که با اسم اسلام چنین ضربه های محکمی به جهان اسلام می زنند و  در خبرها بود که دو ماهواره به نام های Arab sat  و Nile sat  که برای وهابی ها است و چند شبکه ی شیعی که در آن سیستم ماهواره ای که مشغول کار بودند بسته شدند و یابه ماهواره های دیگر رفتند و یا در زیر فشار در حال کار کردن می باشند و در این اواخر نیز عده ای از علماء تندرو عربستان، تأسیس شبکه دیگری را با نام امام حسین TV در مبارزه با اهل بیت در دستور کار خود قرار دادند که برادران شیعه ما موفق به جلوگیری قرار گرفتن آن اسم برای یک ماهواره ی وهابی شدند و بلافاصله موفق به راه اندازی شبکه ای به همین نام در ماهواره ی  هات برد شدند که برای اسلام و تشیع خدمت می کنند .

از این میان  می توان به شبكه‌هاي تلويزيوني العالم، المنار، الكوثر، الزهراء(ع)، اهل البيت(ع)، فورتين(14)، الهادي(ع)، القائم(عج)، الفرات، العراقيه، المسار، الفيحاء، كربلاء، عاشوراء، الانوار، الغدير، الحوزه، العهد، الفرقان، السلام، المعارف، دجله، الكوفه، البصره، الابرار، بلادي، الباقه و آفاق در حوزه نشر معارف شيعي فعاليت دارند.

که البته شبکه های فوق اکثرا بصورت زبان عربی فعالیت میکنند که از این بین شبکه های سلام و  ثامن و امام حسین (ع) و ولایت و اهل بیت(ع) که در این چندین سال اخیر شروع به کار کردند، به زبان فارسی مشغول فعالیت میکنند.

در ادامه این 5 شبکه را  مختصرا معرفی خواهیم کرد:

شبکه ولایت:                   

همزمان با شب ولادت علی بن ابی‌طالب امیرمومنان علی(ع)، شبکه ماهواره‌ای ولایت با حضور آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید در قم آغاز به کار کرد.
آیت الله سید محمد حسینی قزوینی، رییس شبکه ماهواره‌ای ولایت از آغاز به کار این شبکه ماهواره‌ای خبر داد و گفت: هدف اصلی از راه‌اندازی شبکه جهانی ولایت معرفی فرهنگ اهل بیت(ع)، پاسخگویی به شبهات اسلامی و شیعی، ایجاد الفت میان شیعه و سنی و تشکیل جلسات گفت‌و‌گو و مناظرات علمی با اندیشمندان اهل سنت و وهابیت است.
وی تأکید کرد: این مناظرات و گفت‌وگوها بدون هیچ‌گونه اهانت به باورهای دو طرف برگزار می‌شود.
مسوول مؤسسه تحقیقاتی ولیعصر(عج) بیان داشت: این شبکه در طول ۲۴ ساعت شبانه روز به طور فعال اقدام به پخش برنامه می‌کند و برنامه‌های ثابت به صورت میانگین با توجه به وضعیت جغرافیایی کره زمین در هشت ساعت پخش و دوبار تکرار می‌شود.
وی افزود: علاقه‌مندان جهت استفاده از شبکه جهانی ولایت در قاره اروپا و آسیا و در آمریکا وکانادا می‌توانند به این شبکه دسترسی داشته باشند.
قزوینی تصریح کرد: در آینده بنا است در آلمان، هلند، ترکیه، عراق استودیوهای پخش در اختیار این شبکه قرار بگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی آل البیت گفت: دفتر اصلی شبکه ولایت در شهرهای مشهد و قم مستقر و استودیو پخش برنامه‌ها در کالیفرنیای شمالی است و اگر بتوانیم با مخابرات وصداوسیما همکاری نزدیکی داشته باشیم و آنها اینترنت پرسرعت در اختیار شبکه قرار دهند، می‌توانیم پخش مستقیم از قم داشته باشیم.
وی با انتقاد از عملکرد برخی شبکه‌های ماهواره‌ای دینی، اظهار داشت: شبکه‌هایی در سطوح بین‌المللی به ویژه در ماهواره‌های هاتبرد و عرب‌ست، همانند شبکه نور، بی‌حیائی نسبت به شیعه را از حد گذرانده‌اند و نسبت به مقدسات شیعه اهانت‌های شدیدی دارند.
آیت الله سید حسینی قزوینی رئیس شبکه ماهواره‌ای ولایت، که پیش‌تر از کارشناسان مذهبی شبکه ماهواره‌ای سلام بود، به دنبال قطع همکاری و جدایی از شبکه سلام، اقدام به تاسیس و راه‌اندازی شبکه ماهواره‌ای ولایت کرد.
این در حالیست که مدتی قبل، آیت الله مکارم شیرازی برخی از مراجع دیگر هم، خواستار راه‌اندازی شبکه‌ای اختصاصی برای نشر معارف شیعه شده بودند.

نکته قابل ذکر اینست که برنامه و سخنرانی مدیر شبکه، آیت الله قزوینی که از اساتید مسلم  پاسخگو به شبهات وهابیت و اهل سنت هستند با استقبال بسیار زیاد جهان اسلام ، بخصوص شیعیان قرار گرفته است، با اینکه از عمر شبکه بیش از 3 ماه نمی گذرد.ایشان با این توانایی جزو عناصر خط مقدم مناظره در شبکه های وهابیت و اهل سنت همچون شبکه فارسی نور و شبکه عربی زبان المستقله نیز هستند.

شبکه سلام:                                                                           

 

شبکه جهانی سلام در سال ۸۴ به مدیریت حجت‌الاسلام محمد هدایتی در کالیفرنیای آمریکا شروع به کار کرد. این شبکه در آغاز تنها برای پوشش آمریکا، کانادا و مکزیک برنامه پخش می‌کرد؛ ولی اکنون با پخش ۲۴ ساعته برنامه انگلیسی و فارسی پخش خود را به اروپا و آسیا هم رسانده است.
برنامه‌های تولیدی این شبکه، سخنرانی‌های مذهبی، میزگرد، تواشیح و برنامه‌های پرسش و پاسخ تلفنی را شامل می‌شود. این شبکه در آمریکا، ایران و کربلا استودیوهایی دارد که برنامه، ضبط و پخش می‌کنند، همچنین از راه دوربین‌هایی که در حرم امامان معصوم (ع) در عراق نصب شده است، به پخش زنده تصاویر این مکان‌های مقدس می‌پردازد.

البته در این شبکه 2 برنامه شاخص وجود دارد که یکی برنامه ای بنام شیعه معاصر با اجرای مدیر شبکه که با صحبتهای خود جوابگوی شبهات وهابیت و اهل سنت هست و دیگری برنامه قرآن و علم با اجرای دکتر فریدون صحافی که جوابگوی شبهات مسیحیان طبق کتابهای خودشان و تطبیق علم بشری با آیات کلام الله مجید هست و علاوه بر اندیشمند شیعه بودن، پزشک جراح قلب نیز می باشند.
مؤسسه الغدیر اصفهان در ایران به ضبط و ارسال برنامه برای این شبکه می‌پردازد. این مؤسسه که در سال ۱۳۸۱ تأسیس شد، با تولید برنامه‌های فرهنگی و دینی زیر نظر علما و مدرسان حوزه علمیه قم، برای تأمین برنامه‌های شبکه سلام گام برمی‌دارد.
برنامه‌های این شبکه متناسب با ماه مبارک رمضان تغییر میکند و بیشتر به ترتیل قرآن و ویژه‌ برنامه‌های سحر و افطار شهرها و ایالت‌های گوناگون آمریکا اختصاص دارد. پخش دعاها و زیارت‌های توصیه شده در ماه مبارک رمضان همچنین تفسیر قرآن کریم و احکام روزه هم بخش دیگری از برنامه‌های سلام در این ماه است.
برخی، عملکرد سلام را از نظر جذب مخاطب مسلمان از سراسر دنیا و ترویج مذهب شیعه موفق ارزیابی می‌کنند؛ اما منتقدان این شبکه هم آن را وسیله‌ای برای پررنگ کردن اختلافات شیعه و سنی و کوبیدن بر طبل تفرقه می‌دانند؛ چه آنکه مناظرات بین علمای شیعه و سنی در این شبکه اعتراضات بسیاری را برانگیخت و پس از مدتی پخش آن متوقف شد.
شبکه سلام نگاه متفاوتی به تبلیغات بازرگانی که یکی از منابع اصلی تأمین هزینه‌های کانال‌های خصوصی و دولتی است، دارد؛ آنچنان که تبلیغات این شبکه بسیار محدود و مربوط به سفرهای زیارتی، نظیر حج تمتع و حج عمره و عتبات عالیات است.
برنامه‌های شبکه سلام از راه ماهواره هات‌برد پخش می‌شود که ماهانه، مبلغ درخور توجهی را برای اجاره از مالکان شبکه‌ها دریافت می‌کند. با در نظر گرفتن سایر هزینه‌های راه‌اندازی و اداره شبکه ماهواره‌ای، سلام باید منابع مالی گسترده‌ای داشته باشد. مدیران این شبکه در مورد تأمین هزینه‌های آن توضیحات شفافی ارائه نداده‌اند؛ اما مراکز مذهبی و شیعی در آغاز کار و در ادامه کمک‌های مردمی را منابع اصلی تأمین هزینه‌های گزاف این شبکه معرفی کرده‌اند.
در طول برنامه‌های شبکه سلام، شماره حساب‌های گوناگونی زیرنویس می‌شود که به کشورهایی نظیر استرالیا، آمریکا، آلمان همچنین دوبی مربوط است. این امر نشان‌ می‌دهد که قرار است، بخش زیادی از مخارج سلام را بینندگان آن تأمین کنند.
از نقاط ضعف این شبکه می‌توان به کیفیت پایین برنامه‌های گرافیکی (اذان، نوحه، آیات قرآن)، استودیوی کوچک با پس‌زمینه‌های گرافیکی، ساخت غیر حرفه‌ای و ساده دکور، وابسته بودن به برنامه‌ها و نوحه‌ها و مناجات‌های ضبط شده در ایران اشاره کرد.

منابع:    

خیمه نیوز – فارس – تابناک

این مطلب ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 و ساعت 7:55 |

دفاع مقدس و نقش آفرینی زنان

 قطره ای از دریا

روح اله قائد امینی

ارشد مدیریت بهداشت و درمان 87

هشت سال دفاع مقدس سرچشمه زایش ها و رویش هائی است که تا عالم بپاست و تا خدا خدائی می کند همچنان پابرجاست و چون ستاره ای در دل شب های تاریک روشنگر طریقت عاشقان معرفت خواهد بود . یکی از آثار گهربار و گرانسنگ دفاع مقدس رزمندگان ایران اسلامی در جنگ هشت ساله شجاعت زنان ایرانی بود که دوشادوش رزمندگان اسلام و حتی درکشوت رزمندگی به دفاع از آین آب و خاک پرداختند. آنان دست به كارهايي زدند كه هيچ كسي انتظار انجام آن را نداشت؛شجاعت‌هايي را از خود نشان دادند كه همگان را از دوست و دشمن متحيّر كرد .                                    زنان  در جنگ ابتدا به خود و سپس به ديگران اثبات كردند كه زن مسلمان صاحب توانايي‌هاي بي‌شماري است كه در صورت تجلّي،                             معرّف پايگاه و جايگاه زن در اسلام مي‌باشد

.از آنجائي كه تاكنون اين نقش آنچنان كه شايسته و بايسته است تبيين نشده و با پـرهيز از تفكّر تفكيكي نسبت به نقش زنان از مردان در دفاع مقدّس،در اين نوشتار به اين موضوع مي‌پردازيم.

تأثير حضور زنان در اين دوره را در چند بُعد مي‌توان بازشناسي و مطالعه كرد:

1 -  حضور مستقيم زنان در جبهه‌هاي جنگ به شكل دفاع نظامي و امدادرساني:

با شروع جنگ،تعدادي از زنان و دختران در مناطق مرزي غرب و جنوب كشور اسلحه به دست گرفته و به دفاع پرداختند. در اين زمان مخالفت‌هايي با حضور زنان در جبهه‌ها وجود داشت و هنوز همه افراد قادر به پذيرش حضور آنان نبودند.در ذهن اشخاص،دفاع نظامي امري مردانه بود و زنان حق ورود به اين عرصه را نداشتند.دختران جوان كه دفاع را به عنوان يك انسان،حق طبيعي خود مي‌دانستند بايد براي اثبات اين حق از سويي با دشمن مبارزه و از سويي ديگر دوستان را قانع مي‌كردند.

مخالفت بـا حضور مستقيم زنـان در جبهه دلايلي داشت؛يكي از اين دلايل تـرس از اسارت زنان به دست دشمن بود.

»مريم امجدي» از زنان مبارز جنگ،در كتاب پوتين‌هاي مريم چنين مي‌گويد: عراقي‌ها تا كوي طالقاني رسيده بودند؛سر كوچه سنگربندي بود؛توي كوچه‌ها دولا دولا مي‌رفتيم؛هر كس پشت و بالاي سر نفر جلويي رگبار مي‌بست تا عراقي‌ها نتوانند او را بزنند؛همين طور كوچه به كوچه و سنگر به سنگر مي‌رفتيم، توي يكي از كوچه‌ها يكي از مسئولين را ديدم تا مرا ديد داد زد:«در اين جا چه مي‌خواهي؟ براي چه اين جا اومدي؟ برگرد عقب»، گفتم:«براي همون كاري اومدم كه شما اومدين»گفت: «لازم نكرده مگر نمي‌بيني عراقي‌ها تا كجا اومدن» گفتم: «خوب، اومدم بجنگم، اسلحه دارم سرخود كه نيومدم. بـا گروه ابوذر اومدم با همونا هم بر مي‌گردم.» سراغ بچّه‌هاي گروه ابوذر رفت و سرشان داد زد: «چرا اين خواهرها رو با خودتون آوردين؟ نمي‌ترسين اسير بشن؟».

نمونه‌هاي مشابه ديگر مخالفت‌ها با حضور مستقيم زنان در جبهه را در خاطرات زنان رزمنده مي‌توان يافت. خانم «مينا كمايي» در كتاب «دختران باغ OPD»  خاطره‌اي از سيلي محكم برادرش نقل مي‌كند كه قصد داشت به اجبار او را از شهر جنگي خارج نمايد.

دختران جنگ با شجاعت در جبهه ماندند و جنگيدند تا آنجائي كه اطرافيان دور و نزديك را وادار به پذيرش حضور خود كردند. بسياري از اين دختران و زنان با ادامه و استمرار جنگ به پرستاري و امدادگري مجروحين مشغول شدند؛ آنان در كنار مداواي جراحت‌ها به تقويت و تشجيع روحية رزمندگان پرداختند.

حضور زنان در درمانگاه‌ها و بيمارستان‌هاي خط و شهرهاي جنگي، عامل مهمي در برانگيختگي رزمندگان بود. ديدن دختران جوان كه به دور از ترس و واهمه از مرگ، معلوليّت و اسارت،در زير بمباران و انفجار توپ و خمپاره به كار امداد مشغول بودند؛ روحية رزمندگان خسته و مجروح را تقويت مي‌كرد تـا جائي كه زمندگان، خود را در بـرابـر آن همه شجاعت شـرمنده و مديون مي‌ديدند.

در كتاب خاطرات زنان خرمشهري مي‌خوانيم:

عراقي‌ها داشتند به پادگان «دژ» نزديك مي‌شدند. سربازها هم فرار كرده بودند، ما از مسجد جامع داوطلب شديم تا به پادگان «دژ برويم و اسلحه‌هاي پادگان را به مسجد بياوريم؛ دويست متري كه به سمت پادگان مي‌رفتيم چند تا از سربازها و مردها ما را از وانت پياده كردند و خودشان به پادگان «دژ» رفتند.

2 -  حضور زنان در پشتيباني و خدمات رساني جنگ:

بسياري از زنان به لحاظ موقعيّت خانوادگي و اجتماعي امكان اعزام به جبهه را نداشتند. آنان كه آرزومند حضور در جبهه و خدمت در صف رزمندگان بودند در شهرهاي خود به شكل خودجوش و مردمي در مساجد و مدارس و حسينيه‌ها فعاليت‌هاي پشتيباني جنگ را انجام مي‌دادند.

ارسال بسته‌هاي مواد غذايي از آجيل و شيريني و غيره همراه با نوشته‌ها و نامه‌هاي زيبا و دلگرم كننده، ارسال لباس و پوشاك و وسايل مورد نياز جبهه‌ها، ارسال پيام‌ها از طريق راديو و تلويزيون، فرستادن طومارهاي حمايتي، همه حاصل تلاش زنان در پشت جبهه بود. صحنة ‌كمك يك پيرزن روستايي كه در حال اهداء تنها چند عدد تخم مرغ به جبهه بود، اوج اخلاص و ايثارگري را به نمايش گذاشت.

نكته حائز اهميت در پشتيباني زنان از جبهه تنّوع و گوناگوني خدمات پشتيباني در سال‌هاي دفـاع مقدس مي‌باشد. گويي در پس اين حركت، نوعي خلاقيّت و ابتكار زنانه بود كـه هر روز نمودي زيبا و جديد از خود را به نمايش مي‌گذاشت.

3 - زنان عامل استحكام خانواده در هشت سال دفاع مقدس،مشوّقان اصلي مردان در اعزام به جبهه :

در سال‌هاي جنگ با اعزام بسياري از مردان به جبهه عملاً مسئوليّت حفظ خانواده بر عهده زنان گذاشته شد. تأمين مايحتاج ضروري خانواده و حفظ امنيّت و تربيت فرزندان، در گيرودار حوادث جنگ و در آن وضعيت فوق‌العاده و غيرعادي، بسيار دشوار و طاقت فرسا بود.

وحشت و اضطراب ناشي از حملات هوايي و موشكباران دشمن، نگراني از حال همسران در جبهه، جوّ ناامن سالهاي ترور، كمبود كالاهاي اساسي و ضروري از جمله مشكلاتي بود كه زنان با آن روبرو بودند.

آنان ضمن مقابله با اين مشكلات، با صبر و بردباري به تقويت روحيه همسران و فرزندان خود پرداخته و با سلام و صلوات در ميان هلهله و اشك و لبخند رزمندگان را به سوي جبهه‌ها روانه مي‌كردند. خاطرة بدرقه‌هاي باشكوه رزمندگان در ميان بوي خوش عطر و گلاب و اسپند كه در نوع خود مانوري اجتماعي و ملّي است؛ از خاطرات ماندگار و فراموش نشدني هشت سال دفاع مقدس مي‌باشد.

در همين راستا بررسي زندگي خانواده‌هاي شهدا بالاخص خانواده‌هاي چند شهيدي، روايت ايثار و فداكاري زناني است كه هر چند خود در جبهه حضور مستقيم نداشتند؛ اما جوانان خود را به گونه‌اي تربيت كردند كه آنان با انگيزه و آماده به جبهه‌ها رفته و مي‌جنگيدند.

درك عظمت و بزرگي نقش اين زنان در حمايت از جبهه‌ها و پيروزي رزمندگان كار ساده‌اي نيست.

انديشه و ايمان مـادران شهيد در تكليف گرايي و آرمان خواهي، آنان را بـه سويي مي‌برد كه حاضر به از خود گذشتگي شدند و در مقابل مهر مادري و خواسته‌هاي دروني خود ايستادند و براي نجات كشور اصلي‌ترين سرمايه زندگي خود را هديه كردند.

زندگي سرداران و فرماندهان شهيد و رزمندگان غيور هم سرشار از ايثار و از خودگذشتگي همسران جواني است كه آسايش و امنيّت ملّي را بر خانه و خانواده خود ترجيح دادند. آنان از آغاز زندگي مشترك همواره در حسرت ديدار همسران خود روزشماري مي‌كردند. لحظات خـود را بـا ترس و اضطراب از دست دادن همسران جوان مي‌گذراندند؛ اما هيچگاه جملة نامبارك «به جبهه نرو» را بـر زبان نمي‌آوردند. با وجود همة ناملايمات با چهره‌اي گشاده و دستاني مهربان همسران خود را به سوي جبهه روانه مي‌كردند و مشكلات به جا مانده را به تنهايي بر دوش مي‌كشيدند.

همسر سردار شهيد «همّت» چنين نقل مي‌كند:«زمستان بود كه حاجي براي عملياتي به جنوب رفت، من سخت مريض بودم، دلم آرام نمي‌گرفت، به نيت اينكه او سالم برگردد سه روز روزه گرفتم. »

همسر شهيد«دقايقي» دربـارة زندگيش چنين مي‌گويد: «كـم خانه آمدنش را هيچ به حساب بي‌توجهي‌اش بـه زن و بچه‌اش نمي‌گذاشتم. بي‌انصافي مي‌دانستم كه بگويم در زندگي كم مي‌گذارد. او در كنار من بود تا خوب زندگي كردن را به من ياد بدهد. با او اين احساس را داشتم كه براي هدفي شريف زندگي مي‌كنم. »

همسران رزمندگان،با قناعت و ساده زيستي و همراهي و همدلي با همسرانشان آنان را براي نبرد آماده مي‌كردند و در ثواب جهاد آنان سهم به سزايي داشتند.

موضوع نقش و حضور زنان در دفاع مقدس داراي ابعاد متفاوتي است كه تاكنون به اندكي از آن پرداخته شده است و همين اندك نيز با تأخيري چند ساله پس از جنگ مورد بررسي قرار گرفت. اگر زنان نقش آفرين مهر سكوت را پس از سال‌ها نمي‌شكستند امروز تنها شاهد روايت مردانه از جنگ بوديم.اما بايد دانست كه آنچه گفته شد در برابر آنچه انجام شده قطره‌اي از درياست.بايد گذشت زمان را احساس كرد و فرصت‌ها را مغتنم شمرد و بيش از گذشته به بررسي و تحليل ابعاد و زواياي اين حركت ديني ملّي و تاريخي پرداخت. زنان ایرانی آنچان تابلوئی از ایثار و فداکاری را در چشم جهانیان ترسیم کردند که گوئی روایت حضرت امام خمینی (ره) « در بیان مرد از دامان زن به معراج می رود »  تجلی یافته باشد.                             امروزه نیز با بهره گیری از همین روحیه جهادی زنان ایرانی دوشادوش مردان و تحت زعامت حکیمانه حضرت آیت الله خامنه ای (دامه برکاته ) در صحنه های مختلف دفاع از انقلاب و کشور اسلامی مان حضور دارند.

 

 

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 و ساعت 7:47 |

 

یک سبد خاطره

دعوت شهدا

 

محمد حکمت

ارشد بهداشت نظامی 86

کم کم داشتیم به اخر سال 1388 نزدیک می شدیم .هنوز برای مسا فرت تصمیمی اتخاذ نکرده بودیم تا اینکه همسرم پیشنهاد داد بهتر است اگر قسمت باشد تعطیلات عید را به مناطق جنگی دفاع مقدس برویم چون چند سال قبل که رفته بودیم بچه ها کوچک بودند و از رزمندگان ومناطق جنگی چیزی به خاطرشان نمانده است.من هم چون خیلی دلم برای آن مناطق وخاطرات شهدا تنگ شده بود پذیرفتم وبا پیگیری که بعمل آوردم متوجه شدم ثبت نام راهیان نور تکمیل شده است ودیگر صندلی خالی در اتوبوس ولوو وجود نداشت . علیرغم آن مسئول محترم ثبت نام اعلام نمود فعلا اسم شما را می نویسم اگر تعداد زیاد تر شد البته با اتوبوس بدون کولر در خدمت هستیم و لازم است چون ان مناطق بسیار گرم می باشند از خا نواده کسب تکلیف کنید تا خا نواده به زحمت نیافتند . علی الحال خانواده مشکلات احتمالی گرما وآلودگی هوا وسختی راه را پذیرفتند وخداوند لطفشان نصیب ما شد وتعداد افراد بیشتر شده ودر نها یت یک دستگاه اتوبوس بدون کولرنیز مهیا گردید وهفتم سال جدید راهی سرزمین های نور شدیم .

سفر با ذکر صلوات اغاز گردید وپس از یک روز طی نمودن مسافت طولانی به پادگان همیشه جاوید دو کوهه رسیدیم .همان جایی که در زمان جنگ تحمیلی مامن انس بسیجیان با دعا و تقوا و معنویت بود . حسینیه دوکوهه مملو از جوانانی بود که خاطرات شهیدان را در هشت سال دفاع مقدس زنده می کرد و نقطه به نقطه دو کوهه با ما سخن می گفت . و بقول پسر هشت ساله ام حسین ،اینجا عجب حالی می دهد(دوکوهه)

ذکرصلوات دران فضا عطراگین بود اینگار در ودیوار و ساختمانهای دوکوهه با ما سخن می گویند . صف صبحانه عدسی و پهن بودن سفرهای بلند در گوشه وکنار خیابان های درون پادگان جهت تناول غذا وصبحانه ،توزیع محصولات فرهنگی برای سنین مختلف بر شور وشعف حاضرین افزوده بود.

پس از استراحت یک شبه در پادگان دو کوهه سردار عسگری از پادگان دو کوهه برای ما سخن گفتند و اشک همه را درآوردند وسپس با دوکوهه خداحافظی کردیم وراهی مناطق جنگی دفاع مقدس شدیم از هر منطقه ای که می گذشتیم عظمت مریدان امام خمینی (ره) دردوران دفاع مقدس بر همه نمایان می شد . هرمنطقه ای به نحوی با ما سخن می گفتند وآنانی که خود در زمان جنگ در منطقه حضور داشته بودند

با وجود خود آن خاطرات را لمس می کردند .

با نزدیک شدن به مناطق عملیاتی بر معنویت همراهان درون اتوبوس افزوده می شد.

خاطرات راویان فتح ،صدای صلوات بلند پیرمردان ،پخش فیلم ها تصویروصدای شهداء ازتلوزیون

اتوبوس وخلوص وصفای خادمین راهیان نور معنویت درون اتوبوس را دوچندان کرده بود.

خادمین همراه همه تلاش خود را گذاشتند تا به ما سخت نگذرد .اما با این وجود خستگی راه، گرمای درون اتوبوس ، تشنگی ، گرسنگی اینگار ازمادورشده بود. همه مات ومبهوت شهداء بودند.

یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیست                 عشق اگر خیمه زندملک جهان این همه نیست.

با ورود به مناطق مورد بازدید اکثرا بخاطر قداست خاک با پاهای برهنه درسنگرها قدم می گذاشتند.

وزانوهای خود رادربغل می گرفتند ودر خلوت می گریستند ،انجا سراپامعنویت بودوتفکر.در آنجا نماز

تحیت خواندن ونماز جماعت اقتدا کردن نهایت خلوص داشت.

دراستراحتگاه چندروزه مان (بیمارستان شهید بقایی ) نیمه های شب زمزمه های نماز شب خوان ها فضا

را عطراگین کرده بود. ونماز جماعت صبح با پیش نمازی پیرمرد کاروان ،روح روان،آرامش می یافت.

عبور و بازدید از مناطق جنگی دفاع مقدس حیرت همه را از کار ایثارگران برافروخته بود .دربازدید از

فکه،حرکت راهیان نور با پاهای برهنه برخاک های رملی یاد شهدای عملیات فتح المبین،طریق القدس و

والفجر مقدماتی ومقتل نویسندهابزرگ جنگ شهید مرتضی اوینی وشهادت دو فرمانده بزرگ جنگ حسین باقری ومجید بقایی را زنده می کرد .

در بازدید از طلاییه، یاد وخاطرات تعداد کثیری از شهیدان را یاداوری می نمود که شجاعانه جنگیدند.

این مکان با طی نمودن حدود 45 کیلومتر از جاده اهواز خرمشهر ورسیدن به یک سه راهی نمایان می شود.

در بازدید از طلاییه ،یادوخاطره شهید دکتر مصطفی چمران زنده می شد.

در بازدید از اروند کنار،نبرد بزرگ والفجر وخاطرات عبورشبانه غواصان خط شکن از اروند وشکستن

خط مستحکم دشمن راتجلی می نماید.

دربازدید از هویزه یاد وخاطرات گروهی از دانشجویان پیرو خط امام که به محاصره دشمن قرار گرفتند

وتعدادی از آنان ازجمله حسین علم الهدی(فرمانده سپاه هویزه) به شهادت رسیدند رابرای همیشه زنده نگه

می دارد.

دربازدید ازبیمارستان صحرایی امام حسین (ع) یادوخاطرات پزشکان،بهیاران،پرستاران وتکنسین ها و....

رازنده نگه می دارد که در زمان جنگ در این مکان که در شکل یک ساختمان بتونی بزرگ که کاملا استتارشده وبه شکل تلی از خاک مشاهده می شود در عملیات های مختلف از جمله کربلای 4و5 ووالفجر

8و....مجروحین جنگی ومصدومین شیمیایی را خدمات می داد.

در بازدید از شهر مقاوم دزفول ،آبادان ،اهواز و....

وخلاصه در بازدید از شلمچه ،این خاک بهشتی که عملیات بزرگ کربلای 4و5 در آن رخ داد وماشین جنگی دشمن ضربه سختی را متحمل شد و با تقدیم حدود 20000 شهید محل شناخت وخودسازی شد.

عبور از منطقه عملیاتی شلمچه که خود توفیق شرکت درعملیات کربلای 4و5 راداشته بودم وبا وجودم

آنرا لمس می کردم مرا به یاد همسنگران شهیدم انداخت وناخداگاه تصمیم گرفتم بیاد آنان نوحه سرایی

کنم که درجمع راهیان نورشروع به خواندن نوحه کردم.

مهدی بیا مهدی بیا              نوبت بما رسیده                     این غنچه های پرپراز کربلا رسیده

کجا ییدای شهیدان خدایی                                          بلا جویان دشت کربلایی

 

با ورود به کانال های منطقه عملیاتی شلمچه یادم آمد در شب عملیات خداوند آنقدر بما لطف کرده بود

که با آتش توپخانه ما ،آنقدر از نیروهای عراقی قتل عام شده بودند که در هنگام عبور از کانال ها پاهایمان برروی جنازه های عراقی ها بود .کانالها آنقدر تنگ وباریک بود که مجبور شدیم از روی جنازه های عراقی ها

عبور کنیم.یادم آمد در آنجا فرمانده گردان شهدا از تیپ 57 ابوالفضل لرستان به نام سید جواد میرشاکی درحالی که چند وقت پیش برادرش به نام سید مصطفی میر شاکی رادرعملیات حاجی عمران از دست داده بود

به فیض شهادت رسید وهمه اهل گردان غرق در ماتم شدند .

یادم آمد جانشین گردان شهدا به نام رسول نادری در آنجا دوازده تیر به بدنش اصابت کرد و در بیمارستان بستری شدوتشنگی زیاد موجب گردید که بر روی تخت بیمارستان بر اثر خوردن سرم تزریق شده خود خونریزی

نموده وشربت شهادت را بنوشد.

یادم آمد همسنگرم به نام بهرامسری که تحصیلات متوسطه را درکشور آلمان رها کرده بود وبرای دفاع از میهن

واسلام به جبهه آمده بود در این سرزمین با فرود خمپاره در سنگرش شربت شهادت را نوشید وبا بدن تکه تکه

به لقاء حق رسید .

یادم آمد همسنگرم به نام ملکی در آنجا مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت ودر نهایت در حالی که سر بر

زانوی برادرش گذاشته بود جان به جانان تسلیم نمود وشهید شد .

یادم آمد تعدادی از همرزمان عزیزم درون خودروی جیپ هدف گلوله خمپاره قرار گرفته بودند وهمگی شهید

شده بودند واین در حالی بود که برف پاک کن خودرو در حال حرکت بود وهمچنان ارتعاش صدایش بگوش

می رسد وسرنشینان خودرو در حالی که چهره ای خونین داشتند به آرامی در خواب فرورفته بودند.

آنانکه محیط فضل وآداب شدند                                     در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون                                  گفتند فسانه ای ودر خواب شدند

با مشاهده خواهران وبرادران عزیزی که کفش ها را از پا بیرون آورده بودند وقدم به قدم جای پای شهداء

می گذاشتند ، قداست وپاکی این سرزمین خود را بیشتر نمایان می کرد ودر واقع بقول راوی فتح اینجا

ما من ومیعاد گاه 20 هزار شهید است .

وبقول مقام معظم رهبری ، سرزمین نور ، نقطه ی رهایی انسان از حصارتن ونقطه عطف انسانیت است.

این سرزمین مقدس ، محل تلاقی زمین و آسمان  ومعراج شهیدانی است که از اوج انسانیت تا ملکوت اعلای

الهی پر کشیدند .

پاکی این سرزمین مرا بیاد سخن گوهربار امام زین العابدین (ع) انداخت که فرمودند زمین کربلا  قطعه ای

از بهشت است هنگامی که روز قیامت فرا می رسد خداوند این قطعه زمین کربلا را بر می دارد و در و

وسط بهشت قرارمی دهد وهر کس بهشتی باشد اولین ورودی بهشت چشمش به گلدسته های حرم ابا

عبدا... الحسین(ع) می افتد.

وقطعا نیز سرزمین شلمچه وقتلگاه شهداء ، قطعه ای از بهشت جاویدان است.

یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است .

واین است دعوت شهداء وتجدید میثاق با شهیدان

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 و ساعت 7:43 |

عیدی بسیج دانشجویی (آرمانگرای سوم منتشر شد)

سومین شماره از نشریه دانشجویی تحلیلی آرمانگرا در اسفند ۸۹ منتشر شد این شماره در ۸۸ صفحه تمام رنگی با مطالب متنوع و پرونده ای ویژه، موج جدید خیزش های امت اسلامی تحت عنوان زمان بیداری با آثار و گفتاری از اساتید و صاحبنظران مانند حسن عباسی، عباس سلیمی نمین، وحید جلیلی، میراحمد حاجتی، حسین شریعتمداری، محمد ایمانی و علیرضا قزوه و... و همچنین سایر بخش های نشریه تحت عناوین نگره، گستره، طیبه، چفیه و گلدسته با آثار قلمی محمد سعیدی نیا، سیدامین درخشان، سیدکریم حسینی، محمدحسن علاقمند، محمد حکمت،محمد خواسته، سیدمهدی حسینی، امین سهرابی، مهدی تدبیری، مجید احمدی، محمود سهیل نژاد، یاسین رحیمی، و ... به چشم می خورد.

شایان ذکر است کلیه علاقمندان میتوانند نسخه pdf نشریه را از اینجا دریافت نمایند. همچنین نسخه چاپی نشریه بعد از تعطیلات نوروزی در دانشگاه توزیع خواهد شد

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در چهارشنبه سوم فروردین 1390 و ساعت 16:42 |

 

گفتگو با استاد حسن عباسی

خمینیزم، اندیشه فردای بشر

 

اشاره:

نام استاد  حسن عباسی برای قشر دانشجو و حوزوی کمتر ناشناخته است ،دیدگاههای بدیع و نظرات نوی ایشان در عالم تفکر و اندیشه با جان مایه آرمانخواهی و عدات طلبی شهر ه است .استاد این روزها سخت مشغول بروی کار علمی و تئوریک با دانشجویان رشته های مختلف ارشد و دکترا در وادی های مختلف است و دیدار ما از مرکز تحقیقاتی ایشان در شرق تهران گواه همین مطلب بود گفتگوی ما با ایشان که استاد با وجود مشغله فراوان با گشاده رویی و صبر و حوصله فراوان در آن شرکت نمودند قرار بود با محوریت آرمانهای امام باشد که پس از تغییر مسیر در هنگامه گفتگو به دستگاه حکمی و فکری امام رسید و بسیار خواندنی تر شد با هم  بخش کاملی از این گفتگوی سه ساعته را می خوانیم:

****************************

با  سلام خدمت حضرت عالی  به  عنوان  سوال  واژه آرمان از منظور استراتژیک اساسا به چه مفهومی  اطلاق میگردد؟

آرمان بیشتر مبتنی بر فلسفه علم حول ایده آل هاست. لفظ ایده Idea ابتدا توسط افلاطون در 2500 سال پیش جعل شد و ایده (idea)یکی از راههای پنج گانه تحقق باور در انسان است گام اول آن ظن یا گمان , دوم ایده , سوم دکترنیا ؛ چهارم تینت و پنجم دگماست.

ظن یا گمان شبیه هواست و هنوز شکل نگرفته و نادیدنی است , اگر غبار آلود شده و دیده شود مبدل به ایده یا غبار گردیده و وقتی شبیه به خمیر شد داکترینا میشود و وقتی مبدل به کلوخ شد تینت است و در مرحله نهایی باور به سنگ مبدل می شود که دگما خوانده می شود و در این مرحله اندیشه سخت و سفت می شود. در فلسفه این 5 لایه طرح  می شود . در تفکر استراتژیک ثقل نگاه بر خمیر مایه باورهاست که سه حوزه تکنیک , تاکتیک و استراتژی از آن استخراج می شود . آرمان گرایی به ایده آلیسم تعبیر می شود و یک مفهوم مدرن است , در عصر مدرن  فلسفه هگل به ایده آلیسم شناخته می شود و فلسفه هگل ذهنیت گراست و به دنیای واقع زیاد کار ندارد . فویر باخ و مارکس به عنوان هگلی های جهان آن راه را ادامه داده و مکاتب جدیدی را پایه گذاری کردند.

در علوم استراتژیک بحث بر سر واقعیت ها و امکان تغییر وتحول است و با خمیر مایه کار دارد نه آرمان ها   و ایده آل ها .

-جایگاه آرمان در تفکر فلسفی اسلام کجاست؟

دستگاه فلسفی کامل دستگاهی است که بتواند در دو شاخه فلسفه محض و فلسفه مضاعف بتواند طرح کلی برای اداره جامعه بدهد. فلسفه محض 4 حوزه معرفت شناسی , هستی شناسی , خدا شناسی و انسان شناسی را در بر می گیرد. اما فلسفه های مضاعف کاربردی است مانند فلسفه سیاست , فلسفه اخلاق , فلسفه هنر , فلسفه بهداشت و درمان و ....

اگر یک دستگاه فلسفه واجد این دو وجه بود منطبق به یک جامعه آرمانی می شود مثلا  افلاطون آرمانشهر خویش را در کتاب جمهور تشریح می کند که جزیره آرمانی بنام آاتلانتیس وجود داشته که بشر آن را گم کرده است و باید آن را بیابد.

دستگاه های فلسفی ملاصدرا را من دستگاه کاملی نمی دانم , شاید در فلسفه محض به نکات و چهارچوبهای کاملی رسیده باشد که البته همان هم محل اشکال است مثلا در بحث وجود ذهنی در معرفت شناسی ده سال قبل علامه مصباح یزدی وجود ذهنی را رد کرد , فلسفه صدرایی در حوزه مضاف تقریبا حرف خاصی برای گفتن نداشته ومانند فلسفه هنر صدرایی , فلسفه اقتصاد صدرایی , فلسفه سیاست صدرایی و ... هنوز دیده نشده است.

به هر حال 400 سال این اندیشه فرصت داشته است که این موارد را تولید کند , افرادی مانند ملاهادی سبزواری , علامه طباطبایی , شهید مطهری و ... باید در این حوزه ورود می کردند.

دیگر اینکه در سی ساله جمهوری اسلامی این جریان فکری بیشترین امکانات و فرصت ها را در اختیار داشته است , شارحین یا کم کاری کرده اند و یا اساسا این دستگاه فلسفی کامل نیست.

مقصود آرمانگرایی زمانی است که یک دستگاه فلسفی آرمانشهر یا اتوپیای خویش را تشریح کند جامعه آرمانی بحث محض فلسفی است و باید در فلسفه مضاف این موارد را تولید کرد , حکمت متعالیه ملاصدرا هنوز در تولید فلسفه های مضاف است.

و به عقیده من آرمانی که بتوان با آن جامعه ساخت در دستگاه فکری ملاصدرا وجود ندارد .البته مدینه فاضله واژه عربی اتوپیای افلاطون است و فارابی یکی از مهمترین تلاشها را در این حوزه انجام داد ولی استمرار پیدا نکرد.

 در تفکر اسلام ما جریان فقهی پر قدرتی را داریم اما جریان فلسفی آن سان قدرتمند نیست و من معتقدم اگر این دو جریان با هم همزوج نباشند و با هم جلو نروند نمی توانند جامعه آرمانی را بسازند. فقه روش زندگی درون جامعه را تعریف می کند . اگر جامعه ای که ...... می کنیم با روش زندگی مطابق نباشد به ضد هم عمل می کنند,  یکی از دلایلی که جریان. فقهی و فلسفی صدساله اخیر ایران ناموفق بوده این است که به دنبال حکمت نبوده ایم هر ملتی باید هر از چندی یک آرمانشهر برای خویش ترسیم کند یعنی همان نظام طرح ریزی استراتژیک , یعنی ترسیم جامعه آرمانی و اتوپیا سازی , فقه و فلسفه با هم هماهنگ نبوده اند و ما به دنبال حکمت در تعبیر قرآنی نبوده ایم . حکمت در نسبت با فلسفه غرب متفاوت است , برخی عنوان می کنند فلسفه یعنی عقلانیت و قرآن هم عقلانیت دارد , مگر کسی می گوید قرآن عقلانیت ندارد؟ این به نظرم مغالطه است . حکمت قرآنی صرفا عقلانیت است بسیار سنگین تر است . بن مایه حکمت قرآنی مفهومی است به نام آیه به معنای نشانه , نشانی , محل عالم و هستی هر جزئش یک نشانی است . انسان , طبیعت , کهکشانها هر کدام یک آدرس است . بن مایه فلسفه غرب آرخه است به معنای ماده اولیه و این اولین سوال در تاریخ فلسفه غرب بود که ماده اولیه عالم چیست؟ این ماده اولیه یا کلمه (logos) یا عدد (کمیت) است فیثاغورث می گفت از 0 تا 9 است برخی هم می گفتند عنصر است. وقتی شما بپرسید ماده اولیه به انسان که رسیدند فروکاست پیدا می کند و می گویید انسان چیست؟ ماده اولیه انسان هم که ژن و DNA  عنوان می شود و بحث سلولی مولکولی است و به تبع دانش پزشکی جدید مبدل می شود به یک دانش جد شناسی . و این فاجعه ای است که رخ داده است لذا فلسفه یونانی هیچ ارتباطی با حکمت قرآنی ندارد  در فلسفه غرب زمانی مدل و دستگاه فلسفی یک فیلسوف کامل است که آرمانشهر مد نظرش را ترسیم و پیشنهاد می دهد در جامعه ما چو فلاسفه به سمت استدلال رفته اند و فقها روش زندگی را بحث کرده اند این دو با هم هماهنگ نشده و نتیجه آن این شده که ما در تبیین و ترفیق نقشه جامعه آرمانی کماکان فرو مانده ایم لذا آرمانگرایی در فلسفه ملاصدرا مادامی که نتوانسته است این ترسیم نقشه را انجام دهد به زور نمی توان جامعه آرمانی را به آن الصاق کرد مگر اینکه شارحین اندیشه صدرایی روزی این امر را تولید و عرضه نمایند .

استاد نظر شما در خصوص دستگاه فکری و فلسفی امام راحل (ره) چیست؟

مشرب فکری امام (ره) محدود نبود ایشان هم ادیب بود و شاعر , هم عارف بود و تسلط بر عرفان ابن عربی داشت و شاگرد مرحوم شاه آبادی بزرگ بود از طرفی حکمت صدرایی را کاملا می شناخت . امام کسی است که در فقه اشراف عمیق داشت در اصول همینطور, امام(ره) جامع الاطراف بود . نکته مهم دیگر اینکه شبهه ای پیش آمده است که امام (ره) صدرایی است , امام در کتب خویش از ملاصدرا با احترام یاد کرده است اما نگاه ایشان اصالت وجود نیست اصالت حضور است . در بین فلاسفه غرب و شرق شما کسی را نمی توانید بیابید که مساله اش اصالت حضور باشد البته در عرفان اسلامی حضرات خمس مطرح است ولی با نگاه امام کاملا متفاوت است .

امام یک کلید واژه دارد به نام حضور و در کل زندگی ایشان ساری بوده است عموما متفکرین 2 دوره اندیشه دارند , دوره اول که پخته نبوده اند یکسری نظریات را مطرح کرده اند و در دوره دوم که به عمق و پختگی رسیده اند بعضا نظریات سابق را نیز نفی کرده اند و سخنان جدیدی را طرح کرده اند .

وینکشتاین , کانت حتی ملاصدرا مواردی از این دسته را فراوان داشته اند , امام یک رشته ثابت در نوشته های جوانی تا نامه های اواخر عمر پر برکتشان داشته اند به نام حضور و معتقدم ایشان صاحب حکمتی بوده اند به نام حکمت حضور , در چند سالی که من روی حکمت امام کار کرده ام بخصوص فاصله ایشان با اندیشه صدرایی را و جالب است بدانید انگیزه من از پژوهش بروی این موضوع فیلم کوتاهی بود که توسط یکی از نزدیکان امام با دوربین های کوچک از ایشان گرفته بود , در صحنه ای از فیلم فیلمبردار در سوالی فلسفی از آیه ای از قرآن که برخی معتقدند که مبنای حرکت جوهری ملاصدراست از ایشان پرسش می کند.  

امام در پاسخ می گویند از این آیه ای که ذکر می کنید حرکت جوهری استنباط نمی شود و این برای من نکته مهمی بود چرا که بنیان اندیشه ملاصدرا حرکت جوهری است و امام هم که آن استنباط را رد کرد , این فیلم مدتی ذهنم را مشغول کرده بود . بنده پس از بررسی در آرای امام دریافتم که ایشان واجد یک دستگاه حکمی است بنام حکمت حضور و پس از مطالعات فراوان به این نکته رسیدم که امام در این ماجرا متاثر از سیدابن طاووس است و امام در جوانی کتاب سرالصلوه را می نویسد و شاه بیت آن مفهومی است بنام حضور , مبنای قرآنی اندیشه امام در حکمت حضور آیه 112 سوره توبه است در فراز آخر آیه ویژگی های مومن را بر می شمرد و می گوید (( و الحافظون لحدود الله)) یعنی مومن کسی است که حدود الهی را حفظ می کند امام در راز نماز مهندسی معکوس می کند , امام تفکیک می کند و می نویسد برای حفظ حدود باید مقدماتی را طی کنید و چند مورد را ذکر می کند که آنها بنظرم مبانی حکمت حضور را تشکیل می دهند. امام به سنت بسیار پای بند است و سنت در زندگیش گم نمی شود . سنت های الهی امام می گوید در اساسی ترین کار شما باید برای حفظ حدود درک حضور نمایید.

هر حدودی یک حضوری دارد حضور در مقابل یکسری بچه های مهدکودک یا بانوان یا یک مرجع تقلید هر کدام حدود خاص خود را ایجاد می کند و با هم تفاوت دارد . فرض کنید شما در حضور امام معصوم (عج) نشسته اید , آن حضور مترتب بر حدودی دیگر است و حال وقتی ما در محضر خداوند متعال هستیم اینجا حضور در مقابل حق موضوعیت می یابد , و مت زمانی مومن هستیم که حدود الله را حفظ نماییم , امام اسمش را ادب می گذارد . امام با ادب را کسی می داند که حفظ حدود الهی را می کند.در افکار عمومی با ادب به کسی می گویند که احترام می گذارد و حرم و حریم دیگران را پاس می دارد و این پاس داشتن رعایت حدود انسانهاست.

اعتراف می کنم تمام عمری را که در فلسفه غرب و اسلامی گذاشته ام ندیده ام کسی با این دقت و ظرافت یک مساله شرعی را در مناسبات عقلانی و عینی وارد کند.

ابتدا باید درک حضور کرد و سپس درک حدود , اگر به حدود رسیدیم حفظ حدود رخ می دهد و در فراز نهایی ادب حضور و این 4 مرحله در کتاب سرالصلوه توسط امام تشریح می شود و مشخص می گردد که نماز حقیقی چیست. امام از مفهوم طهارت آغاز می کند تا مرحله سلام در انتهای نماز , امام مفاهیم را معماری می کند و می رسد به ادب حضور . این دستگاه حکمی در آخر منتج می شود به عبارت معروف عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید . امروزه تعدادی از دانشچویان در ابعاد حکمت مضاعف امام از اقتصاد , سیاسیت , هند , جنگ در حال پژوهش و تحقیق اند .

 نکته دیگر اینکه انانیت و خودپرستی که مصیبت  بزرگ بشر است و جایگزین بت پرستی شده دلیلش همین عدم درک حضور است. اگر قائل باشیم که پرسش از وجود سوال اساسی دستگاه فلسفی ملاصدراست دستگاه حکمی امام واجد پرسش از حضور است که عمیقا زندگی بشر را دینی می کند. عبارت یک ظرفیت فطری در بشر است و بشر پس از گذر از خودپرستی روح پرستنده اش ابتدا به سمت خودپرستی تمایل پیدا نمود چون خدا را نمی تواند ببیند و درک کند. البته بت پرستی بسیار بهتر از خودپرستی است . در ماجرای حضرت یوسف(ع) که زلیخا مورد طمع قرار داده بود ایشان را , زلیخا پارچه ای را بر روی سر بت کشید تا صحنه گناه را بت سنگ و چوبی مشاهده نکند اواعتقاد به ناظر و حاضر بودن بت داشت و این جلوه ای از درک حضور است. در اینجا نکته موضوعیت دارد اول اینکه بدانیم خداوند می تواند ببیند و ما در محضر اوییم , و دوم اینکه بدانیم ما در حال دیده شدن هستیم حتی اگر خداوند را نبینیم . جامعه آرمانی در مکتب حضور واجدین این ویژگی خاص است به واژه های ادب , حضور ,ناظر و حاضر خوب دقت کنید , این 4 کلید واژه جامعه دینی می سازد برخی منتقدین ملاصدرا مثل فردید معتقدند تقوای قرآنی در ملاصدرا فراموش شده است , من این نظر را تائید و یا رد نمی کنم ولی شما کتب بدایه الحکمه و نهایه الحکمه را که متن درسی حوزه است ببینید چقدر خشک است . هرچه شما می خوانید دینی تر نمی شوید به خدا نزدیکتر نمی گردید اما شما هرچه قدر در خصوص حکمت حضور امام بحث و تفکر کنید بیشتر خود را در محضر خدا می بینید و به رازهای آیه 112 سوره توبه نزدیکتر می شوید. 

بنده عرفان اسلامی را بررسی کردم و بحث حضور برخی عرفای مسلمان ارتباطی با دیدگاه امام در حکمت حضور ندارد و بحث امام چیز دیگری است. در فلاسفه غرب و اسلامی نیز هیچکدام این نگاه و دغدغه را نداشته‌اند حتی سهروردی، پس امام واجد یک دستگاه حکمی کامل است. به نظرم تنها نسخه شفابخش بشر حکمت حضور است و تمایز اندیشه امام و ملاصدرا در همین جاست. جالب است امام که در سی و چندسالگی کتاب سرالصلوه را تالیف می‌کند و بحث ادب حضور را مطرح می‌کند و اتفاقا در همین اواخر عمر شریف که نامه‌ای عرفانی برای حاج احمد آقا می‌نویسد دوباره ادب حضور را تاکید می‌کند. علامه حسن زاده آملی نیز در حوزه ادب بحث‌هایی را دارند البته بحث ایشان حضور نیست. مفهوم ادب مع الله را طرح می‌کند.

تمرکز ادب حضور امام در پاسخگویی به مسائل و مشکلات امروزی بشر می‌تواند پایه جامعه آرمانی و ایده‌آل و حتی دکترینال است و قابل دست یافتن.

 استاد، نمی‌توان گفت که بحث ادب حضور منتج شده از اسفار اربعه ملاصدراست؟

: چارچوب نظری اسفار، مثل افلاطونی است. همانطور که در مثل یک غاری وجود دارد که شبح اجسام و افراد برای دیوار غار می‌افتد و افلاطون عالم را شبهی وهم‌آلود فرض می‌کنند، و غبارآلود در اسفار و سفرهای 4گانه دستگاه فکری افلاطون را عمق بخشیده و کامل کرده و برآیند 3 حوزه کدام، فلسفه و عرفان است و لذا معتقدم درک حضور امام از اسفار استخراج نمی‌شود. نگاه فلسفه صدرایی فاصله‌اش با حکمت حضور بسیار است دلیل‌اش هم اینکه گزاره‌های دست و پاگیر حکمت صدرایی  است که در مکتب ادب حضور وجود ندارد دانشجویان رشته فلسفه به تبع خواندن آراء ملاصدرا اندیشه و زندگی‌شان دینی‌تر نمی‌شود چرا که تفقه نه فقه در آن نیست و ممزوج با تفقه نیست سبک زندگی از آن در نمی‌آید اما نگاه امام صددرصد با سبک زندگی انسان ارتباط دارد و تاثیر می‌گذارد.

هرقدر شما بیشتر در حکمت حضور تعمق می‌کنید زمینه زندگی شما بیشتر دینی می‌شود. در مقوله حضور بحث است که انسان از ابتدا با رویکرد فطری درک حضور دارد، در طرح‌ریزی استراتژیک 2 نگاه کاملا کلی دارد اول اینکه ریز و درشت اقتصاد، فرهنگ، سیاست تا ریزترین اجزاء طرح‌ریزی شود مکتب دوم قائل به یک گفتمان‌سازی یک مفهوم ویژه است تا جامعه به آن سمت حرکت کند شما دیگر تا ریزترین اجزاء برنامه‌ریزی نکرده‌اید بلکه یک افق کلی را نشان داده‌اید تا عموم جامعه به آن سمت رود، برای حکمت حضور از هر 2 مکتب می‌توان استفاده کرد حکمت حضور این ظرفیت را دارد

 فقه هم اینگونه است؟

-‌ فقاهت امروز حوزه‌اش احکام فردی است، فقه مانند دانش استراتژی غرب است. فقه باید مانند استراتژی تصمیم‌سازی خود و کلان فردی و اجتماعی داشته باشد الان اینگونه نیست و یک مرجع تقلید باید رساله عملیه نه تنها فردی بلکه اجتماعی، حکومتی و اقتصادی داشته باشد.

آمریکایی‌ها مرکزی دارند به نام ترودوک وابسته به ارتش که توضیح المسائل حکومتی منتشر می‌کند تفقه در دین یعنی تفکر استراتژیک و ترودوک بیش از 1000 رساله بیرون داده است مثلا سازمان تجارت جهانی و حتی سازمان بهداشت جهانی استانداردهای خویش را از ترودوک می‌گیرند و در آن مرکز برای اداره جهان آیین‌نامه منتشر می‌شود و این رساله‌ها هر چند وقت یکبار بروز می‌شود، البته ترودوک پس از نشر آیین‌نامه‌ها، طرح جامع مبتنی بر آن را تهیه کردند و برای هم تجویز می‌کنند.

انتظار از حوزه علمیه برای همراهی با حکومت دینی این است که رساله علمیه حکومتی برای سطح کلان بدهد وقتی رساله میانه برای وزارتخانه‌ها بیرون بدهد و اگر مراجع تقلید جامع الشرایط واجد یک تیم قوی کارشناسی برای طرح‌ریزی کلان فقهی نباشد همپای حکومت دینی حرکت نکرده است.

الان تعدادی از طلاب، هنرمندان و سیاست‌مداران دغدغه چنین نکاتی را دارند.

سی و یکسال از حکومت دینی می‌گذرد و شارحین مکتب صدرایی همه جور امکاناتی در اختیار داشته‌اند اما نتوانسته‌اند یک طرح جامعه (Master plan ) برای دینی کردن بهداشت و درمان جامعه بدهند ولی امروز تز دکترای یک دانشجوی پزشکی قلب سلیم در مکتب حضور است و طرح جامع آن آماده شده است، قلب منظور ابراهیم در قرآن است نه قلب صنوبری ( heart ) نظام سلامت که به نفس، روح و فطرت توجه کند ترازش WHO نیست و استانداردهای آنها که دینی نیست، پس بهداشت و درمان قرآن و اسلام کجاست؟

امروز دانشگاههای علوم پزشکی ما در نوبت‌های طویل‌المدت‌اند که آن دانشجو‌ی‌ها برور و قلب سلیم را کنفرانس دهد.

امام یک حکمت انحصاری دارد به نام حکمت حضور که کاملا فطری است چرا امام توانست اندیشه خویش را جهانشمول کند و دین را به صحنه آورد یکی از ملاحضات اساسی این بود که امام بروی مقوله حضور کار کرد و برایش خوب فهم شده بود. مدتی کاملا امروزی ارائه کرد و این راز موفقیت ایشان شد.

پس طرح‌ریزی جامع قطعات پازل حکمت حضور است که گروهی از نسل جوان در حال کار کردن برای آن هستند و یافته‌های خوبی داشته‌اند.

در راستای حکمت حضور بر مبنای انگاره‌های قرآنی و روایات معتبر حجم قابل توجهی از پایان‌نامه‌های دانشجویان جوان در حال فعالیت هستند.

معتقدم مطلب بدیع و نو بر مبنای فطرت بشر تولید شود مقاومتی نخواهد بود مشکل این است که نظریات اقناع کننده تا بحال تولید نشده است و مساله مهم اینکه این اندیشه و تفکر باید به معرض نقد گذاشته شود و بررسی گردد. صرف اینکه گفته شود سخنی بر مبنای دیدگاههای امام تولید شده همه بپذیرند و نقد نشود

 صحیح نیست. دستگاه فکری امام سبک‌تر، چابک‌تر، قابل فهم‌تر و ملموس‌تر از حکمت صدرایی است و اگر بپرسند که امام چرا توانست دین را به صحنه جامعه آورد؟ باید گفت این هنر بزرگ امام بود به تعبیر رهبر معظم و این مساله را دقت کنید که امام یک روشن فطر بود نه روشنفکر و فطرت او روشن شده بود، امام وقتی 15 خرداد 42 را شروع می‌کند حدود 63 سال سن دارد یعنی آدمی که بیش از 6 دهه تمرین کرده است.

اولین متن قوی و مهم امام چهل حدیث است و شما می‌دانید که چهل حدیث منظورش چیست همان روایت معروف مومنی که چهل حدیث را فراگرفته و عمل کند به چه مدراجی می‌رسد در واقع امام به شکل عملی به خودسازی مشغول بوده است و همان تجربیات را می‌نوشته است بعد امام کتاب سرالصلوه را می‌نویسد و راز نماز را تعقیب می‌کند، امام جهاد اکبر و دگردیسی خود را کتاب می‌نوشته و به مرور کامل‌تر می‌شده است و زمانی که در 60 سالگی فریاد می‌کشد پایه‌های کاخ سلطنتی می‌لرزد. امام پس از تبعید که برمی‌گردد در سن 80 سالگی در 10 سال در پیچیده‌ترین مشکلات و تهدیدات این انقلاب را مدیریت و تثبیت می‌کند؛ الگوی مهمی که از حکمت حضور امام فرا می‌گیریم یک نکته است و آن اینکه امام یک انگاره فکری و ذهنی مثل دیگران را به ما نداد، امام تجربیات یکدروه شدن خویش را به ما می‌گفت چرا که خود شده بود و آن را پیاده کرده بود اگر ما می‌گوییم کتاب کاپیتال مارکس مبنای تفکر لیبرائیسم است پس کتاب سرالصلوه امام مبنای حکمت حضور است. در اینجا با انسانی مواجه هستیم که امام در طول 80 سال آنچه را خود عمل کرده بود به جامعه می‌گفت و دلیل اینکه حرفش در دیگران موثر بود همین بود که ابتدا خود عامل به سخن‌اش بود و این خود یک مدل برای تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش و آموزش عالی است و حتی برای وزارت کشور، سیاست خارجی، مراجع و ...باور من این است که سرعت گسترش الگوی امام در دنیا به عنوان یک مدل در محافل آکادمیک در کمتر از سی چهل سال آینده به عنوان کامل‌ترین دستگاه حکمی مطرح خواهد شد و بخش غیرالهی آن را برای خود بشر استفاده می‌کنند و بخش الهی آن را انسانهای مومن بهره‌برداری می‌کنند و بدانیم که اندیشه فردای جهان چیزی نیست جز خمینیزم

 اثبات اینکه حکمت حضور تاویلی خاص یا برداشت شما از آرا امام نیست چگو نه است.

اگر شما با آرا و اندیشه‌های امام راحل چه سخنرانی‌ها یا کتب مراجعه بفرمایید از ابتدا تا زمان رحلت مفهوم حضور و ادب حضور هماره در اکثر موارد به چشم می‌خورد وثابت است و دچار دگردیسی نیز نمی‌شود، مفاهیم تبیینی و توصیه‌ای ایشان فرد حضور را در جان خویش حفظ کرده است، در ترمینولوژی آراء امام بیناتی تر از حضور در اندیشه امام وجود ندارد که شمولیت داشته باشد و ظرفیت تبدیل به یکدستگاه حکمی را داشته باشد.

ایشان بارها بروی این مفهوم سخن گفته‌اند اما ما غفلت کرده‌ایم حتما که نباید ایشان برای این موضوع کتاب مستقل بنویسند، کما اینکه خیلی از سخنان رهبر انقلاب مانند راهبردهایی که برای هر سال معین می‌کنند توجه نمی‌کنیم.

ادبیاتی است که خود را در محضرهای گوناگون می‌بیند و محضرها را مدیریت می‌کند و خویش را گم نمی‌کند، حکمت در نگاه ما مدل جامعه می‌دهد و فقه مدل زندگی و این دو مدل باید باهم منطبق شود، امام دستگاه حکمی دارد که سریع با فطرت انسانها قماس می‌گیرند بدون پیچیدگی‌های خاص هر دو نکته مدل زندگی و مدل جامعه از آن منبعث می‌گردد، همان کسانی که می‌گفتند اسلام قرائت‌های مختلفی دارد مانند قرائت‌های فاشیستی و سه آن آدم‌ها الان کجایند؟ مگر غیر از این است که در رسانه‌های غربی مشغول خیانت به مملکت خویش‌اند، تمام مدعیان اگر بدون حب و بغض کاملا علمی به آراء و نظریات امام مراجعه کرددند و دستگاه حکمی دیگری یافتند ما هم از آنها تشکر می‌کنیم که ما را هم آگاه کردند!

کسانی شاید بگویند که امام دستگاه فکری و حکمی ندارد پس باید بگویند حجم قابل توجهی از تولیدات علمی در قالب مقاله و پایان‌نامه‌هایی که تابحال تولید شده‌اند چه‌اند؟

چرا که معتقدیم دستگاه حکمی امام سترون نیست و در حال زاد و ولد و گسترش است بنده از این بحث استقبال می‌کنم اگر کسانی مخالف این نظرات ما باشند شاید از قبل این بحث‌ها بهتر روشن شود چهره واقعی کسانی که مدتی همراه امام بود و در کنار ایشان بود و پس از رحلت تمامی آراء و اندیشه‌های ایشان را زمین گذاشتند دو گروه شدند گروهی بعدها مربی بنام لیبرال دمکرات مسلمان کارگذاران سازندگی را تشکیل دادند و گروهی چپ اندیش حزبهای سوسیالیستی راه انداختند، سوسیال دمکرات مشارکت، مجاهدین انقلاب و بعدها اعتماد ملی.آنانی که مدعی درک امام و نزدیکی با ایشان‌اند. ممکن است بفرمایید چرا امام را رها کرده و به آراء افرادی مانند جان لاک، اکتوسر، روسو، آنتونی گرامثی و هابرماس چنگ زدند؟ و از قال خمینی به قال هابرماس و وبرو پوپر رسیدند؟

مساله اصلی در حکمت حضور غفلت زدایی است و مراتبی مانند آیه‌شناسی و برهان شناسی برای پرهیز از غفلت دارد تا انسان همیشه خود را در محضر ببیند

 نظر شما درباره علم غربی  چیست؟.

-‌ آنچه در غرب تولید می‌شود جزء کوچکی از علم بشری می‌دانم، وقتی در حوزه پزشکی می‌گوییم شما فقط جسد انسان را می‌شناسید نه نفس و روح انسان را این معنایش این است که کار شما غیردینی است، نه کار بسیار خداپسندانه‌ای است و مهم اما جامعیت ندارد و کامل نیست، نظام سلامت‌ها متولی نه فقط کالبدمادی انسان و جسدش که مسئول قلب سلیم و فطرتش هم بداند و بیماریهای آن را هم درمان کند اما نه با مدل فروید و اریکسون و دیگران و همه انسان را بشناسد بطور کامل و برای درمان دردهای آن برنامه داشته باشد اینجاست که پزشک مبدل به حکیم می‌شود، چطور است که جسم انسان نیاز است افرادی سالها مطالعه و تحقیق کنند و تا در یک عضو کوچک از انسان مثل چشم متخصص شوند و ادعای درمان دردهای آن را کنند اما واقعا انسانی که رستگاری‌اش این است که با قلب سلیم در صحرای محشر حاضر شود آیا اینکه صرفا این انسان را تنها جسدش را درمان کرد کار صوابی است که او پس از مرگ تازه ابتدای مصائب و مشکلاتش باشد؟

در طرح‌ریزی استراتژیک سکولار در مبحث آینده‌شناسی دنیا در دنیا بحث می‌شود و طرح ریختن دنیای بهتر اما در نگرش قرآنی‌ ما آینده‌شناسی نداریم ما عقبی‌شناسی داریم، آلدوالعاقبه للمتقین است قوس طرح‌ریزی شما از وضع نامطلوب در دنیا به وضع مطلوب در عقبی پل می‌زیند و اگر چنین پلی ترسیم شد حتما مسیر آینده دنیای شما تا قبل از سفر به عقبی مصلوب خواهد شد و این تفکر عقبی نگر است.

زمانی ما می‌توانیم بگوییم استانداردهای WHO در راستای نگاه دینی است که تفکر عقبی نگری را داشته باشد اگر نظام بهداشت درمانی بود که به آن سمت خیز برداشت و شعارش این بود که ما مسئول قلب سلیم مردم هستیم و بیماریهای آن را درمان می‌کنیم و دیگر واژه مجهول و منفی بیمارستان دیگر بکار نمی‌رود و نقطه امیدبخش مقابلش دارالشفاء است. امراضی مانند قساوت قلب، مرض قلب و ... نیز درمان می‌شود امراض روحی نیز براحتی درمان می‌شود، بیماریهای جسم نیز همینطور، جسم سالم در شرایطی محقق می‌شود که روزبروز درجات سلامت قلب را افزایش دهیم.

اما علم پزشکی امروز را ما رد نمی‌کنیم بلکه می‌گوییم بخش کوچکی از حقیقت علم است و یک جزء کوچکش است. اما علمای سازمان بهداشت جهانی که قلب سلیم مورد نظر ابراهیم(ع) در قرآن را نمی‌پذیرند چرا که تمامی داروینیست‌اند و اساسا دارونیسم منطبق با کفر و شرک است. افکار داروین کلا با تفکر دینی و خلقت جهان و آفرینش و ابنیای الهی در تضاد است و آرای او مقوم کفر و الحاد است. ایدئولوژی داروینیسم منکر خدا، فرشتگان و شیطان و داستان خلقت آدم است و همه چیز را در دگردیسی طبیعت می‌داند و در نظام پزشکی مدرن اساسا خود را مقید نمی‌دانند که بیماریهای فراتر از جسم بشر وجود دارد و باید درمان شود، پس ما باید دیوارهای علم را کنار زد و محیط را فراخ‌تر و وسیع‌تر نماییم و افق‌های جدیدی را بگشاییم و این امر با روند پرنخوتی که در نظام علمی ما وجود دارد محقق نمی‌شود.

به شما عرض می‌کنم همین الان دعوای فکری گسترده‌ای در نظام علمی آمریکا بر سر نقد علم مدرن و همین داروین وجود دارد و بسیار هم رادیکال تراز ما عمل می‌کنند و اساسا این مباحث در کشور ما طرح نمی‌شود و بیان برخی جملات از بزرگان دینی و علما که به تایید کامل جریان علم بشری و غربی بینجامد مثل آقای جوادی، بنظرم به این رخوت دامن می‌زند.

  البته از کسانی مانند شهید مطهری، بهشتی و ... نیز مفاهیمی با این مضامین یافت می‌شود

-‌ یکی از مصیبت‌های بزرگ بچه حزب‌الهی‌ها در حوزه دانشگاه توقف در امثال آقای جوادی آملی است. در صورتیکه ایشان در این سالیان دراز بعنوان یکی از شارحین بزرگ ملاصدرا ذره‌ای علم نتوانسته‌اند تولید کنند؛ امروز جوان 25 ساله دانشجوی پزشکی ما مدل بهداشت و درمان دینی تولید کرده است که امثال آقای جوادی اگر توانستند ذره‌ای بیشتر از او سخن بگویند من قبول می‌کنم، آقای جوادی انسان فوق‌العاده محترمی است که سالهاست مبتنی بر فلسفه صدرایی قرآن را تفسیر می‌کند اما اثرش کجاست؟ در مملکتی که نظام بانکی‌اش را ربا برداشته است آیا ایشان مدلی از بانکداری اسلامی تولید کرده است؟

برای ادامه حیات جمهوری اسلامی پرسش‌های جدید وجود دارد که پاسخ می‌طلبد به تعبیر هگل اگر در

مواجهه با پرسش‌های جدید پاسخ‌های کهنه بدهید بحران شروع می‌شود نباید تقلب ذهنی داشته باشیم و سوزنمان در شخصی گیر کند الان ما در حوزه پزشکی حرف برای گفتن داریم که بزرگان پزشکی این مملکت نمی‌توانند بزنند

آقای جوادی و صدرایی‌ها در 30 سال پس از انقلاب حکومت میلیاردها برای ایشان هزینه کرده است و صدا و سیما سالهاست دربست در اختیارشان است اما آیا کسی جلوی ایشان را گرفته که فلسفه بهداشت و درمان تولید نکنند؟ و یا فلسفه‌‌های مضاف دیگر؟

برای جامعه ما حجت نه شهید مطهری است به بهشتی و نه علامه طباطبایی و حتی آقای جوادی آملی دقت کنید حجت نیستند، علوم غربی در اعلی‌ترین درجه آن یکی از دانشجویان ما در دانشگاه تهران فیلمی را در نقد داروین نمایش داد غائله‌ای بپا کردند و هفته آینده 4 استاد تمام را فراخواندند در دفاع از داروین، دست بگذارید بروی داروین جامعه علمی ما متزلزل می‌شود، و طرح درس دانشکده‌های پزشکی ما زیر سئوال می‌رود، هر استادی در دانشگاههای آمریکا داروین را زیر سئوال برد، اخراج شده است فیلم مستند extend مجموعه مصاحبه‌ها با این اساتید است. بحث من این است که در شرایطی این مباحث مطرح می‌شود که در جامعه علمی ما که نقیض و نقدهای علم غربی را نمی‌آورند، معتقدم این یک طرح توطئه‌آمیز است و خیانت برای تهیه جامعه آرمانی بدانیم اقتصاد، سیاست، فلسفه، بهداشت و درمان آن این‌هایی که الان هست نیست در جنبش نرم افزاری بخش اول آن لا اله است بعد اله الله، پارامیدس کشی عنوان همایش ما در دانشگاه شـهید بهـشتی بود، پـارامیدس نظریـه‌ای دارد تحـت عنـوان ایـن هـمان است، چـه کـسی گفته Medical science همان طب دینی است؟ اقتصاد، فلسفه و ... نیز همینطور، کی گفته این همان است؟

گام دوم بعد از پارامیدس کشون این است که موسع کنیم دامنه علم را، و کار مشکلی است و پیشینه پر بار

گذشته ما وبال کار ما شده است و خراب کردن بسیار سخت است، الان ما در این مرحله‌ایم، یک کلمه بنده گفتم جنگ مقابل صلح نیست و مولوی اشتباه کرده است، مولوی پرستان راهپیمایی کردند و مرگ بر عباسی گفتند اسم‌های بزرگ و آدم‌های بزرگ در این مرحله مخل حرکت ما می‌شوند

بنده نمی‌گویم بی‌احترامی کنیم اما دوره عبور از مولوی و حافظ و ملاصدرا، ابن سینا، شهید مطهری باید آغاز شود به بچه‌های حزب الهی همیشه می‌گویم از شهید مطهری و شهید آوینی با سرعت موتور جت عبور کنید، چرا که مطهری و آوینی مدل خاصی را ارائه نداده‌اند در نقد خوب عمل کرده‌اند اما حال که غرب نفی شد پس جایگزین‌اش چه باشد چیزی نگفته‌اند؟ اگر شما 20 سال پس از آوینی هنوز در ایشان مانده‌ای مطمئن باش به مدل جدید نمی‌رسی

نسل جوان باید تفکر کند که سئوال‌های جدید پاسخ‌های جدید می‌خواهد و این پاسخ‌ها در کتب مطهری و آوینی یافت نمی‌شود و با این باور تفکر کنید و به مدل‌ها برسید.

 خمینیزم در دوره حیات ایشان بیشتر گسترش داشت یا پس از آن؟

حرف‌های که امام در دوران حیات کدنمایی کرد و پی‌ریزی نمود و رفت، مهمترین هنر عملیاتی حضرت آقا (رهبری) این بود که در 20 سال گذشته آنها را تعمیق و تثبیت کرده و جلوی انحرافش را گرفته است و ما با یک واقعه حیرت‌انگیز روبرو بوده‌ایم که ایشان آن بنای امام را خوب حفظ کرد در بسیاری از انقلابها مثل انقلاب کبیر فرانسه این واقعه عکس بود و اعوجاج گسترده‌ای رخ داد

در شوروی، چین نیز همینطور انقلاب امام با هدایت آقا بسرعت در حال بسط است و یکی از مقوله‌های آن جنبش نرم افزاری است که البته منظور آن موشک فرستادن به فضا و سلولهای بنیادی و گوساله رویان و ناو جماران و ... نیست. جنبش نرم افزاری در علوم انسانی منظور نظر است. بیشتر و موسع کردن اندیشه امام چرا که خمینیزم اندیشه فرد است بدلیل اینکه تفکری بنام خامنه‌ای آن را تقویت کرده و جلوی انحراف را گرفته و هم و غم‌اش این بوده که گسترش یابد.

در سی سال پس از انقلاب ما 4 پارادایم داشته‌ایم. امام گفت  نه شرقی نه غربی و دیدیم که شرق فروپاشید و غرب هم در سراشیبی سقوط است. و پارادایم اول امام که نه شرقی نه غربی بود تثبیت شد. امام پارادایم منفی را در ده سال نهادینه کرد

جریان مقابل امام عمیقا کوچکتر شده است چپ‌ها با فروپاشی شوروی از میز انتفاع خارج شدند، راست‌ها یعنی سلطنت‌طلب‌ها، بنی‌صدری‌ها، ملی مذهبی‌ها و لیبرالیست‌ها از لحاظ بن مایه ایدئولوژیک نیز ضعیف‌تر شده است، 4 کلید واژه آنها حقوق بشر، دموکراسی، جامعه مدنی و آزادی بطور جدی در دنیا به زیر سئوال است همین جریان حمله به کشتی آزادی توسط اسرائیل و سکوت آمریکا در حال نابود کردن اندیشه لیبرالیسم است، کسوت هواداران لیبرالها به شدت در حال کاهش است، جمع بندی من این است که دشمنان لیبرال و مارکیست امام امروزه در موضع بسیار ضعیف‌تری قرار دارند چرا که زمانیکه امام انقلاب کرد و دو گروه مقابلش ایستادند هنوز فکر پایه‌ای به نام بسیج و تفکر بسیجی شکل نگرفته بود، اما شما ببینید همین تفکر بسیجی که بنیانگذارش امام راحل بود چه در دوران دفاع مقدس در برابر تهاجمات نظامی و پس از آن تمدیدات فرهنگی و سیاسی را در مقابلش صف‌ آرایی می‌کند و می‌ایستد، مهمترین سربازان آقا همین بسیجیان هستند نتیجه‌اش این است که دیدگاه امام کل خمینی دارد و هر یک بسیجی در هر کجا که هست یک خمینی است و زایش‌ای که اندیشه امام داشت به وجود همین بسیجیان تبلور داشت، شما ببینید خیلی‌ها که در نهادهای انقلابی بودند و بعضا حکم از امام داشتند امروزه با اندیشه امام زاویه پیدا کرده‌اند برخی روحانیون نزدیک به ایشان، نیز همینطور، امروز خمینی‌هایی تربیت شده‌اند که وقتی بدنیا آمده‌اند خمینی رحلت کرده بود

 اقتصاد سرمایه‌داری غرب را شما ببینید 500 بانک تا الان ورشکست شده است کشورهای صنعتی تا الان 60 تریلیون دلار بدهی دارند، اقتصاد در حال نابود کردن این اندیشه است.

دشمنان امام از 30 سال قبل ضعیف‌تر شده‌اند و تفکر امام نهادینه شده است و در حال گسترش است و دوباره می‌گویم خمینیزم تفکری است که تازه بشر فردا به آن رجوع می‌کند.

امام به مثابه معصومین پس از حیات ظاهری، تازه اثر حیات طیبه آن روزبروز متجلی‌تر می‌گردد. آینده برای تفکر امام است و خمینی ظرفیتی را برای آینده بشر ایجاد می‌کند و تنها سیستم عامل بشری که می‌تواند بشر را نجات دهد خمینیزیم است که جان مایه آن حکمت حضور است با دکترین‌ها و استراتژی‌های آن

 توصیه شما به نسلی که امام را ندیده است اما عاشق اوست چیست؟

-‌ وقتی می‌گوییم خمینیزم دیگر با خود شخص امام خمینی کاری نداریم که چه شخصی ایشان را دیده است یا خیر در خمینیزم حقیقت و مدل مورد نظر است. لذا شناخت امام هر انسان بزرگی و صالحی مهم این است که خودشان را ببینیم مهم سیره‌شناسی ایشان است، نگاه ایشان به هستی و دکترین و بالاتر از آن حکمت ایشان خیلی نباید حسرت این را بخوریم که زمان ایشان بوده‌ایم یا خیر، بسیاری و حتی نفس امام به ایشان خورده است و نزدیک ایشان بوده‌اند اما امروز در مسیری خلاف ایشان حیات می‌کنند ، زمان پیامبر و حضرت امیر نیز خیلی‌ها را اینگونه بودند این نکته را نباید به جامعه و جوانان القا کنیم که شما دفاع مقدس و زمان امام نبوده‌اید و درک نکرد. اینکه امام اگر نبود آقا که بود، جوانان امروز ما درکشان از امام وقت‌شان هرگز کمتر از درک جوانان آن زمان از امام نبوده است. سخت تر از دفاع مقدس کارزارهای نبرد نرم بود که در چند مساله اخیر براه انداختند و جوانان بسیجی سربلند از آن بیرون آمدند آنهم در میدان پیچیده و غبارآلود فتنه که بسیار سخت تر از نبرد نظامی است آن نسل مسیر را گم نکرده و عمل کرده است. قضایایی که در سال 88 رخ داد وقتی در سال 60 رخ داد یک قلمش شهادت 72 تن بود و قریب 16 هزار شهدای ترور منافقین بود ولی شما دیدید در سال گذشته با هزینه بسیار کمتر در هفت هشت ماه جمع شد مگر غیر این است که در سال 60 جامعه هم یک امام بنام خمینی داشت و بسیجیان بودند؟

 باتشکر فراوان

 



+ نوشته شده توسط ارمان گرا در دوشنبه هشتم شهریور 1389 و ساعت 12:5 |

آغاز سخن

امام , همه امام است !

مهدی عجم

ارشد مدیریت بهداشت و درمان ۸۷

امام (ره) پدر مهربان امت بود " رحماء بینهم " و عارفی دلسوخته که در مکتوبات عرفانی خویش از راهی طی شده برایمان می نوشت , با "چهل حدیث" اش درس اخلاق شیرین و دلنشین اش را در کام جانها می ریخت و در "اسرار الصلوه" اش پرده از رازهایی بر می داشت که در دل نماز این پل بندگی و قرب مکنون است.

 پیر مهربان ما دستی چیره در غزل هم داشت و از خال لب دوست واگویها می کرد و از چشم بیمار یار می سرود تا آن سان که غزل های قوی او در ساختار و محتوا پهلو به پهلوی خواجه شیراز می زد و جالب آنکه در همین اواخر عمر شریف نیز به ظاهر برای پسر و به باطن برای تمامی فرزندان معنوی اش نامه عرفانی می نگاشت و از خطرهای مسیر پرافت سیر و سلوک برحذرمان می داشت , تا اینجا ماجرا تصویر انعکاس یافته از چهره امام راحل (ره) مهربان , رئوف , عارف و دوست داشتنی است و به کسی هم بر نخواهد خورد اما این همه ماجرا نیست یا به عبارتی تصویر چهره و شخصیت آن بزرگمرد آسمانی اینگونه تمام نخواهد شد ......

" ما در صدد خشکاندن ریشه های فاسد صهیونیسم , سرمایه داری و کمونیسم در جهان هستیم , ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ , نظام هایی را که بر این پایه استوار گردیده اند نابود کنیم " . آری جای تعجب نیست این چند جمله از تراوشات قدسی قلم آن بزرگوار است که "اشداء علی الکفار " قرآنی است به معنای حقیقی کلمه و اتفاقا در ماه های آخر حیات ظاهری خویش نگاشته است , کوبنده بود و تند؟ و برای برخی باور نکردنی؟

به خیلی ها برخورد؟ در سیاست خارجی تنش زایی داشت و با گفتگوی تمدن ها تعارض؟!

اصل مشکل در این وجه ماجراست , برخی با تلاش و جهد فراوان در کوشش اند تا این وجه استراتژیک از چهره امام راحل را از منظرها بویژه نسل جوان مخفی بماند و با این تئوری که این قبیل مواضع و سخنان امام گزینشی است و باعث مخدوش شدن چهره امام عارف مهربان! می گردد و باعث دفع ایشان از سوی نسل جوان ... و اباطیلی از این دست که بسیار دردآلود است. ، ظلمی مضاعف بر ساحت حضرتش روا دارند.

امام این ابر مرد جهان معاصر باشخصیت جامع الاطراف خویش عارف نمایان خلوت گزیده چله نشین را که از مردم و جهان بریده و در ذکر حق غرق بودند را به سخره گرفت و از دیگر سوی مبارزان عدالت خواه بی توجه به حق و معنویت را به چالش کشاند , پدر مهربان ما پس از عمری "خودسازی خالص" دریافت که باید" دیگر سازی" و سپس "جامعه سازی" نمود و این است رمز بزرگ آماده گی برای ظهور منجی (عج) , پدر پیر ما بر ایمان از "اسلام آمریکایی" می گفت که ریشه روانده با مختصاتی مانند " اسلام اشرافیت , اسلام ابوسفیان , اسلام ملاهای کثیف درباری ,  اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی ، اسلام ذلت و نکبت ،اسلام  پول وزور , اسلام فریب و سازش و اسارت , اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پا برهنه ها " و ما را انذار می داد از فتنه آن , و مخلص کلام اینکه "امام همه امام است" , همان پدر پیر مهربان عارف عدالت خواه مبارز , همان رهبر و ملجاء آزادگان و پا برهنگان و فرمانده تمامی حق طلبان جهان ...  زنگارهای بسته بر ذهن را رها کنیم و امام را آنگونه ببینیم که بود ،که زیست و آن سان که می اندیشید و عمل می نمود و بیاییم دوباره به آفتابی صحیفه برگردیم .

هم او که گفت" ما مظلومین همیشه تاریخ , محرومان و پابرهنگانیم , ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم دست از مبارزه با ظالم برنمی داریم."

والسلام

 

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در شنبه ششم شهریور 1389 و ساعت 10:44 |

غریبه ای دیگر « با زبان مادری »

 

مجید احمدی

دانش آموخته پرستاری ۷۸

تسخیر و تسلیم قلب و افکار انسان های جامعه هدف یا همان جنگ نرم ( saft war fare ) به مراتب سخت تر از جنگ سخت ( hard war fare ) است ، چرا که در اولی اعضای جامعه هدف داوطلبانه و اقناعی همان کاری را می کند که مطلوب دشمن است اما در دومی انسان ها را با استفاده از ابزار جنگی تسلیم می کنند ؛ و از آن جا که ایران شیعه مذهب همواره رقیبی بسیار جدی برای تمدن غرب به سرکردگی آمریکا است ، تسلیم ، تسخیر و استحاله آن به عنوان یک استراتژی همیشه برای برنامه ریزان حکومت های متحده استعماری مورد توجه بوده است و در این راه جنگ نرم در سطوح مختلفی در حال انجام و وقوع است ، آن چه که از نظر برخی توهم توطئه نامیده می شد .

شناخت دقیق و به روز ابزارهای این جنگ اولین گام در تقابل با آن است ، از این رو در این نوشتار به اجمال راجع به یکی از شبکه های ماهواره ای به نام « فارسی وان » صحبت می شود ، شبکه ای که هنوز یک سال از شروع به کار آن نگذشته در شهرهای بزرگ مخاطبین خود را در قیاس با دیگر شبکه ها به خوبی پیدا کرده است .

شناخت ذائقه خانواده های ایرانی و علاقه آنها به تماشای سریال های طولانی با تم عاشقانه و خانوادگی و تفریحی و طنز همراه با دوبله های فارسی ( هرچند بسیار ضعیف ) یکی از علل مهم جذب مخاطبین   فارسی وان است ، برنامه ریزان این شبکه قول داده اند در آینده پنج شبکه دیگر را پس از فارسی وان      راه اندازی کنند که یکی از آن شبکه ها قرار است مجموعه برنامه های مخصوص رده سنی کودکان و خردسالان باشد و این یعنی زنگی خطری جدی تر از فارسی وان ....

این شبکه تا کنون علاوه بر سریالهای اجتماعی و پلیسی مجموعه طنز و برنامه ای به نام « ریموت کنترل » یا کنترل از راه دور را نیز جزء آثار نمایشی خود داشته است . این سریالها عمدتا حاوی مضامین جنسی و خشونت بار است که با تکرارهای زیاد در قالب های مختلف و با کاراکترهای متفاوت تاثیر ماندگاری را در ذهن مخاطب خواهد گذاشت . محتوای سریالهای پخش شده را می توان در چند دسته خلاصه کرد :

v    ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن به همسر و شوهر به زن و حتی نشان دادن خیانت به عنوان یک حق

v    تشویق جوانان به ارتباط جنسی آزاد به جای ازدواج و پذیرش چهارچوب های شرعی

v    بی اهمیت جلوه دادن احترام به والدین

v    هویت زدایی و تعصب زدایی از کانون خانواده و ترویج بی تفاوتی نسبت به حریم خانواده

v    ترویج فمینییسم و کم رنگ کردن نقش مرد در جامعه

v    عادی سازی شوخی های غیر اخلاقی و محاوره های غیر معقول و زشت و تغییر بسیاری از مفاهیم ارزشمند در فرهنگ ایرانی اسلامی و...

پشت پرده فارسی وان :

« سلطان شیطانی رسانه ها » نامی است که مطبوعات غربی بر یهودی زاده ای به نام « رابرت مرداک » گذاشته اند ، او صاحب اصلی شبکه فارسی وان و آن شبکه زیر مجموعه ای است از مجموعه رسانه ای star است و star جزیی از شرکت عظیم « نیوز کور پوریشن » که مرداک آن را مدیریت می کند . این       زاده شده استرالیا به مدد مادر ثروتمند خود که یهودی متعصبی بود در آکسفورد تحصیل کرد و شاید کسی فکر نمی کرد مالک یک روزنامه کوچک در ملبورن روزی سهام دار اصلی شرکت نیوز کور پوریشن ، داوجونز ، mg space ، گروه ds و ... بشود . این نام ها وقتی توجه شما را جلب خواهد کرد که بدانید تنها دارایی شرکت نیوز کور پوریشن در سال 2007 حدود 62 میلیارد دلار و درآمد سالانه آن حدود        28 میلیارد دلار است و 11 شرکت فیلمسازی مطرح هالیوود نظیر قرن بیستم (20 th century ) و       6 شبکه تلویزیونی و 16 شبکه تلویزیون کابلی و 3 خبرگزاری مهم و 8 مجله و 28 روزنامه معروف نظیر      ( دیلی تلگراف ، سان دی میل ، سان دی تایمز ، نیویورک بست و ... ) و 7 شرکت انتشاراتی را شامل می شود . و شرکت داوجونز با ارزش بالغ بر 5 میلیارد دلار شامل چندین گروه رسانه ای و بازرگانی است که فقط روزنامه معروف " وال استریت ژورنال " با تیراژ روزانه 2 میلیون نسخه یکی از اجزای آن شرکت محسوب می شود و علاوه بر این ها سهام رسانه های بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی و حدود 30 چاپخانه و چندین مجله سیاسی که عمدتا به صورت تخصصی اطلاعات و تحلیل های سیاسی را در اختیار سیاست گذاران کاخ سفید قرار می دهد . این صهیونیست چند چهره از طرفی روزنامه « نیوز اورلد » را که به مسائل جنسی می پردازد و پر تیراژترین رسانه چاپی انگلستان است منتشر می کند و از طرفی انتشارات « وان در وان » او در آمریکا سالانه هفت میلیون نسخه انجیل چاپ می کند. مرداک مثل بسیاری از یهودیان که پنهان نمودن مذهب را غالبا یک اصل می دانند اصلا تمایلی به معرفی مرام و ایدئولوژی خود ندارد اما منابع معتبر غربی حداقل به دوستی مرداک با " آریل شارون " در رقابتهای سال 2005 اسرائیل و یا به حمایت های او از « تونی بلر » و بعد ها از « دیوید کامرون » نامزد حزب محافظه کار انگلستان و به شرکت او در ضیافت های شام کاخ سفید در زمان ریگان و ریچارد نیکسون صحه گذاشته اند و نیز همه می دانند او عضو و حامی مالی لیگ ضد افترای صهیونیست ها و عضو اتحادیه استیناف یهودی و موزه یهود در نیویورک است .

نتیجه گیری :

تاریخ به مردمان ایران ثابت کرده دنیای غرب بی جهت منابع مالی خود را مصروف ما نمی کند و یقینا آن ها منافع دراز مدتی را در پس این خیمه شب بازیها دنبال می کنند ، ذهن جوانان این مرزو بوم وقتی در تسخیر مسائل غیر اخلاقی و اروتیک که این شبکه وسایر رسانه های خارجی شبانه روز پخش می کنند قرار گیرد نمی تواند مبدا تولید اندیشه و کار سازنده باشد و مشکلات و بیماری های روانی ، بخشی از آثار آشکار این تهاجم فرهنگی است که فرزندانمان را مبتلا می کند ، آنچه در قالب امواج بر سر جوانان این خاک شیعه پرور می ریزد هر چند موضوع جدیدی نیست اما هر روز به شکلی جدید و رنگین تر ارائه می شود .

بی شک با اتکا به قابلیت های بالای فرهنگ اصیل ایرانی- شیعی و با توکل به وعده های الهی و به کارگیری روشهای عقلانی و جذاب این بار هم می توان مهاجم غیر خودی را که با زبان مادری و صورتک های بزک شده به جنگ سنت و فرهنگ ما آمده دفع کرد .

نویسنده : مجید احمدی

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در شنبه ششم شهریور 1389 و ساعت 9:55 |

خليج فارس در گذر زمان

امین سهرابی

پزشکی ۸۳

در طول تاريخ، خليج فارس نه تنها بخشي از خاك ايران محسوب مي‌شده و حاكميت آن در دست ايراني‌ها بوده است، بلكه به اذعان تمام منابع تاريخي موجود اين پهنه آبي با عناويني نظير خليج فارس، خليج عجم، درياي فارس و يا بحر فارس شناخته شده است.

نام خليج فارس از جمله نام‌هاي تاريخي است كه از گذشته بسيار دور تاكنون در اسناد، قراردادها و مكاتبات مورد استفاده همه اقوام و ملت‌ هاي دور و نزديك آن، از فارس و عرب، ترك و هندي تا اروپاييان قرار داشته است. از اين رو خليج فارس به عنوان مهمترين گذرگاه نفتي جهان با موقعيت تمدني ايران پيوندي تنگاتنگ داشته و دارد.

با اين حال در دهه‌هاي گذشته برخي از همسايگان در اقدامي كه با روح همزيستي مسالمت‌آميز ملل و فرهنگ‌هاي منطقه ناسازگار بوده است، به جاي استفاده از نام معتبر «خليج فارس»، نام خليج عربي يا خليج را به كار گرفته‌اند و اخيراً نيز علاوه بر كشورهاي عربي پاره‌اي از سازمان‌ها، ارگان‌ها، خبرگزاري‌ها يا مجلات و رسانه‌هاي بين‌المللي به اين نامگذاري مجعول روي آورده‌اند.

با توجه به اينكه كوشش‌هاي ملي‌گرايان افراطي عرب براي تغيير نام «خليج فارس» به «خليج عربي» در سطح بين‌المللي از هيچ گونه پايه و اساس علمي برخوردار نيست، كوشش آنها تنها وحدت واقعي جهان اسلام را به مخاطره مي‌اندازد. بعضي كشورهاي عربي كه در تقابل با ايران به سر مي‌برند، در قبال نام خليج فارس به دنبال منافع خود هستند و در اين بين وحدت جهان اسلام را ناديده مي‌گيرند. اين عمل در شرايطي صورت مي‌پذيرد كه نيروهاي فرامنطقه‌اي حضور روز افزون خود را با استفاده از همين گونه تنش‌ها و اختلافات تثبيت مي‌كنند.

در اين نوشتار ضمن تشريح موقعيت استراتژيكي خليج فارس، به بررسي سابقه نام خليج فارس و چگونگي شكل‌گيري ادعاهاي واهي اعراب در استفاده از نام جعلي خليج يا خليج عربي خواهيم پرداخت.

جغرافياي طبيعي و راهبردي خليج فارس

خليج فارس، شيار هلالي شكلي است كه بيش از يك چهارم ذخاير فسيلي جهان را در خودجاي داده و از طريق درياي عمان به اقيانوس هند و آب‌هاي آزاد راه مي‌يابد. اين خليج طولي نزديك به 900 كيلومتر و پهنايي نزديك به 240 كيلومتر دارد .

آبهاي خليج فارس كم عمق و زير بستر آن داراي منابع نفت و گاز (هيدروكربن) فراوان است. عمق خليج فارس در بيشتر موارد از 50 متر تجاوز نمي‌كند و حداكثر عمق آن به حدود صد متر مي‌رسد. اين امر به سادگي امكان حفاري و استخراج منابع آن را فراهم مي‌سازد. در صيدگاه‌هاي مرواريد عمق خليج فارس كمتر از 36 متر است. حاشيه خليج فارس شامل كشورهاي ايران، عراق، كويت، بحرين، عربستان، قطر، امارات و عمان مي‌شود و در اين بين بيشترين ساحل خليج فارس كه قابليت كشتيراني نيز دارد، تحت حاكميت ايران مي‌باشد.

هم اكنون نيز خليج فارس مهم‌ترين آبراه بين‌المللي جهان است كه بيش از 50 درصد انرژي جهان در آن نهفته است.

خليج فارس در مقام محل و معبر مبادله كالا و تجارت ميان شرق و غرب؛ نه تنها از زمان‌هاي دور صحنه رقابت و كشمكش‌هاي ملل ذينفع و متجاوزان و استعمارگران بوده است بلكه هميشه و بيش از هر درياي ديگري مورد توجه مورخان و جغرافيا نويسان قرار داشته است.

در ادامه به بررسي نام خليج فارس از ميان منابع تاريخي ـ جغرافيايي ايراني، يوناني، اسلامي، غربي و اسناد حقوقي خواهيم پرداخت.

1ـ منابع ايراني:

خليج فارس طبق اسناد موجود از هزاره هشتم پيش از ميلاد مورد استفاده تجاري و نظامي ملل دنياي قديم قرار گرفته است. ايرانيان در روزگار هخامنشي اين دريا را «پارسا درايا» يا درياي پارس مي‌خواندند.

2 ـ منابع يوناني

طبق نوشته مورخان و جغرافي نگاران يوناني كه پيش از ميلاد مسيح مي‌زيسته‌اند چون هرودت (484 ـ 425 ق. م) يونانيان نخستين ملتي هستند كه به اين دريا نام پرس و به سرزمين ايران پارسه، پرساي، ‌پرس‌پوليس، يعني شهر يا مملكت پارسيان داده‌اند.

3ـ منابع اسلامي

پس از فتح ايران توسط اعراب در سده هفتم پس از ميلاد، تلاشي براي تغيير نام «درياي پارسي» صورت نگرفت. اعراب مسلمان، عموماً اين خليج را«بحرالفارسي» (درياي پارسي) مي‌ناميدند و اين نام از سوي امپراتوري‌هاي ايراني، ترك و عربي هم كه در 1200 سال بعد منطقه را تحت سلطه خود داشتند مورد احترام قرار گرفت.

4ـ منابع غربي:

بيشتر كساني كه در مورد درياي پارسي و درياي مكران مطلب نوشته‌اند بيگانگان و به ويژه انگليسي‌ها بوده‌اند، زيرا به لحاظ موقعيت ويژه‌اي كه در اين منطقه داشته‌اند كوشيده‌اند تا حقيقت نهفته بماند و نام‌هاي جعلي و ناقص جاي اسامي درست را بگيرد. اما منابعي از ‌آن‌ها بجاي مانده است كه بر صراحت نام خليج فارس تكيه مي‌كنند.

در سال 1892، لرد كرزن، وزير خارجه انگلستان، در كتاب «ايران و قضيه ايران» مكرراً به نام خليج فارس اشاره كرده است.

ويليام راجرز، وزير امور خارجه وقت ايالات متحده آمريكا، در گزارش مورخه 1971 ميلادي خود در مورد سياست خارجي اين كشور از نام خليج فارس استفاده كرده است.

.

ذكر نام پرشين گلف درنقشه متعلق به قرن ۱۸ در موزه لندن

5- اسناد حقوقي

الف ) اسناد

دلايل و مستندات حقوقي معتبري درباره اصالت نام خليج فارس وجود دارد كه به قرن 16 ميلادي باز مي‌گردد. طي سالهاي 1507 تا 1560 در كليه موافقت‌هايي كه پرتغال، اسپانيا، بريتانيا، هلند، فرانسه، آلمان با دولت ايران داشتند حتي در متون عربي نيز از عبارت «خليج الفارسي» و در متن انگليسي «پرشين گلف» استفاده شده است.

ب ) سازمان ملل متحد:

سازمان ملل متحد تا به حال دو بار نام تاريخي و اصيل اين آبراه را «خليج فارس» اعلام كرده است. سازمان ملل خليج فارس را نامي تازه مي‌داند كه از آغاز قرن بيستم جانشين نام كهن درياي پارس شده و بيش از درياي فارس مورد استفاده قرار گرفته است.

دبيرخانه اين سازمان در سند مورخ 5 مارس سال 1971 ميلادي و يادداشت (AD311/GEN) به دولت ايران يادآور مي‌شود كه بنابر عرف جاري در دبيرخانه سازمان ملل متحد در اسناد و نقشه‌هاي جغرافيايي، منطقه آبي بين ايران از سمت شمال و خاور و تعدادي از كشورهاي عربي از سوي جنوب و باختر به نام خليج فارس ناميده مي‌شود،‌و اين بنا بر عرف قديمي انتشار اطلس‌ها و فرهنگهاي جغرافيايي است.

دومين بيانيه به تاريخ دهم آگوست 1984 ثبت شده است و در هر موقعيت، همه 22 كشور عربي نيز اسناد سازمان ملل را امضا كرده‌اند.

ادعاهاي واهي

چندين دهه از كوشش‌هاي برنامه‌ريزي شده اعراب براي تغيير نام تاريخي خليج فارس مي‌گذرد. آبراهي كه ايران را از شبه جزيره عربستان جدا مي‌سازد بر اساس تمام اسناد تاريخي‌ـ جغرافيايي، «خليج فارس» نام دارد و حتي در تمام نوشته‌ها و نقشه‌هاي عربي كه پيش از دهه 1960 به چاپ رسيده است از عنوان «الخليج الفارسي يا بحر فارس» استفاده شده است. صحت ادعاي فوق حتي در بخشي از سرود ملي قديمي مصر نيز ديده مي‌شود كه در آن از خليج فارس ياد شده و مرزهاي اعراب را از خليج فارس تا درياي مديترانه ترسيم نموده است.

موضوع تغيير نام خليج فارس از دهه سوم قرن بيستم به دنبال سياست فارسي‌زدايي انگليسي‌ها در منطقه خليج فارس مطرح شد. اصطلاح «خليج عربي» براي اولين بار از سوي يك ديپلمات بريتانيايي در منطقه خليج فارس عنوان شد. «سرچارلز بلگريو» كه بيش از سه دهه نماينده سياسي دولت بريتانيا در خليج فارس بود، پس از مراجعت به لندن درسال 1345 هجري خورشيدي كتابي درباره سواحل جنوبي خليج فارس منتشر كرد و در آ‌ن براي نخستين بار از عنوان تازه و جعلي خليج عربي استفاده نمود. بدين ترتيب بلافاصله پس از انتشار كتاب،‌استفاده از اصطلاح جعلي خليج عربي در مطبوعات آغاز شد و پس از چندي در مكاتبات رسمي كشورهاي حاشيه خليج فارس،‌ نام خليج عربي به جاي خليج فارس نشست.

اگر چه دولت ايران در همان زمان در قبال اين عمل واكنش نشان داد و از قبول محموله‌هايي كه نام «خليج عربي» را به خود داشت خودداري مي‌نمود، اما ديپلمات بريتانيايي ـ در راستاي سياست قديمي تفرقه بيانداز و حكومت كن ـ كار خود را كرده بود و اعراب را با واژه تازه‌اي آشنا نموده بود كه بيش از پيش به جنگ لفظي عرب و عجم دامن مي‌زد. از اين رو دولت‌هاي حاشيه‌اي خليج فارس تبليغات سياسي، مكاتبات ديپلماتيك و محور برنامه‌هاي آموزشي خود را بر نام خليج عربي متمركز نمودند.

در اقدامي ديگر از سوي انگليسي‌ها، روزنامه تايمز لندن در سال 1962 در يكي از مقالات خود از خليج عربي به جاي خليج فارس استفاده كرد و از آن زمان به بعد برخي از دولت‌ها و شيخ‌نشينان عرب با خريدن روزنامه‌نگاران و خبرنگاران خارجي و يا با پرداخت مبالغ هنگفت به چاپ نقشه‌هايي كه خليج فارس را خليج عربي نشان مي‌داد مبادرت نمودند. اين تحركات ابتدا از سوي چهره‌هايي چون عبدالكريم قاسم در عراق و سپس توسط جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملي جهان عرب در مصر ادامه يافت.

پس از جنگ دوم خليج فارس و تهاجم عراق به كويت در سال 1991، نفوذ نظامي ايالات متحده بر منطقه بيشتر شد و ديري نپائيد كه امريكايي‌ها براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران به رودر رويي كشورها و شيخ‌نشين‌هاي ساحل جنوبي خليج فارس با ايران دامن زدند. از اين رو شيخ‌نشين‌هاي شارجه و ابوظبي در مقابل ايران قرار گرفتند و به طرح ادعاهاي واهي نسبت به مالكيت جزاير سه گانه (ابوموسي، تنب كوچك و تنب بزرگ) پرداختند. اگر چه ادعاي «شوراي همكاري خليج فارس» در بيست و پنجمين نشست سران كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس در بحرين نام شوراي همكاري كشورهاي خليج فارس را به شوراي همكاري كشورهاي خليج عربي (مجلس التعاون لدول الخليج العربيه) تغيير دادند؛ اما به نظر مي‌رسد سياست ايراني‌زدايي و فارسي ستيزي اعراب، با توجه به تعلق بيش از نيمي از خليج فارس و حساس‌ترين نقاط استراتژيك و ژئواكونوميك آن به ايران راه به جايي نخواهد برد.

با اين حال نبايد از خاطر برد كه اعراب در طول ساليان و دهه‌هاي اخير تبليغات گسترده‌اي را به منظور تغيير نام خليج‌فارس آغاز كرده‌اند. آنها در حالي نام شركتهاي هواپيمائي، روزنامه‌ها، مجلات، شركتها و بسياري از چيزهاي ديگر را بنام خليج يا خليج عربي تغيير داده‌اند كه نام «خليج پارس» در برگيرنده هزاران سال تاريخ است و عدم استفاده از آ‌ن، بي‌ارزش ساختن پيشينه و تمدن‌هايي است كه پيرامون آن باليده‌اند.

به كار بردن نام جعلي «خليج عربي» به جاي «خليج فارس»،‌عنوان «شيخ شعيب» براي «جزيره لاوان»، «قيس» براي جزيره‌ي «كيش» ـ و «شط‌العرب» براي «اروند رود» از جمله مواردي است كه عليرغم مسلمان بودن مردم منطقه، به منازعات هويتي و قومي ميان كشورها دامن مي‌زند. زيرا تغيير نام‌هاي كهن جغرافيايي، تحريف واقعيت‌هاي تاريخي و جعل هويت‌هاي موجود است.

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در شنبه ششم شهریور 1389 و ساعت 9:50 |

گفتگو با دکتر محمد صادق کوشکی

 امام کار کرده بود!

گفتگو :محمد خواسته ،هادی حصاری

تنظیم : حسن هنرور

اشاره

دکتر کوشکی عضو هیأت علمی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی هستند  و سوابق آموزشی و پژوهشی گسترده ای را درتدریس  در  دانشگاههای امام صادق ،دانشگاه تهران ،  عالی دفاع ملی ،دانشکده خبر ،امام حسین و آزاد تهران مرکز و... دارند و همچنین پژوهش و تحقیق در زمینه های تاریخ تمدن و غرب­زدگی در ایران، جامعه شناسی سینما، جریان­شناسی سیاسی معاصر ایران، روش تحلیل و نقد سیاسی تولید علم، ضرورت­ها و زمینه­ها دارند و کتابهای برگی از باغ (داستان مستند درباره انقلاب اسلامی و تأملاتی در اندیشه سیاسی امام خمینی ومروری بر تاریخچه­ی سازمان مجاهدین خلق از تاسیس تا فاز نظامی به اضافه کارنامه تروریسم سازمان به روایت نشریه مجاهد و همچنین بیش از دهها مقاله علمی و تحلیلی  در جراید و نشریات  از ایشان منتشر شده است گفتگو با ایشان قرار بود با موضوع آرمانهای امام راحل باشد که با نظر دکتر سمت و سوی دیگری یافت و برروی بحث ولایت فقیه تمرکز یافت با تشکر از ایشان این گفتگو را می خوانیم :

 

*********************************************** 

واژه ارمان به چه معناست ؟

سوالی را بپرسید که دغدغه اکثر دانشجویان دانشگاه خودتان باشد کلیشه ای بحث نکنیم بهتر است

-اگر اصل ولایت فقیه که  در قانون اساسی به رای گذاشته شد

رای نمی اورد امام چه میکرد ؟

  امام می پذیرفت . کما اینکه پیش نویس قانون اساسی  که در آن ولایت فقیه نبود امام چیزی نگفتند اما در مجلس خبرگان با تلاش چند نفر از نمایندگان ولایت فقیه در آن گنجانده شد .

 علت این بود که امام تئوری ولایت فقیه را در قالب حکومتی کار کرده بود و در بخشی تدریس کرده بود از سال 46 تا 49 تبیین و اثبات آن را پاسخ گفته بود . امام در این مورد به طور منسجم کار کرده بود ، ولایت فقیه را در عمل به نمایش گذاشته بود آنجا که 15 بهمن ماه سال 57 امام به عنوان ولی فقیه بازرگان را به عنوان نخست وزیری منصوب کرد . امام در 12 بهمن 57 گفت : " من به این عنوان که ملت من را قبول دارد توی دهن دولت میزنم " . در 15 بهمن 57 امام به عنوان ولایت حقه ای که من دارم بازرگان را منصوب میکنم اما ماجرای قانون اساسی امام اجازه دادند سیکل طبیعی خودش را طی کند . همدلی خیلی بهتر بود و خبرگان به عنوان نمایندگان ملی ولایت فقیه را اضافه کرد و با شهید بهشتی بحث کردند .با این موضوع بحث شد و بنی صدر در روزنامه جمهوری اسلامی علیه آن سرمقاله های مفصلی نوشت و مخالف و موافق کلمه به کلمه پیشروی کردند تا این اصل تصویب شد و زیبایی آن این بود که هیچ کس نمی تواند بگوید که ولایت فقیه از پیش تعیین شده بود و تحمیل شد و در فرایند طبیعی و ازاد و گفتگو و نقد این موضوع در قانون اساسی وارد شد.

اگر رای نمی آورد امام چه می کرد ؟

 تبلیغ می شد توسط امام . وقتی رفراندم در مورد جمهوری اسلامی پیش آمد با رای آری یا نه آنجا که خبرنگار امریکایی از امام در مورد منفی بودن موضوع سوال میکند و امام گفت : من میروم قم طلبگی خود را انجام میدهم و ملت اختیار خودش را دارد چون امام برای حکومت کردن نیامده بود و و ظیفه امام این بود که حکومت دینی و ولایت فقیه را به مردم عرضه کند .

اگر جامعه می پذیرفت امام تکلیف را ادامه می داد وگرنه ادامه نمی داد .

ولایت فقیه تحمیلی نیست اگر مردم بخواهند اجرا میشود و اگر نخواهند محقق نمی شود . درستی و نادرستی برای مردم نیست اما بود و نبود آن با خواست مردم است .

ولایت فقیه در نگاه امام تداوم امامت رسول الله و ائمه اطهار بود . حضرت امیر هم این حق را داشته ولی چون مردم نخواستند 25 سال امام علی ( ع) در پی امور زندگی خودش رفت اما بعد از اینکه مردم آمدند سراغ امام گفت چون امدید من اکنون حاکم میشوم دلیل پذیرفت خواست شما مردم است ولی حکومت برای من از عطسه بز و لنگه کفش هم بی ارزش تر است .

امام حسن ( ع ) هم چون گفت چون با من بیعت کردی من می آیم اما اکنون که نمی خواهید من میروم امام تکلیف داشت تا نامشروع بودن حکومت طاغوت را مطرح و حکومت دینی مشروع را برای مردم مسلمان ایران مطرح نماید و فوائد آن را بگوید و آرزو ها و آرمان ها را بگوید و در آخر به مردم حق انتخاب دهد .

امام به ولایت فقیه به عنوان ابزار می نگرد برای حکومت دینی و اجرای آن ؟

 امام از این موضوع به عنوان سازکار استفاده می کرد که تنها راه اجرای حکومت دینی در عصر غیبت است خودش هدف نیست وسیله هم نیست سازکاری است که به هدف میرساند . مثلا دانشگاه ابزار نیست بلکه سازکاری برای تربیت دانشجو است  ابزار کتاب ها و ... است . دستگاه نظام که ساز و کار است همانند قانون که سازوکاری برای اجرای قوانین است .

اهداف حکومت دینی چیست ؟

هدف های حکومت دینی یا حکومت ولایت فقیه زمینه سازی برای افراد جامعه است تا انتخاب های اساسی انجام دهند . حکومت دینی وظیفه ندارد ما را به بهشت ببرد اما زمینه ساز فراهم کردن فضایی است تا ما معقولانه ترین تصمیم را اتخاذ کنیم در مسیر سعادت یا شقاوت .

تفاوت آن با حکومت طاغوت چیست ؟

 فضای مساعد برای تصمیم گیری انسان ها جز با حکومت دینی اقامه نمی شود و تنها حکومت و نظامی که فضای معقولانه و آگاهانه را برای انسان ها در خصوص اما شاکرآ و اما کفورا فراهم می کند حکومت دینی است . حکومت غیر دینی سازوکار مناسب را نمی تواند فراهم کند .

آیا ولایت فقیه حکومت دینی است ؟

 ولایت فقیه خود حکومت دینی است در غیاب معصوم و فقیه از دیدگاه امام کارشناس دین در صورتی تئوری و عملی مورد اعتماد است و اعتماد حاصل از عمل کردن به دیدگاه کارشناسی است . و توان علمی استخراج گذاره های دینی را مطابق با شرایط جامعه بدست آورد و به نیاز های روز جامعه پاسخ ضابطه مند بدهد .

امام در ولایت فقیه به حدیث اشاره ندارد و میگوید ولی فقیه دلیل عقلی است . ولایت فقیه احیا گری بود که امام آن را عرضه کرد .

علت مخالفت با ولایت فقیه چیست ؟

 عدم درک برخی افراد به دلیل عقلی هر نوع نوآوری با مخالفت روبرو میشود در هر عرصه ای و به تدریج محقق میشود . پدیده ای که مدت های مغفول مانده بود و امام آن را احیا کرد و برای برخی تحمل ان سخت بود و شاید از سوی کارشناسان آن رشته مخالفت شود چون یا قدرت درک ندارند یا منافع آنها در خطر قرار میگیرد یا حسادت دارند چون اگر درک می کردند خودشان این نواوری را انجام می دادند .

استدلال امام از ولایت فقیه ؟

این است که خدا احکامی اجتماعی را جهت اقامه در جامعه فرستاده است که در غیاب امام معصوم خداوند راضی به تعطیل انها نیست و احکام اجتماعی جهت انجام فرستاده شده است تا زمان ظهور امام عصر این دستورات اجتماعی و احکام خداوند باید توسط فردی به نام ولی فقیه انجام گیرد و محقق کردن احکام در جامعه نتیجه آن این است که افراد میتوانند آگاهانه انتخاب کنند کسی را به زور به بهشت نمیبرند اما در حکومت دینی اجازه داده نمی شود کسی با خودش دیگران را به جهنم ببرد . هر کس حق دارد خودش برود به هر کجا و تصمیم گیری با خودش است .

نظر سایر علما در مورد ولایت فقیه چیست ؟ و یا نظر انها درمورد ولایت فقیه قبل از امام ؟

 بحث ولایت فقیه را همه علما قبول دارند اما در خصوص میزان اختیارات فقیه در ولایت اختلاف نظر وجود دارد برخی اختیار ولایت فقیه در خصوص سرپرستی از افراد مهجور مثل ایتام و .. را میدانند که گناه نگاه حداقلی است که ولی فقیه سرپرستی کسانی را بر عهده دارد که ولی ندارند . نگاه دیگر متولی حاکمیت بر شئون جامعه است و کل جامعه به فقیه بر میگردد ولی نقش ولایت فقیه یک اصل بدیهی است اما اینکه اختیارات آن چقدر است اختلاف نظر وجود دارد . فقهایی که تشکیل به حکومت کردند کم نیستند مثل سید عبدالحسین لاری در اواخر عمر ناصرالدین شاه که حکومت اسلامی را در لارستان فارس ایجاد میکند و مردم می پذیرند و با دخالت انگلستان این حکومت ساقط میشود .

علت دعوای شیعه بعد از پیامبرچیست ؟

 اهل سنت میگوییند که حکومت یک امر دینی نیست و شیعیان میگوییند که حکومت یک امر دینی است . مشروعیت حکومت را بر مبنای دین نمیدانند چه با کودتا چه با رای مردم .

نظر شما در مورد زعامت چیست ؟

 تصور میگردد در هر دوران یک نفر یا چند نفر زعیم باشد ولی ذوقی است اما منبع فقهی ندارد ولی عرفان شیعه میگوید که زمین هیچ گاه از حجت و اولیا خدا خالی نیست .

نظرتان در مورد واژه ولی امر مسلمین چیست ؟

 ولی امر با رای مردم انتخاب نشده است کسی که فقیه تر و در اجرا موفق تر باشد به طور طبیعی مشخص میشود . فقاهت استاندارد دارد ولی فقیه کسی است که میخواهد حکومت کند و احکام دین خدا را اجرا کند وقتی که کارشناسان هستند برای مردم رعایت میکنند که چه کسی قدرت استنباط و توان مدیریتی فقهی بیشتر دارد و خود فقها حق دارند در مورد ولی فقیه نظر دهند اما مردم ولی فقیه را حاکم نمیکنند و درستی و غلطی آن با رای مردم نیست . خبرگان به ولی فقیه رای نمی دهند و هر کدام به عنوان کارشناس فردی عادل تر را معرفی میکند و کسی که بیشتر از دیگران عادل و فقیه تر بود معرفی می شود .

شورای رهبری یا رهبر نظرتان چیست ؟

 شورای رهبری که در قانون اساسی قبلی نقش جانشین ولی فقیه بود نه خود ولی فقیه چون ولایت در یک فرد محقق می شود نه در چند نفر اما در خصوص شورای رهبری  دو شکل وجود دارد یکی آنکه دیگر در شورا مفهوم ولایت صدق نمیکند دگر انکه رهبری شورایی نمی تواند باشد چون باید در مواقع حساس تصمیم دقیق بگیرد . واگر بخواهیم شورایی باشد مدت ها در مورد یک موضوع بحث کند و به نتیجه ای نرسد . ولایت بر شورا اطلاق نمیشود ولایت بر فرد است که اتلاق میشود و معنا پیدا میکند.

شرایط امت حزب الله و مخاطبان ولی فقیه چیست ؟

 مخاطبان اگاه و متفکر باشند و به گفته امیر مومنین بصیرت را مقدم بر کار بدانند یعنی قبل از هر کاری به یقین و ارامش آگاهانه برسند . رفتار فردی و اجتماعی فرد باید دارای حجم بیشتری از اکاهی و عقلانیت باشد چون غیر از این ممکن است با خلوص در سپاه معاویه و یزید باشد و حضرت امیر میفرماید من سربازی میخواهم که فکر کند و بصیرت داشته باشد و فقط به حقیقت بگوید چشم نه به دستور من . امت حزب الله شامل کسانی است که از هم فکری با ولی فقیه شروع میکنند و به همدلی با ولی فقیه میرسند .تشخیص میدهند که هدف ولی فقیه چیست و خودشان تکلیف را تشخیص میدهند . مانند ابوذر که از حضرت علی تبعیت میکرد و حتی در زمان سکوت علی منظور و حقیقت را میفهمید . افراد مطیع حقیقتند و اینکه بهره از حقیقت داشته باشند ارادت آن بیشتر است و مخلص عقلانیت خودشان هستند  و به شخص ارادت ندارند و بدرستی افکار و عقاید او ارادت دارند و به عکسی که در بالای سرشان گذاشته فقط ارادت ندارند .

مقایسه دوران امام با مقام معظم رهبری ؟

 فرمان پذیری از امام بیشتر بود و مقام معظم رهبری همفکر زیاد ندارد و تنها تر از امام است هر چند امام هم خیلی آشنا نداشت چرا که تعداد افرادی که درک و همدلی با ایشان میکنند کم است و مدعی فراوان است و رابطه عقلانی به سبب درک و همدلی و هم فکری داشته باشند کم هستند و میفهمند چه میگویند مثل احمد متوسلیان که عاشق امام بود و درک حقیقت امام او را عاشق امام کرد و هزاران متوسلیان دیگر که عشقشان ریشه در عقلانیت و تفکر داشته و بهره مند از حقیقت بودند .

سربازان امام کجا تربیت شده بودند ؟

 در یک مبارزه 15 ساله  اطلاع رسانی به علاوه پس زمینه های اعتقادی پاک مردم یعنی زمینه های اعتقادی پدران و مادران سنتی که حلال و حرام را تشخیص میدادند و بارانی که به این برگ ها ریخت اطلاع رسانی امام و شاگردان امام بود و این برگ ها شدند شهدای سال 59 تا 67 امام شاگردان خالصی چون صدوقی ، مدنی ، قاضی ، غفاری ، اشرفی ، داشتند که به قیمت جانشان اطلاع رسانی می کردند

نظر امام در مورد جنگ ؟

امام در مورد جنگ تکلیف محور بود و میگفت برای  تکلیف شرعی میجنگیم و استقامت میکنیم چه به کربلا برسیم با نرسیم . در اواخر جنگ غلبه با تفکری بود که نگاه به جنگ سیاسی بود نه تکلیفی . نگاه سیاسی و ابزار محور باعث افت جنگ شد . در حصر ابادان همفکری بود اما امکانات نبود ولی اواخر جنگ امکانات و ابزار بود ولی همفکر نداشت و قطع نامه را پذیرفت و مصلحت اندیشی کرد .

اخرین توصیه و حرف اخر چکار کنیم اقا از مظلومیت خارج شود ؟

تفکر کنیم  سواد و اگاهی خود را افزایش دهیم سواد سیاسی و اجتماعی همین  .

 

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در سه شنبه دوم شهریور 1389 و ساعت 10:12 |

 

به سوی او....

 

 

علی نوروزی کوشالی

پرستاری ۸۷

این السبب المتصل بین الارض و السماء، این صاحب یوم الفتح و ناشر رایه الهدی

1102 سال است که از آغاز غیبت کبری آن خورشید تابان می گذرد، جمعه ها از پی هم می آید و هنوز از ظهور خبری نیست. آیا براستی تاکنون، صادقانه از خود پرسیده ایم که علت این همه تاخیر در کجاست؟ آیا از خود پرسیده ایم که چگونه می شود هزار و اندی سال برای تربیت 313 سرباز فرصت کمی باشد؟ قطعا سبب غيبت امام زمان (عج) خود ما هستيم و به خاطر گناهان و اعمال ماست که فرج به تاخیر می افتد. به نظر می رسد یکی از مهم ترین ابتلائات که مانعی برای انتظار خالصانه به حساب می آید، شیفتگی و حب دنیا است. حاج محمدعلي فشندي (ره) هنگام تشرف به محضر حضرت صاحب (عج) عرض مي‌کند: مردم دعاي توسل مي‌خوانند و در انتظار شما هستند و شما را مي‌خواهند و دوستان شما ناراحتند. حضرت مي‌فرمايند: دوستان ما ناراحت نيستند! کساني منتظر فرج هستند که براي خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه براي برآوردن حاجات شخصي خود. بنابراین تنها انتظار فرج كافي نيست، اطاعت و بندگي نيز لازم است، مخصوصا با توجه به حوادثی  كه پيش از ظهور امام زمان (ع) واقع مي ‌شود، به گونه ای كه «ملئت ظلما و جورا». بهترين كار براي نجات یافتن در آخرالزمان، دعاي فرج امام زمان (ع) است، البته دعايی كه در همه اعمال ما اثر بگذارد. قطعا اگر كساني در دعا جدي و راستگو باشند، به عنایاتی دست خواهند یافت. بايد دعا را با شرايط آن خواند و «توبه از گناهان» از جمله شرايط دعا است. باید براي ما اين امر ملکه شود که در هر کاري، رضايت و عدم رضايت ایشان را در نظر بگيريم و رضايت و خشنودي او را جلب نماييم. ما بايد رضا و ميل امام زمان (عج) را در کارها به دست آوريم. اگر اهل ايمان، پناهگاه حقيقي خود، حضرت صاحب (عج) را بشناسند و به ایشان پناه برند امكان ندارد كه از آن ناحيه مورد عنايت واقع نشوند. در هر حال خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد يا نزديک، هر کسي بايد به فکر یافتن راهي براي ارتباط با حضرت حجّت (عج) و فرج شخصي خويش باشد. عده‌اي بوده‌اند که گويا حضرت غايب در پيش آنها حاضر و ناظر بوده است.

اللهم انا نرغب اليک في دولت الکريمه تعز به الاسلام و اهله و تذل به النفاق و اهله و تجعلنا فيها من الدعاة الي طاعتک والقادة الي سبيلک و ترزقنا بها کرامة الدنيا والاخره

 

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در سه شنبه دوم شهریور 1389 و ساعت 10:0 |

 طنز ماه

مسابقه بزرگ پیامکی ما

با جوایز باورنکردنی!

 1-میرحسین موسوی به مناسبت فلان روز بیانیه چندم را صادر کرد؟

الف. دویست و هفتادو پنجم

ب. هفتصدو بیست و پنجم

ج. شونصدم..

د. چه فرقی داره مگه دیگه مهمه!!

2ـ دلیل اصلی لغو مجوز نشریه ایران دخت چه بود؟

الف. مخ زنی دختران پاک ایرانی با یه مشت اباطیل

ب. پول هنگفتش را بابای مدیرمسوول (کروبی)از شهرام گرفته بود

ج. سردبیرش یک زندانی با وثیقه آزاد شده (محمد قوچانی)بود

د. کار کروبی بود چون عکس روی جلدش را به او نداده بود

3-دلیل اصلی دستگیر نشدن مهدی هاشمی  رفسنجانی چیست:

الف. همش تهمت میزنن به این بچه مظلوم و سربزیر!!!

ب. از باباش میترسن

ج. بهر حال آقازادگیه دیگه

د. قراره بگیرنش

4-شعار " ما بیشماریم  "سبزها در سال جدید مبدل شده به....

الف : ما هیچیم

ب: ما خاکستر بر بادیم

ج:ما زیر خاکی هستیم

د: دلت خوشه ها سبزه چی  کشک چی ؟

 

 5-نظر برادر مشایی در مورد طرح حجاب و عفاف چیست؟

1-تحولات گسترده ای در دنیا در حال وقوع است

2- آقا فقط کار فرهنگی...نه چیزه دیگه

3- اگه طرح اجرا بشه که هدیه تهرانی و مهناز افشار و سایر برو بچ اذیت می شن

4- همه موارد فوق و چند تای دیگه!

6-در 18 تیر امسال چند تن به خیابانها ریختند؟

1-     صفر نفر

2-     گفتن شمع روشن بشه

3-     قرار بود مردم تو پیاده روها برن

4-     اصلا جمعه بود و تعطیل

7-برای از رو بردن کروبی چه باید کرد؟

1-     به تمامی محافل دعوتش کنن و بخندن

2-     یه رسانه بهش بدن و بعد کلی بخندن

3-     یک میکروفون بی سیم بهش هدیه بدن

4-     بابا جدی نگیرین این غضنفرو....

 8- در آخرین جلسه موسوی و میر حسین کی به کی گیر داد؟

1-     خاتمی به میر حسین گفت آبروی اصلاح طلبی رو بردب

2-     میر حسین به خاتمی گفت تو باعث بال اومدن اصولگراها شدی

3-     هردوشون بهم گفتن شورش در آوردی

4-     جای کروبی خالی بود تا یک بیشتر بخندیم

 9- عباس عبدی گفت اگر پایم را هم ببوسند دیگر ...........را تحویل نمی گیرم

1-      خاتمی

2-      میر حسین

3-      کروبی

4-      همشون

 10-رهنورد زن روشنفکر غربی ها الان چه می کند؟

1-پس از سالها تمرین خانه داری می کند

2- تابلویی می کشد بنام سیری در عالم توهم

3- هوای داماد لرستان را دارد تا یک وقت در گرمای امسال نچاید

4-قصد اردا مدرک دکترایش را معادل بزند

 11- اولین واکنش سبزها به فینال جام جهانی چه بود؟

1-تقلب شده

2- بازی باید ابطال بشه

3-ناظر ما رو از ورزشگاه بیرون کردن

4-سطل آشغال های کل دنیا رو باید بسوزونیم

 12- گاف بزرگ VOA  در  جمعه 18 تیر امسال.........

1-ایران در حال سوختنه

2-سراسر بازار تهران تعطیله

3-جنبش سبز داره پیروز می شه

4-بدوین بچه ها بلیط پرواز تهرانو بگیرین

 *************************************************

کلیه علاقمندان پاسخ های صحیح را به شماره  پیامک کنند3000000000000000002589  و در صورت تمایل به این نکته که جیب ایرانسل و همراه اول بیش از این پر نشود !! می توانند جوابهای صحیح را دست نویس به دفتر ما تحویل دهند

 جوايز اين مسابقه:

 يک دستگاه قرقره/ به هزار نفر

يک حلقه سانتريفيوژ بلورين/ به سيصد نفر

سند قطعي حضور در خوشه يک، قابل انتقال به غير/ به چهل نفر

بليت تماشاي بازي برگشت تيم‌هاي راه‌آهن و ملوان انزلي در ورزشگاه اختصاصي راه‌آهن/ به ده نفر

دو متر نخ دندان/ به هشت نفر

فيش حج تمتع در معيت کليه اعضاي خانواده، به ‌اضافه بورس تحصيلي هشت ساله دانشگاه کاليفرنيا، به همراه اجازه اقامت و کار دائم در کانادا يا استراليا به همراه تور سه‌ماهه دور دنيا/ به هيچ نفر

 آخرین مهلت : همین الان !!

 

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در دوشنبه یکم شهریور 1389 و ساعت 12:47 |

تقرب به زنهای بهشت!

شمار را در این سوالی که می خواهم بکنم حکم قرار می دهم . سوال این است که اگر نبی اکرم(ص) که صادق و مصدق است, به شما خبر دهد که اگر در تمام عمر عبادت خدا کنید و ترک شهوات نمائید یا اینکه در تمام عمر خلاف گفته او کنید و مطابق میل نفسانی و شهوات خود رفتار کنید, در درجات آخر شما فرقی نمی کند و در هر صورت شما اهل نجات هستید و بهشت خواهید رفت و از عذاب ایمن خواهید بود. نماز کنید یا زنا کنید , تفاوتی ندارد ولی رضای خدا در این است شما عبادت او کنید و ترک شهوات در این عالم نمائید , در مقابل این هم اجری نمی دهند و ثوابی عطا نمی کنند آیا شما از اهل معصیت می شدید یا عبادت؟ آیا شما باز مواظب مستحبات و جمعه و جماعات می شدید یا در شهوات و لهو و لعب می کوشیدید؟ با یک نظر منصفانه و بدون ریا جواب دهید , بنده از خودم و کسانی که مثل خودم هستند خبر می دهم که اهل معصیت می شدیم و اطاعات را تارک و فاعل مشتهیات می شدیم . تمام کارهای ما برای لذات نفسانی و برای اداره کردن بطن و خرج است . ما شکم پرست و شهوت پرستیم. ترک لذت برای لذت بزرگتر می کنیم. وجهه نظر و قبله آمال ما راه انداختن بساط شهوات است.

نماز که معراج قرب الهی است ما به جا می آوریم برای تقرب به زنهای بهشت , ربطی به تقرب به حق ندارد. ای بیچاره بی خبر از معارف الهی که جز در راه شهوت و غصب خود چیز دیگر نمی فهمی . تو مقدس مواظب به ذکر ورود و مستحبات و واجبات و تارک مکروهات و محرمات و متخلق به اخلاق حسنه, در ترازوی انصاف بگزار کارهایی را که نمی کنی برای رسیدن به شهوات نفسانی و نشستن بر تختهای زمردین و هم آغوش شدن بالعبتهای شوخ و شنگ بهشتی و پوشیدن لباسهای حریر و سکنی کردن در قصرهای نیکو منظر , آیا باید اینها را به خدا نسبت داد و پرستش حق دانست؟ فاش بگویم , پیش عرفای ........ و اولیای خدا تمام این عبادات ما از گناهان کبیره است. ریا شرک است و بدی به بزرگی آن از جهت آن است که عبادت را برای رضا نکردی. تمام عبارات ما شرک محض است و ........ خلوص و اخلاص در آن نیست , بلکه رضای خدا به طریق اشتراک هم در آن ........... ندارد. نمازی که برای خاطر خواهی زن باشد چه زن دنیایی چه بهشتی , این نماز برای خدا نیست. پس چرا این قدر ناز و عشوه می کنی, به بندگان خدا به نظر حقارت نگاه می کنی , خود را از خاصان درگاه حق می دانی . بیچاره تو با همین نماز مستحق عذابی چرا خود را طلبکار می دانی؟ بگذار این پرده دریده نشود و حجاب غفران حق بروی این سینات , که اسمش را عبادت گذاشتیم , افتاده باشد که خدای نخواسته اگر این ورق برگردد و ورق عدل پیش آید , گند عبادت ما کمتر از گند معصیتهای اهل معصیت نیست.

امام صادق از پیامبر نقل می کند که خدای عزوجل به داود فرمود : " ای داود بشارت ده گناهکاران را و بترسان صدیقین را . گفت : چگونه بشارت دهم گناهکاران را و بترسانم صدیقین را ؟ فرمود : بشارت گناهکاران را که من همانا توبه قبول می کنم و از گناه می گذرم و بترسان صدیقان را عجب نکنند به اعمالشان زیرا که بنده ای نیست که اگر حساب برپا شود هلاک نگردد. "

ای بیچاره بی خبر از حال محبین , تو گمان کردی آنها هم در اعمالشان مثل من و توست. تو خیال می کنی که امتیاز نماز حضرت امیرالمومنین (ع) با ما این است که " مد " و " الضالین " را طولانی تر می کند؟ یا فرائتش صحیح تر است؟ یا طول سجود و رکوع و اذکار و اورادش بیشتر است ؟  یا امتیاز آن بزرگوار به این است که شبی چند صد رکعت  نماز می خواند؟ یا مناجات سید الساجدین هم مثل مناجات من و توست؟ او هم برای حورالعین و گلابی و انار این قدر ناله و سوز و گداز داشت؟ به خودشان قسم که " انه لقسم عظیم " که اگر بشر پشت بر پشت یکدیگر دهند و بخواهند یک "لا اله الا الله" امیرالمومنین را بگویند , نمی توانند. ای عارف , ای صوفی , ای حکیم , ای مجاهد , ای مرتاض , ای فقیه , ای مومن , ای مقدس , ای بیچاره های گرفتار , هم از خلوص و خداخواهی , فرسنگها دورید , این قدر عشوه نکنید.این اعمال از قبایح و فجایع است. باید انسان از آنها حجالت بکشد و ستر آنها کند.

خدایا به تو پناه می بریم از شر شیطان و نفس اماره. تو خودت ما را حفظ فرما. بحق محمد و آله (ص).

منبع: کتاب چهل حدیث -امام راحل (ره)-ص ۷۲

   

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 و ساعت 9:52 |

صدور انقلاب بدون زور!

مرحوم علامه  محمد حسین فضل الله

 سخن درباره اندیشه سیاسی حضرت امام(رحمه الله) بسیار مشکل یا غیر ممکن است و هیچگاه نمی‌توان بصورت گسترده و کامل درباره تفکّرات سیاسی ایشان اظهار نظر کرد؛ چرا که زمینه فعالیت‌ها و مبارزات وی محدود به دایره‌ای خاص نبود و بر اساس اندیشه های اسلامی به سرتا سر جهان گسترش یافت. او در ژرفای فلسفه عرفانیش در گسترده‌ترین آفاق به سوی خدا حرکت می‌کرد و با شناخت اسلامی از مسأله استضعاف و استکبار، دردهای مستضعفان را در امتیازهای مستکبران می دید. وی برای انسان رنج کشیده- با هر گرایشی- اندوهگین می‌شد؛ ولی این احساس اندوه تنها عواطف صِرف نبود. بلکه همواره برای محو این دردها فعالیت کرد. او اسلام را در وجدان مسلمانان در سطح رهبری و مردم به عنوان مسأله‌ای مطرح ساخت که در هر زمینه‌ای خلأهای فکری انسان را به اندیشه اسلامی فرا ‌خوانده و روحیه عاطفی انسان را با ژرفای روحی عاطفه در اسلام پیوند زده، و بشریت را با قوانینی فعّال به حرکت در می آورد. اندیشه در اسلام -همانطور که معانی روحی را به سوی ارزش‌های انسانی در زندگی سوق می دهد- به سیاست نیز توجه داد.

معنای صدور انقلاب در نظر امام

صدور انقلاب بدین معناست که نظام های حاکم منطقه تحت تأثیر حرکت انقلابی اسلام به لرزه در خواهند آمد؛ نفوذ غرب از بین می‌رود؛ مصالح اقتصادی جهان آزاد دچار خطر خواهد شد؛ و حیات بشر شاهد معنای ژرف و عمیق اسلام ـ به عنوان حرکت سیاسی واقتصادی اندیشمند وقانونگرا وجانشینی برای تفکرات و اندیشه های علمی مادی ـ خواهد بود.

البته امام(رحمه الله) می توانست این انقلاب را در محدوده ایران محصور نماید؛ تا تجربه قانون گذاری، حکومت و مبارزه اسلامی را در آن اجرا کرده و با جهان استکبار از در مصالحه و پیمان نامه های دو جانبه صلح و دوستی وارد شود و جهان از خطر گسترش این حرکت در امان باشد. استعمار نیز از این مسأله استقبال می نمود؛ همچنانکه تجربه نشان داده است که (استعمارگران) در بر خورد با جنبشهای ملی که توانایی سرکوب آنها را ندارند بر اساس قواعد و ضوابط سیاسی، امنیتی و اقتصادی رابطه برقرار مینمایند تا در همان منطقه، محدود گردد و پس از مدتی به صورت ناگهانی نابودش کنند. ولی امام(رحمه الله) از ابتدا این طرز تفکّر را رد نمود. وی مبارزی نبود که جنبش خود را محدود به یک منطقه بداند، بلکه مهد انقلاب خود را تمام نقاط عالم و سراسر گیتی می‌دانست؛ زیرا اگر اسلام به عنوان رسالتی همگانی از جانب خداوند برای تمامی زمینیان فرستاده شده است، پیام آوران نیز ملزمند که آن را بر تمام جهانیان عرضه نمایند. بدین ترتیب امّت مسلمان انقلابی، گوش به فرمان رهبر خویش به مبارزه برخاست و بسیاری از نظامهای منطقه را به لرزه در آورد و قلب مستکبرین را دچار ترس و هراس نمود.. تمام جهان دانستند که این مرد مبارز در خط اسلام گام بر می دارد و این انقلاب در اندیشه تغییر بنیادین نظام جهانی است.

سوال این است: امام(رحمه الله) چگونه از ابتدای پیروزی به فکر صدور انقلاب بود؟

امام(رحمه الله) در دیدار با سفرای جمهوری اسلامی در سایر کشورها می‌فرماید: «ما می‌توانیم انقلاب را صادر نماییم. صدور انقلاب با جنگ و زور نیست؛ صدور انقلاب با رشد و معرفی حقایق اسلامی و اخلاق اسلامی ممکن خواهد بود» ... «هنگامی که می‌خواهید به کشوری بروید باید چنین تصور نمایید که می خواهید فرزندان آن کشور را تربیت کنید؛ هما نطور که فرزندان کشور خودتان را تربیت می کنید. اراده شما صدور اسلام به آن کشور باشد. صدور اسلام هم فقط بوسیله اخلاق، آداب و اعمال اسلامی امکان پذیر است تا مردم به شما بپیوندند» .

از این سخنان متوجه می شویم که امام(رحمه الله) نمی خواهد انقلاب همانند بسیاری از حرکتهای اسلامی، بشکلی ناقص وبی مغز به جهانیان معرفی گردد؛ بلکه می‌خواهد انقلاب بر اساس خاستگاه اسلامی اش به مردم معرفی شود و همه بدانند که اسلام، قاعده و منشأ اصلی پیدایش این انقلاب است و تمام اندیشه ها و مبارزات، نشأت گرفته از این پایگاه غنی فکری است، تا انقلابیون بر اساس آن حرکتی فراگیر جهت تغییر کلّی در ساختار جهانی را عملی کنند و بدانند که در تمام مراحل مبارزه ضروری است که مردم را به اسلام فرا خوانند.

پس کارگزارانی که بر اساس خط اسلام ودر مسیر تغییر در حرکت اند باید اسلام را از جهت فکر، عقیده، قانون، شریعت، وسیله و هدف به تمام مردم معرفی نمایند تا مردم، اسلام را دینی بدانند که تمام جوانب زندگی را در نظر گرفته و برای همه مشکلات بشری اعم از پوچی و بی هویتی جهان مادی، معضلات روحی و روانی و تمام مسائل مرتبط با بشریت پاسخ مناسب را ارائه می‌دهد.

بر پایه همین اعتقاد، امام(رحمه الله) از سفرای جمهوری اسلامی و دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه‌های نقاط مختلف جهان می‌خواهد که حقایق و اخلاق اسلامی را در پندار و باور مردم پرورش دهند. هدف امام(رحمه الله)، دعوت به اسلام با سخن، عمل و موضع گیری صحیح است تا در این راستا انقلاب در مسیر اسلام و حق و عدل قرار گیرد و امّت مسلمان، انقلاب را بر اساس باورها، واقعیتها، دردها ورنجها پذیرا باشند؛ نه اینکه دولت به وسیله دستگاه‌های رسمی وغیر رسمی، مردم را به انقلاب و تغییر بنیادی وا دارد. انقلاب باید بر اساس رهبری اسلامی و بیدارگر و با اختیار و اراده ملتها صورت پذیرد؛ همانگونه که ملت مسلمان ایران با صفای دل و جان و شجاعت و دلاوری در مقابل طاغوت به پا خاست. بنابراین محرک اصلی انقلاب باید اسلام باشد نه فرمانها و دستورات مقامات رسمی.

این پرسشها را افرادی مطرح می‌نمایند که مسأله صدور انقلاب را بر تمام نیروهای توانمند به حرکت و مبارزه واجب می شمارند؛ خواه این حرکت مرجعیت دینی تأثیرگذار وخواه حرکتِ اسلام گرایی باشد که در جهان اسلام از مقبولیّت و نفوذ برخوردار است و یا دولت اسلامی باشد که از ابزار مادی، روحی و سیاسی برای پشتیبانی از مستضعفین جهان در راستای عدالت و آزادی در مسیر حرکت حکومت اسلامی برخوردار است. این افراد معتقدند کسانی که با رژیمهای غاصب و چیره بر کشورهای مسلمان کنار می آیند با خطّ مشی جنبش اسلامی هماهنگ نیستند؛ چون مسیر حرکت مبارزه اسلامی تطبیق احکام اسلام بر تمام جوانب حیات بشری است که مستکبرین آن را خطر بزرگی برای منافع و مصالح خود می دانند؛ زیرا معنی آتش بس با این رژیم‌ها به معنی خیانت واعطای فرصت وقدرت به حکومتهای ظالم برای بهره کشی و استعمار ملتهای ستمدیده وتضعیف رهروان راه آزادی و اسلام است. همچنین بر مبنای احکام اسلامی این آتش‌بس تحت عنوان مساعدت و « رکون به ظالمین» قرار خواهد گرفت.

ممکن است نظر این افراد ضرورت اعلام جنگ مسلحانه علیه تمام نظامهای فاسد و طاغوتی جهان باشد؛ هر چند ممکن است این جنگ مسلحانه باعث افزایش مشکلات و معضلات اقتصادی، سیاسی و امنیتی دولت اسلامی یا جنبش اسلامی گردد؛ زیرا مسأله، مسأله حق و باطل است که ایثار در راه اقامه حق و شکست باطل، با مفهوم شهادت _ که نقطه اوج پیروزی برتمام مفاهیم ضعف و سستی است _ تحقق می‌پذیرد.

آنان بر این نکته اصرار دارند که خط امام(رحمه الله) این است وایشان بر همین اساس انقلاب را پایه ریزی نمود. وی از مردم خواست که در مقابل استکبار جهانی و منطقه ای به پاخیزند و مقاومت نمایند؛ زیرا این روش تنها روش رسیدن به هدف مقدس حکومت اسلامی و آزادی ملتهاست. همچنین اینگونه افراد ممکن است چنین تصور نمایند که؛ باید تمام رفتارهای رسمی و دیپلماتیک کنار نهاده شود، و در صورت ضرورت بد رفتاری با یک مهمان دیپلماتیک هیچ مانعی ندارد؛ حتی اگر مشکلاتی برای دولت اسلامی با دولت متبوع این میهمان به همراه داشته باشد. می گویند سخن حق باید گفته شود وهزینه آن نیز پرداخت شود. برخی از این افراد معتقد به استفاده از الفاظ تند در سخنرانیهای سیاسی هستند؛ زیرا سخن آرام نشانه ضعف و سستی است و ممکن است بر روحیه ملت تأثیر منفی داشته باشد، در حالیکه ملت باید همیشه آماده درگیری با دشمنان باشد. بنابراین باید ملت را بر اساس خشونت تربیت نمود چون خشونت وتندروی به معنای اقتدار و آمادگی انقلابی است.

منبع : قدسنا.

 

+ نوشته شده توسط ارمان گرا در یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 و ساعت 9:42 |